002-120-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و یهودیان و یا نصارا هرگز از تو راضی نمی شوند مگر وقتی که از روش غلط مذهبی ایشان پیروی کنی بگو راهنمائی حقیقی آنست که روی راهنمائی الله باشد (متاسفانه به مانند یهودیان و نصارا و تمام مذاهب دیگر غیر اسلام اكثر فرقه های اسلام نیز راهنمائی های عده ای از پیشوایانِ مذهبی خود را که بیشترش خلاف راهنمائیهای قرآن است، راهنمائی صحیح میدانند، مثلا بجای آنکه خود را شیعه و پیرو پیغمبر اسلام بدانند و راست بگویند که شیعه و پیرو امام علی و امام جعفر صادق هستند شیعه و پیرو پیشوایانی هستند که اصول عقاید و اعمالشان روی روایاتی دروغ خلاف قرآن و خلاف عقاید و اعمال على بن ابی طالب است و سنّیان نیز بجای آنکه ببینند قرآن مجید چه میگوید و سنت حقیقی پیغمبر اسلام چیست تا حقا به سنت پیغمبر اسلام عمل کرده باشند به سنتهائی عمل میکنند که روی احادیث و روایاتی دروغ آنها را پس از حدود صد سال که از فوت شافعی و حنبل و مالک و ابوحنیفه گذشت به این پیشوایان دینی بسته اند و به دروغ، آنها را روایاتی از اصحاب پیغمبر دانسته اند) و تو ای پیغمبر اگر بعد از آنچه بوسیله قرآن برای تو دانش حقیقی به دین حاصل شد تمایلات مردم را پیروی کنی از طرف الله ولی و یاوری نخواهی داشت (ولی در اینجا یعنی حافظ و آنانکه متن قرآن را کاری ندارند و دین خود را به اجتهاد این عالم و آن عالم متکی میکنند از علم حقیقی دین به دور و خلاف راهنمائیهای الله را رفته اند و حال آنکه در قرآن ذکر شده که بوسیله علم قرآن و سنت پیغمبر اسلام میتوانند کلیه اختلافات خود را بر طرف نمایند و لذا باید گفت اینکه مسلمین ذلیل اجانب شده اند بواسطه تبعیت ایشان از همین اجتهادهای اختلاف انداز است) (۱۲۰)
آیه: «وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم ۗ قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ»

  1. «وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»
  • و: و
  • لَن: هرگز (برای نفیِ مؤکد در آینده)
  • تَرضىٰ: راضی می‌شوند
  • عَنكَ: از تو/دربارهٔ تو
  • اليَهودُ: یهودیان
  • وَلَا: و نه
  • النَّصارىٰ: مسیحیان
  • حَتّىٰ: تا/تا آن‌گاه که
  • تَتَّبِعَ: پیروی کنی
  • مِلَّتَهُم: کیش/آیین‌شان

ترجمه تحت‌اللفظی: «و هرگز یهودیان از تو راضی نمی‌شوند و نه مسیحیان، تا آن‌گاه که آیین‌شان را پیروی کنی.»

  1. «قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ»
  • قُل: بگو
  • إِنَّ: به‌راستی/همانا
  • هُدَى اللَّهِ: رهنمود/هدایتِ خدا
  • هُوَ: همان/اوست (ضمیر فصل برای حصر)
  • الهُدىٰ: هدایت [واقعی]

ترجمه تحت‌اللفظی: «بگو: بی‌گمان هدایتِ خدا همان هدایت [واقعی] است.»

  1. «وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ»
  • وَلَئِنِ: و به‌راستی اگر (لامِ قسم + إن شرطیه)
  • اتَّبَعتَ: پیروی کنی/کردی
  • أَهواءَهُم: هواهایشان/خواسته‌های نفسانیِ آنان
  • بَعدَ: پس ازِ
  • الَّذي: آنچه/آن‌که
  • جاءَكَ: به نزد تو آمد
  • مِنَ العِلمِ: از دانش [وحیانی]
  • ما: نیست/نداری (نفی)
  • لَكَ: برای تو
  • مِنَ اللَّهِ: از جانبِ خدا
  • مِن وَلِيٍّ: هیچ سرپرستی (من زائده برای نفی جنس)
  • وَلا نَصيرٍ: و نه یاوری

ترجمه تحت‌اللفظی: «و اگر پس از آنچه از دانش به نزد تو آمده، از هوس‌های آنان پیروی کنی، برای تو از جانب خدا هیچ سرپرستی و نه یاوری [نخواهد بود].»

