002-113-091-بقرة

« Back to Glossary Index
یهودیان گفتند نصرانیان بر چیزی نیستند و نصرانیان گفتند یهودیان بر چیزی نیستند و حال آنکه هر دو دسته کتاب تورات را میخوانند (یعنی هر دو در تورات میبینند که رستگاری فقط برای کسی است که پیغامهای الله را تسلیم شود و عمل کند و تمام کسانی که نمی خواهند بدانند به مانند سخن اینها را گفته اند (یعنی در مذاهب دیگر نیز نادانان چنین می گویند) ليكن الله در روز قیامت در آنچه تمام این دسته ها در آن اختلاف کرده اند میان ایشان قضاوت خواهد نمود (اختلاف اصلی تمام دسته های دینی با هم روی همین خود خواهی هاست و الا اگر خود خواهی ها را کنار بگذارند در تمام مذاهب حق راهنمائیهای کامل برای رفع اختلافات خود می بینند) (۱۱۳)
متن آیه (عربی): وَقالَتِ اليَهودُ لَيسَتِ النَّصارىٰ عَلىٰ شَيءٍ وَقالَتِ النَّصارىٰ لَيسَتِ اليَهودُ عَلىٰ شَيءٍ وَهُم يَتلونَ الكِتابَ ۗ كَذٰلِكَ قالَ الَّذينَ لا يَعلَمونَ مِثلَ قَولِهِم ۚ فَاللَّهُ يَحكُمُ بَينَهُم يَومَ القِيامَةِ فيما كانوا فيهِ يَختَلِفونَ

ترجمه لفظ‌به‌لفظِ فارسی زیر هر جمله:

  1. وَقالَتِ اليَهودُ لَيسَتِ النَّصارىٰ عَلىٰ شَيءٍ
  • و یهود گفتند: «نصارى بر هیچ [چیزِ درستی] نیستند.»
  1. وَقالَتِ النَّصارىٰ لَيسَتِ اليَهودُ عَلىٰ شَيءٍ
  • و نصارى گفتند: «یهود بر هیچ [چیزِ درستی] نیستند.»
  1. وَهُم يَتلونَ الكِتابَ
  • با آن‌که خودشان کتاب را می‌خوانند.
  1. كَذٰلِكَ قالَ الَّذينَ لا يَعلَمونَ مِثلَ قَولِهِم
  • همین‌گونه کسانی که نمی‌دانند، سخنی همانند گفتارشان گفتند.
  1. فَاللَّهُ يَحكُمُ بَينَهُم يَومَ القِيامَةِ فيما كانوا فيهِ يَختَلِفونَ
  • پس خدا روزِ قیامت در آنچه در آن اختلاف می‌کردند میانشان داوری می‌کند.

تحلیل صرفی–نحوی (گرامر) و ریشه‌ها:

