002-132-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و ابراهیم به فرزندان خود و نوه اش يعقوب چنین روشی را توصیه نمود و گفت: ای فرزندان من الله برای شما چنان دینی را برگزیده پس شما نمیرید مگر در حالیکه نشان دهنده باشید که تسليم دستورات او هستید (مسلم و مسلمان یعنی تسلیم دستورات الله چه آن دستور بوسیله پیغمبر اسلام باشد یا هر پیغمبر حق دیگری و زمانی که انسان میمیرد معلوم میشود ، چه اندازه تسلیم دستورات الله بوده و قطعی است که تا دستورات رسیده از پیغمبران قبل دستخوش تغییر و خرابی نشود خالق عالم پیغمبر جدیدی نمی فرستد و پیغمبر جدید به شرطی پیغمبر الله است که بتواند ثابت کند چه قسمت هائی از پیغام پیغمبران قبل کم و زیاد شده و حتما باید پیغام جدید بهتر از پیغامهای عوض شده قبل باشد و بر اساس همین میزانهاست که اثبات میشود تمام مطالب قرآن حتما پیغامهای آخر الله است) (۱۳۲)
آیه: وَوَصّىٰ بِها إِبراهيمُ بَنيهِ وَيَعقوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصطَفىٰ لَكُمُ الدّينَ فَلا تَموتُنَّ إِلّا وَأَنتُم مُسلِمونَ

ترجمه تحت‌اللفظی (کلمه‌به‌کلمه) و سپس روان:

  • ووصّى: و سفارش کرد
  • بها: به آن (به این توصیه/وصیت)
  • إبراهيمُ: ابراهیم (ع)
  • بَنيهِ: به فرزندانش
  • و يعقوبُ: و یعقوب (ع)
  • يا بَنيَّ: ای پسرانم
  • إنَّ: به‌راستی/همانا
  • اللهَ: خدا
  • اصطفىٰ: برگزید
  • لَكُمُ: برای شما
  • الدِّينَ: دین
  • فلا تموتنَّ: پس زنهار نمیرید/مبادا بمیرید
  • إلا: مگر/جز اینکه
  • وأنتم: در حالی‌که شما
  • مسلمونَ: مسلمانید/تسلیم هستید

ترجمه روانِ نزدیک به متن: و ابراهیم به فرزندانش سفارش کرد، و [همچنین] یعقوب [سفارش کرد]: ای پسرانم! همانا خدا دین را برای شما برگزیده است؛ پس مبادا جز در حالی که تسلیم [خدا] هستید، بمیرید.

بررسی نحوی و صرفی واژه‌ها:

  • و: حرف عطف.
  • وصّى: فعل ماضی، باب تفعیل (صيغة: فعّل)، ریشه: وصي/وَصى (و-ص-ي). معنای باب تفعیل: شدت/تکثیر/تعدیه → «سفارشِ مؤکد کردن».
  • بها: جار و مجرور (بِ + ضمیر مؤنث مفرد «ها»). «ها» به «کلمه/وصیت» یا «ملّت/دین»ِ پیش‌گفته در سیاق بازمی‌گردد.
  • إبراهيمُ: فاعلِ «وصّى»، مرفوع.
  • بَنيهِ: مفعولٌ‌به مقدّم با حرف جر «بِ»؟ در اصل «وصّى فلانًا بكذا» یا «وصّى بنيه»؛ این‌جا «بَنيهِ» مفعول به دوم بر ساختار «وصّى فلانًا» هم تحلیل می‌شود، با ضمیر «هِ» (فرزندانِ او). اعراب: منصوب به‌خاطر مفعول‌به بودن (بَنيهَ)، ولی به سبب یاء نسبت و اضافه به ضمیر، صورت املایی «بَنيهِ» با کسره ضمیر آمده؛ قرائت مشهور: «بَنِيهِ».
  • و يعقوبُ: معطوف بر «إبراهيمُ»، مرفوع؛ یعنی یعقوب نیز چنین وصیت کرد.
  • يا: حرف ندا.
  • بَنيَّ: منادی مضاف با ضمیر متکلم یاء؛ در اصل «بَنِيَّ» (ای پسرانِ من). اعراب: منصوب به‌خاطر ندا (منادی مضاف).
  • إنَّ: حرف توکید و نصب.
  • اللهَ: اسم «إنَّ»، منصوب.
  • اصطفىٰ: فعل ماضی ثلاثی مزید، باب افتعال (اصطَفَى)، ریشه: صفو/صَفى (ص-ف-و/ی). معنای باب: طلب/اتخاذ برای خود → «برگزیدن».
  • لَكُمُ: جار و مجرور، «لـِ» برای اختصاص/نفع، ضمیر خطاب جمع «کم».
  • الدّينَ: مفعول‌بهِ «اصطفى»، منصوب؛ یا «مفعول اول» و «لکم» دلالت بر اختصاص دارد.
  • فَـ: فاء تفریع/نتیجه.
  • لا تموتُنَّ: «لا»ی نهی + فعل مضارع «تموتون» با نون تأکید ثقیله: «مبادا بمیرید». فعل: تموتون ← تموتُنَّ (به‌خاطر نون تأکید)، ریشه: م-و-ت (ماتَ/يموتُ).
  • إلا: ادات استثناء.
  • و أنتم: واو حالیه + «أنتم» ضمیر منفصل، مبتدا در جمله حالیه.
  • مسلمونَ: خبر مبتدا در جمله حالیه، جمع مذكر سالم، مرفوع (واو جمع، اما در رسم‌المصحف با فتحه قبل از تنوین حذف شده، ضبط قرآنی «مسلمونَ»).

