002-141-091-بقرة

« Back to Glossary Index
این نفرات که مورد بحث فرقه های به ظاهر دیندار است نفراتی بودند که در دنبال هم آمدند و در گذشتند، آنچه خوب و یا بد کردند برای خود کردند و شما نیز هر چه کنید برای خود میکنید و الله از شما نخواهد پرسید که آنان چه کاره بوده اند (فقط از انسانها خواهد پرسید که از متن پیغامهای الله چه دانسته اند و چه اندازه بدانها عمل کرده اند و متاسفانه مردم اكثر فرقه های اسلام جواب خواهند داد حتی معنای نماز خود را که هر روز مکرر میخواندیم نمی دانستیم زیرا پیشوایان گمراه کننده ما فقط به ما میگفتند دنبال قشنگ خواندن عبارات قرآن و نماز بروید و برای مردگان مقدس گذشته گریه کنید و به این راهها شکم های ما را سیر کنید) (141)
متن عربی (آیه): تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

ترجمه تحت‌اللفظیِ دقیق به فارسی (زیر هر بخش):

  • تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ
    • آن، امّتی است [که] قطعاً گذشته/سپری شده است.
  • لَهَا مَا كَسَبَتْ
    • برای او (آن امت) است آنچه به دست آورد (کسب کرد).
  • وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ
    • و برای شماست آنچه به دست آورده‌اید (کسب کرده‌اید).
  • وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
    • و شما پرسیده نمی‌شوید دربارهٔ آنچه آنان انجام می‌دادند.

ترجمه روان نزدیک به متن: آن، امتی است که از میان رفته است؛ آن امت حاصلِ کرده‌های خود را دارد و شما نیز حاصلِ کرده‌های خود را. و شما دربارهٔ آنچه آنان می‌کردند بازخواست نمی‌شوید.

تحلیل صرفی (واژه‌به‌واژه) و ریشه‌شناسی:

  • تِلْكَ: اسم اشاره، مؤنثِ دور (آن).
  • أُمَّةٌ: اسم مؤنث، نکره، مفرد؛ معنی: امت/گروه/قوم. ریشه: أ م م (أمّ: قصد/مراجعه؛ أُمّة: جماعتی با مقصد/راه مشترک).
  • قَدْ: حرف تحقیق/تقریب؛ با گذشته می‌آید و تأکید بر وقوع (تحقق) می‌دهد.
  • خَلَتْ: فعل ماضی، مفرد مؤنث غایب؛ از ریشه خ ل و (خلا/خلا یَخلو: تهی شدن/گذشتن). اینجا: «گذشت/سپری شد/از میان رفت».
  • لَهَا: لِ (حرف جرّ: برای) + ها (ضمیر مؤنث مفرد غایب: برای او/آن امت).
  • مَا: اسم موصول/مصدر موصولی؛ «آنچه/هرآنچه».
  • كَسَبَتْ: فعل ماضی، مفرد مؤنث غایب؛ ریشه ک س ب (کسب: به دست آوردن، اکتساب).
  • وَلَكُمْ: وَ (حرف عطف) + لِ (برای) + کم (ضمیر جمع مخاطب: شما).
  • مَا: اسم موصول (آنچه).
  • كَسَبْتُمْ: فعل ماضی، جمع مخاطب؛ از ریشه ک س ب؛ «کسب کردید/به دست آوردید».
  • وَلَا: وَ (عطف) + لا (نفی؛ در سیاق نهی/خبر).
  • تُسْأَلُونَ: فعل مضارع مجهول، جمع مخاطب؛ باب ثلاثی مجرد س أ ل (سؤال/پرسیدن). «پرسیده می‌شوید/بازخواست می‌شوید».
  • عَمَّا: عَنْ + ما (ادغام نون در میم)؛ «از آنچه/دربارهٔ آنچه».
  • كَانُوا: کانَ (فعل ناقص ماضی) + واو جمع (آنها بودند). کانَ هنا برای استمرار/عادت در گذشته.
  • يَعْمَلُونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع غایب؛ ریشه ع م ل (عمل کردن). وابسته به کانَ برای دلالت بر «می‌کردند».

تحلیل نحوی و ساختار جمله:

  • تِلْكَ أُمَّةٌ: جمله اسمیه (مبتدا «تِلْكَ»، خبر «أُمَّةٌ»). خبر نکره برای تعظیم/توصیف نوعی.
  • قَدْ خَلَتْ: جمله فعلیه در محلّ خبرِ دوم یا جمله حالیه/استینافیه برای توضیح حال «أمة». «قد» با ماضی، تحقق قطعی گذشتن را می‌رساند.
  • لَهَا مَا كَسَبَتْ: جار و مجرور «لها» مقدّم بر مبتدا برای حصر/تخصیص؛ «ما كسبت» مبتدا مؤخر یا فاعلِ مقدّر در ساختار اسمی. مفاد: تنها برای همان امت است دستاوردهای خودش.
  • وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ: ساختاری موازی با جمله قبل؛ تقابل معنایی «لها/ولکم» و «کسبت/کسبتم».
  • وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ: جمله فعلیه خبریه با فعل مجهول؛ «عما» جار و مجرور متعلق به «تسألون». «کانوا یعملون» جمله موصولی/مصدری در محلّ جرّ بعد از «عن ما».

باب‌های صرفی و یادداشت‌های تکمیلی:

  • خَلَتْ: ثلاثی مجرد (خلا-یَخلو/خَلَا-یَخلُو)، معنای گذشتن/تهی شدن/خالی گشتن.
  • كَسَبَ: ثلاثی مجرد (کَسَبَ-یَکسِبُ)، مصدر: کَسْب/اِکتِساب.
  • سُئِلَ/يُسْأَلُ: مجهول از سَأَلَ (ثلاثی مجرد).
  • يَعْمَلُ: ثلاثی مجرد (عَمِلَ-یَعمَلُ)، مصدر: عَمَل.

نوع جمله و لحن:

  • ترکیب از جمله اسمیه خبریه و جملات فعلیه خبریه، با لحن خبری-تأکیدی و حصر.

دلالت معنایی و پیام آیه (به فارسی):

  • مسئولیت فردی/جمعی در قبال اعمال: هر جماعت/نسل، پیامد اعمال خود را دارد.
  • قطع پیوند بازخواست شما از اعمال گذشتگان: شما بابت کارهای آنان مسئول نیستید.
  • نهی ضمنی از تکیه بر افتخارات نیاکان یا ترس از بار گناه ایشان: معیار، کسب و عمل خود شماست.
  • تأکید بر گذرای نسل‌های پیشین: «قد خلت» یعنی پرونده آن امت بسته و زمانشان گذشته است.

نکات بلاغی کوتاه:

  • تقابل موزون «لها»/«ولکم»، «کسبت»/«کسبتم» برای تاکید بر عدالت و تفکیک مسئولیت.
  • تقدیم جار و مجرور «لها»، «ولکم» بر «ما کسبت/کسبتم» برای افادهٔ حصر: فقط برای خودشان/خودتان است.
  • استعمال ساختار مجهول «لا تُسألون» برای عمومیت حکم و تمرکز بر نتیجه (عدم بازخواست از اعمال دیگران).

نتیجه معنایی فشرده: آن امت گذشت؛ هر کس/هر امت حاصلِ کار خویش را دارد، و شما فقط پاسخ‌گوی کار خودتان هستید، نه کار گذشتگان.

Nach oben scrollen