002-116-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و گفتند الله برای خود فرزندی گرفته! او از اینگونه سخنان پاک و بس برتر است بلکه هر چه در آسمانها و زمین باشد در اختیار اوست و همه فروتنانی برای او هستند (هم یهودیان و هم مسيحيان بزرگان درجه اول دین خود را فرزندان الله معرفی میکردند و عقیده داشتند که الله چون خاطر اینها را میخواهد حتما تقاضاهای آنها را درباره مردم بر آورده میکند و لذا لازم است که مردم اگر گناهکارند یا تقاضائی دارند آنها را شفیع قرار بدهند و متاسفانه با اینکه آیات قرآنی بطور مکرر این نظرها را رد میکند و حتی پیغمبران را بندگانِ فروتنی برای خود معرفی میکند بسیاری از فرقه های اسلام همانند یهود و نصارا پیغمبر و امام و بزرگان دینی خود را مانند فرزند الله معرفی میکنند و چون اسم فرزند در قرآن نهی شده آنها را دست یا خون خدا یا مظهر خدا و یا ولی خدا و امثال اینها معرفی میکنند و مسجدهای خود را هم که نباید در آن نام غير الله را به صفات غلو آمیز بخوانند محلِ تبلیغ موهوماتِ شرک آمیز کرده اند. امید است مسلمانان حقیقی بتوانند مسجد های اینگونه را از این آلودگی ها پاک کنند) (116)
آیه: «وَقالوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا ۗ سُبحانَهُ ۖ بَل لَّهُ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرضِ ۖ كُلٌّ لَّهُ قانِتونَ»

  • ترجمه تحت‌اللفظی فارسی (زیر هر بخش):
  1. «وَ قالوا»
  • و: و
  • قالوا: گفتند ترجمه: «و گفتند»
  1. «اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا»
  • اتَّخَذَ: برگزید/اختیار کرد/برای خود گرفت
  • اللَّهُ: خدا
  • وَلَدًا: فرزندی/فرزند را ترجمه: «[که] خدا فرزندی برای خود گرفته است»
  1. «سُبحانَهُ»
  • سُبحانَهُ: منزّه است او / او پاک است از هر نقص ترجمه: «منزّه است او»
  1. «بَل لَّهُ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرضِ»
  • بَل: بلکه/بلکه حقیقت این است که
  • لَهُ: برای اوست/از آنِ اوست
  • ما: آنچه/هرچه
  • فِي السَّماواتِ: در آسمان‌ها
  • وَالأَرضِ: و زمین ترجمه: «بلکه آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست»
  1. «كُلٌّ لَّهُ قانِتونَ»
  • كُلٌّ: همه/همگی
  • لَهُ: برای او/در برابر او
  • قانِتونَ: فرمانبرداران/گردن‌نهادگان ترجمه: «همه برای او فرمانبردارند»

تحلیل نحوی و صرفی واژگان:

  • «وَ»: حرف عطف.
  • «قالوا»: فعل ماضی، صیغه جمع مذکر غایب (همان «آنها گفتند»). ریشه: ق-و-ل.
  • «اتَّخَذَ»: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب. باب افتعال از ریشه «أخذ» (ا-خ-ذ). معنای باب: اختیار کردن برای خود/برگزیدن/اتخاذ.
  • «اللَّهُ»: اسم جلاله، فاعلِ «اتَّخَذَ» با رفع (ضمه).
  • «وَلَدًا»: مفعولٌ‌به منصوب برای «اتَّخَذَ». نکره برای تنکیر و تقبیح ادعا. ریشه: و-ل-د.
  • «سُبحانَهُ»: مصدر منصوب بر نزع الخافض (مفعول مطلق) به معنی «منزّه دانستن»، با ضمیر متصل «ـه» (ضمیر غایب مفرد مذکر = او). کارکرد: تنزیه و ردّ نسبتِ باطل.
  • «بَل»: حرف اضراب انتقالی؛ اعراض از ادعای باطل به بیان حقیقت.
  • «لَّهُ»: جار و مجرور (لـِ + ضمیر هُ) متعلق به محذوف مقدر به معنای «ثابتٌ/کائنٌ» یا متعلق به «ما» از جهت اختصاص. افاده ملکیت و اختصاص.
  • «ما»: اسم موصول عام (غیر عاقل)، مفرد لفظاً، عمومیت در اشیاء.
  • «فِي السَّماواتِ»: جار و مجرور + جمع مؤنث سالم «السماوات» (آسمان‌ها). ریشه «س-م-و» با معنای بلندی.
  • «وَ الأَرضِ»: معطوف بر «السماوات»؛ «الأرض» مفرد معرفه. ریشه: أ-ر-ض.
  • «كُلٌّ»: مبتدا مرفوع با تنوین، افاده عموم (همه).
  • «لَهُ»: جار و مجرور خبر مقدّم یا متعلق به خبر. دلالت بر اختصاص به خدا.
  • «قانِتونَ»: خبر مؤخر برای «كلٌّ» به صورت جمع مذکر سالم مرفوع (علامت رفع: واو)، صفت به معنی مطیع و فرمانبردار. ریشه: ق-ن-ت (قُنوت = اطاعت/ایستادگی در خضوع).