— تحلیل صرفی، نحوی، ریشه‌شناسی و نکات معنایی:

  1. «وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم»
  • و: حرف عطف.
  • لَن: حرف نفی و تأکید برای آینده.
  • تَرضىٰ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «ر-ض-و/ر-ض-ي»، باب ثلاثی مجرد. فاعل مؤخر «اليَهودُ». معنای اصلی: خشنود شدن.
  • عَنكَ: «عن» حرف جر + «ک» ضمیر مخاطب مفرد مذکر، جار و مجرور متعلق به «تَرضى».
  • اليَهودُ: اسم جمع معرفه با «ال»، فاعل مرفوع.
  • وَلَا: حرف عطف همراه با نفی (واو عطف + «لا» عاطفه برای نفی بعدی).
  • النَّصارىٰ: اسم جمع معرفه، معطوف به «اليَهودُ»، مرفوع.
  • حَتّىٰ: حرف غایت (و در اینجا ادات نصب مضارع بعد از آن).
  • تَتَّبِعَ: فعل مضارع منصوب به «حَتّى»، ریشه «ت-ب-ع»، باب افتعال «اتَّبَعَ»، ادغام شده (ت + تّ). فاعل آن ضمیر مستتر «أنت».
  • مِلَّتَهُم: «مِلّة» اسم مؤنث به معنای دین/آیین؛ مفعول‌به منصوب برای «تَتَّبِعَ». «هُم» ضمیر متصل مضاف‌الیه.
  • نکته معنایی: نفی رضایت پایدارِ گروه‌های یادشده، مشروط به پیروی کامل از آیین آنان؛ بیان یک قاعدهٔ اجتماعی-اعتقادی. «لن» نفی مؤکد را می‌رساند.
  • ساختار جمله: خبریه انکاری/تحذیری (خبری برای افادهٔ هشدار).
  1. «قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ»
  • قُل: فعل امر، ریشه «ق-و-ل». فاعل: ضمیر مستتر «أنت».
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب. اسم «إنَّ» در ظاهر «هُدَى» است با اضافه به «اللّه».
  • هُدَى: مصدر به معنای هدایت/رهنمود؛ «هُدَى اللَّهِ» ترکیب اضافی؛ «هُدَى» در محل نصب به‌عنوان اسم «إنَّ».
  • هُوَ: ضمیر فصل، نه محل له من الإعراب؛ برای قصر و حصر معنایی به کار رفته.
  • الهُدىٰ: خبر «إنَّ» مرفوع، معرفه با «ال».
  • نکته معنایی: قصر حقیقی/اضافی؛ «تنها هدایتِ الهی، هدایت [واقعی] است.»
  • ساختار جمله: إنّیه تأکیدیّه با قصر (از طریق ضمیر فصل).
  1. «وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ»
  • و: حرف عطف.
  • لَئِنِ: لام قسم + إن شرطیه. «لام» برای تأکید سوگند، «إن» برای شرط.
  • اتَّبَعتَ: فعل ماضی در سیاق شرط، ریشه «ت-ب-ع»، باب افتعال. فاعل: ضمیر «تَ» مخاطب.
  • أَهواءَهُم: «أهواء» جمع «هَوًى» (ه-و-ي)، مفعول‌به منصوب؛ «هُم» ضمیر مضاف‌الیه.
  • بَعدَ: ظرف زمان مضاف.
  • الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر؛ صلهٔ آن «جاءَكَ».
  • جاءَكَ: فعل ماضی «جاءَ» (ج-ي-ء)، فاعل مستتر؛ «ک» مفعول‌به/ضمیر متصل به‌عنوان مفعول‌به مقدم؛ یا «جاءک» به‌معنای «به تو رسید».
  • مِنَ العِلمِ: «مِن» حرف جر بیانیه/تبعیضیه؛ «العِلم» اسم مجرور، مراد غالباً دانش وحیانی/یقینی.
  • ما: حرف نفی.
  • لَكَ: جار و مجرور خبر مقدم برای «ولیّ» در تقدیر، یا متعلق به «ثابت/کائن».
  • مِنَ اللَّهِ: جار و مجرور، بیان منشأ/جانب.
  • مِن وَلِيٍّ: «مِن» زائدهٔ تزایدیه بعد از نفی برای تعمیم و تنکیر؛ «وَلِيّ» نکره مجرور لفظاً، منصوب/مرفوع تقدیراً؛ معنای «هیچ سرپرست/دوستدارِ یاور».
  • وَلا نَصيرٍ: «لا» عاطفه بعد از نفی برای جمع بین منفی‌ها؛ «نصير» معطوف بر «وليّ» نکره در سیاق نفی: «هیچ یاوری».
  • نکته معنایی: تهدید/تحذیر شدید؛ حتی برای مخاطب اصلی وحی، پیروی از اهواء دیگران پس از آمدنِ دانش، پیامد سخت دارد.
  • ساختار جمله: شرطیه مؤکد به لامِ قسم، با جواب شرط محذوف مقدر به «لما كان…» یا جوابِ محقق با جملهٔ نفی «ما لَكَ…» که در مقام جواب آمده.