تحلیل ریشه‌ها (مادّه‌های ثلاثی) و باب‌ها:

  • وصّى: ریشه و-ص-ي؛ باب تفعیل (فعّل) → توصیه مؤکد.
  • بها: «ها» ضمیر؛ «بِ» حرف جر.
  • إبراهيم/يعقوب: اعلام؛ غیرمشتق.
  • بَنِيّ: از «ابن» (ب-ن-و/ي)، جمع «بَنون/بنين»؛ «بَنِيَّ» با یاء متکلم.
  • إنَّ: حرف مشبّه بالفعل.
  • الله: عَلَم جلاله.
  • اصطفى: ریشه ص-ف-و/ي؛ باب افتعال (اصطَفَى) با ادغام طاء و تاء (اصتفى ← اصطَفى).
  • لَـ: حرف جر.
  • الدّين: ریشه د-ي-ن؛ معنای اصل: جزا/اطاعت/روش.
  • تموتنّ: ریشه م-و-ت؛ مضارع مخاطب جمع + نون تأکید ثقیله.
  • مسلمون: ریشه س-ل-م؛ اسم فاعل از باب افعال «أسلمَ» → «مُسلِم»؛ جمع سالم.

ساختار جمله و نوع آن:

  • بخش اول خبری: «ووصّى بها إبراهيمُ بنيه ويعقوبُ» → جمله خبری ماضی، بیان وقوع وصیت از سوی ابراهیم و یعقوب.
  • بخش دوم قولِ مستقیمِ درون‌متنی: «يا بَنِيَّ إنَّ اللهَ اصطفى لكم الدينَ» → جمله خبری مؤکَّد (با «إنّ») خطاب به فرزندان.
  • بخش سوم نهی/امرِ ارشادی: «فلا تموتنّ إلا وأنتم مسلمون» → جمله نهی مؤکد با نون تأکید، مقیَّد به حالِ «وأنتم مسلمون» (جمله حالیه)، معنای التزامی: بر حالت اسلام پایدار بمانید تا مرگ شما در همان حال واقع شود.

نکات معنایی:

  • «اصطفى لكم الدين»: تأکید بر اینکه حقیقتِ دینِ الهی برای آن‌ها برگزیده و اختیار شده، یعنی راهی که خدا پسندیده است.
  • «فلا تموتن إلا وأنتم مسلمون»: نهی از اینکه مرگ در حالتی جز تسلیم به خدا فرا رسد؛ کنایه از پایداری مستمر بر ایمان تا پایان عمر.
  • ذکر نام هر دو پیامبر (ابراهیم و یعقوب) پیوند سنت ایمانی خاندان ابراهیم را می‌رساند و بر استمرار عهد تأکید می‌کند.

خلاصه معنایی به فارسی روان: ابراهیم به فرزندانش سفارش کرد، و یعقوب نیز [چنین گفت]: ای فرزندانم، خدا این دین را برای شما برگزیده است؛ پس مراقب باشید جز در حالی که تسلیم خدا هستید از دنیا نروید.

Nach oben scrollen