ساختار جمله‌ها و نوع آن‌ها:

  • «وَ قالوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا»: جمله خبری نقل قول از مشرکان/اهل کتاب که نسبتِ باطل می‌دهند. محتوای آن کفرآمیز و مردود است.
  • «سُبحانَهُ»: جمله انشایی به صورت تنزیه/تعجب از نسبت ناروا، برای نفی مطلق نقص از خدا.
  • «بَل لَّهُ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرضِ»: جمله خبری اصلاحی/اضرابی؛ بیان حقیقتِ مالکیت و ربوبیت مطلقه خدا بر همه موجودات.
  • «كُلٌّ لَّهُ قانِتونَ»: جمله اسمیه خبری؛ عمومیت اطاعت و خضوعِ همه موجودات در برابر اراده و حکم الهی (اطاعت تکوینی، و در مورد مکلفان، اطاعت تشریعی نیز مفهوماً مطرح می‌شود).

ریشه‌ها و نکات واژگانی:

  • «قالوا»: ریشه ق-و-ل؛ گفتن، اظهار کردن. باب ثلاثی مجرد.
  • «اتخذ»: از «أخذ»؛ گرفتن، اختیار کردن. در باب افتعال معنای «برای خود برگرفتن/اتخاذ کردن» افزوده می‌شود. ادغام تاء در «تَّخَذَ».
  • «ولد»: زاده/فرزند؛ در عربی به صورت نکره آمده تا زشتی نسبت را برجسته کند.
  • «سبحان»: مصدر از «س-ب-ح» به معنی دوری جستن؛ در استعمال دینی: منزه داشتن خدا از هر نقص و شبیه.
  • «السماوات»: جمع «سماء»؛ از «س-م-و» (بلندی). اشاره به مراتب علوّ و گستره آفاق.
  • «الأرض»: مقابل سماء؛ ریشه أ-ر-ض.
  • «قانتون»: از «قَنَتَ»؛ قنوت = دوام طاعت همراه با خضوع و سکون در برابر امر.

نوع اطاعت در «قانتون»:

  • اطاعت تکوینی: همه اشیا در قوانین هستی و مشیت الهی مقهور و منقادند.
  • اطاعت تشریعی: اهل تکلیف مأمور به اطاعت‌اند؛ متن از عموم «کل» استفاده کرده که دست‌کم اطاعت تکوینی را قطعاً شامل می‌شود.

معنای کلی و بیان تفسیری کوتاه (به فارسی روان):

  • آنها گفتند: «خدا فرزندی گرفته است»؛ اما خدا پاک و منزّه است از چنین نسبت. حقیقت این است که هرچه در آسمان‌ها و زمین است ملک او و تحت ربوبیت اوست؛ و همه موجودات در برابر او فرمانبردارند. یعنی نسبتِ فرزند داشتن با مالکیت و بی‌نیازی مطلق خدا ناسازگار است؛ چون وقتی همه مملوک و محتاج اویند، فرضِ نیاز به فرزند یا شریک، باطل است.

کارکرد ادات و تأکیدها:

  • «بل»: ردّ گزاره پیشین و اثبات ضدّ آن.
  • «لَهُ» تکرارش: افاده اختصاص و تأکید مالکیت.
  • «كلٌّ»: استیعاب و عموم؛ هیچ چیز بیرون از حوزه ربوبیت و اطاعت او نیست.

جمع‌بندی نحوی جمله‌بندی:

  • [جمله فعلیه]: وَ (حرف عطف) + قالوا (فعل و فاعل مستتر در واو جمع) + جملة مقول القول «اتخذ الله ولداً».
  • [جمله انشایی/تنزیه]: «سبحانه» (مفعول مطلق به نیابت از فعل محذوف: أسبّح سبحانَه).
  • [جمله اسمیه/خبری]: «بل» + شبه جمله «له» مقدّم + «ما» اسم موصول مبتدا مؤخر با صله «في السماوات والأرض».
  • [جمله اسمیه/خبری]: «كلٌّ» مبتدا + «له» شبه جمله خبر مقدّم + «قانتون» خبر مؤخر یا خبر ثانٍ، بر وجهین محتمل، با افاده حصر و اختصاص.
Nach oben scrollen