— ریشه‌ها و ابواب مهم:

  • رضی (ر-ض-ي/و): ثلاثی مجرد، باب «فَعِلَ/یَرضى»، معنا: خشنود شدن.
  • تبع (ت-ب-ع): در باب افتعال «اتّبعَ» به معنای پیروی کردن؛ ادغام تاء افتعال با تاء اصل.
  • مِلّة: از ریشه «م-ل-ل» به معنای آیین/کیش موروثی یا مکتوب.
  • هدى (ه-د-ي): هدایت/راهنمایی.
  • قول (ق-و-ل): گفتن.
  • هوى (ه-و-ي): میل/هوس.
  • جاء (ج-ي-ء): آمدن/رسیدن.
  • علم (ع-ل-م): دانستن/دانش.
  • وليّ (و-ل-ي): نزدیک بودن/سرپرستی؛ معنای شرعی: سرپرست/دوست یا حامی.
  • نصير (ن-ص-ر): یاری کردن؛ «فعيل» به معنای مبالغه: بسیار یاری‌کننده/یاور.

— نوع جمله و کارکرد بلاغی:

  • بخش اول: خبری تحذیری با نفی مؤکد (لن) از رضایت طرف‌های مقابل، تا زمان تحقق شرطی که شرعاً مردود است؛ نقش: هشدار به توقع‌سازی نادرست.
  • بخش دوم: جملهٔ تأکیدی با «إنّ» و قصر از طریق «ضمیر فصل»، نقش: تثبیت معیار هدایت.
  • بخش سوم: شرطیهٔ قسمیه با تهدید؛ بیانِ پیامد پیروی از اهواء پس از علم یقینی؛ نقش: تحکیم استقلال هدایت وحیانی و نهی از تبعیت از امیال دیگران.

— نکات نحوی تکمیلی:

  • تقدیم و تأخیر: در «ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ» تقدیم جار و مجرور بر نکره برای افادهٔ حصر و اهتمام است؛ «مِن» زائده برای استغراق نفی گونه‌ها.
  • ضمیر فصل «هو» در «هو الهدى» قرینهٔ قصر: هدایت حقیقی منحصر در هدایت الهی.
  • «حتى تتبع» نصب مضارع به «حتى» که غایتِ عدم رضایت را نشان می‌دهد.

— برآیند معنایی به فارسی روان:

  • یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نمی‌شوند مگر آن‌که آیین آنان را پیروی کنی. بگو: راهنماییِ خدا همان راه درست است. و اگر، پس از دانشی که به تو رسیده، از هوس‌های آنان پیروی کنی، برای تو از جانب خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهد بود.
Nach oben scrollen