  1. وَقالَتِ اليَهودُ لَيسَتِ النَّصارىٰ عَلىٰ شَيءٍ
  • وَ: حرف عطف.
  • قالَتِ: فعل ماضی، مؤنث مفرد (صيغه تأنيث برای موافقت با «اليَهود» که در عربی گاه به عنوان جماعت مؤنث لحاظ می‌شود)، ریشه: ق-و-ل.
  • اليَهودُ: اسم جمع عَلَم، فاعل مرفوع (ضمه مقدر/ظاهر).
  • لَيسَتِ: فعل ناقص جامد (لیس)، مؤنث مفرد، عملِ «کان و اخواتها»، اسم آن محذوف تقدیراً «النصارى» و ساخت در اینجا: «ليست النصارى» = «النصارى ليست»، لذا «النصارى» اسم لیس مرفوع و «ليست» مطابق آن به جهت مراعاة التقدیم/التأخیر آمده است. (نکته: از نظر اعراب، «النصارى» اسم لیس مرفوع به تقدیر، و «ليست» فعل و اسم و خبرش بعداً می‌آید.)
  • النَّصارىٰ: اسم جمع، در این جمله اسمِ «ليسَت»، محل رفع.
  • عَلىٰ: حرف جر.
  • شَيءٍ: اسم نکره مجرور به «على»، تنوین کسر؛ جار و مجرور خبر «ليس».
  • ساخت جمله: اسمیه به اعتبار دخول «ليس» (نفیِ ثبوت خبر برای اسم).
  • معنا: ادعای بطلان کامل طرف مقابل.
  1. وَقالَتِ النَّصارىٰ لَيسَتِ اليَهودُ عَلىٰ شَيءٍ
  • ساخت و اعراب همانند جمله قبل، با جابجایی «اليَهود» و «النصارى».
  • قالَتِ: ماضی، مؤنث مفرد، ریشه ق-و-ل.
  • النَّصارىٰ: فاعلِ «قالت».
  • لَيسَتِ: فعل ناقص جامد مؤنث.
  • اليَهودُ: اسم «ليست» مرفوع.
  • عَلىٰ شَيءٍ: جار و مجرور خبر «ليست».
  • معنا: ادعای مقابله‌به‌مثل.
  1. وَهُم يَتلونَ الكِتابَ
  • وَ: عطف یا استیناف.
  • هُم: ضمیر منفصل، مبتدا.
  • يَتلونَ: فعل مضارع مرفوع/نصب؟ در رسم آیه، «يَتلونَ» با واو جمع آمده؛ فعل مضارع مرفوع به ثبوت نون (چون از افعال پنج‌گانه است: يَفعلونَ)، ریشه: ت-ل-و (تلاوت).
  • الكِتابَ: مفعولٌ‌به منصوب با فتحه.
  • جمله فعلیه در محل خبر برای «هم».
  • معنا: با این‌که خودشان اهل قرائت کتاب آسمانی هستند (تضاد گفتارشان با دانسته‌های کتاب).
  1. كَذٰلِكَ قالَ الَّذينَ لا يَعلَمونَ مِثلَ قَولِهِم
  • كَذٰلِكَ: اسم اشاره مرکب (کاف تشبیه + ذا + لِک)، در محل حال/مفعول مطلق معنوی: «به همین شیوه».
  • قالَ: فعل ماضی، ریشه ق-و-ل.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر سالم، فاعل «قال».
  • لا: حرف نفی.
  • يَعلَمونَ: مضارع مرفوع بثبوت النون (از افعال خمس)، فاعل: واو جمع؛ ریشه: ع-ل-م.
  • مِثلَ: اسم، منصوب بر حال/تمییز/مفعول مطلق نایب، به معنی «مانندِ».
  • قَولِهِم: مضاف‌الیه مجرور + ضمیر جمع «هم»؛ یعنی «گفتارشان».
  • معنا: نادانان هم همین سخنان را مثل سخن آن‌ها گفتند (قیاس بر نفیِ حقانیت دیگری).
  1. فَاللَّهُ يَحكُمُ بَينَهُم يَومَ القِيامَةِ فيما كانوا فيهِ يَختَلِفونَ
  • فَ: فاء تفریع/نتیجه.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع.
  • يَحكُمُ: فعل مضارع مرفوع، خبر مبتدا؛ ریشه: ح-ك-م (حکم کردن).
  • بَينَهُم: ظرف مکان «بین» + ضمیر «هم»، جار و مجرور متعلق به «يحكم».
  • يَومَ: ظرف زمان منصوب، مضاف.
  • القِيامَةِ: مضاف‌الیه مجرور.
  • فيما: فی + ما (اسم موصول/مصدرية)، «در آنچه».
  • كانوا: كانَ (ناقص) ماضی + واو جمع؛ ریشه: ك-و-ن. اسم «كانوا» ضمیر واو، خبر آن جمله بعدی یا «يَختَلِفونَ».
  • فيهِ: جار و مجرور متعلق به «يَختَلِفونَ».
  • يَختَلِفونَ: مضارع مرفوع بثبوت النون، ریشه: خ-ل-ف (اختلاف کردن).
  • ساخت: جمله اسمیه (مبتدا «الله») با خبر فعلی «يحكم»، سپس متعلقات.
  • معنا: فیصله نهاییِ اختلاف‌ها در قیامت به داوری خدا واگذار می‌شود.

نوع جمله‌ها و توضیح معنایی کلی به فارسی:

  • نوع جملات 1 و 2: نقلِ قول (جملات اخباری منقول) با «لیس» برای نفی مطلق صحتِ طرف مقابل؛ بار معنایی: رد کامل حقانیت دیگری از سوی دو گروه.
  • جمله 3: جمله اسمیه (هم + خبر فعلی)، نقش اعتراضی/حالیه؛ نشان‌دهنده تناقض: با وجود تلاوت کتاب آسمانی، چنین نفی‌هایی می‌کنند.
  • جمله 4: جمله اخباری تشبیهی/تقریری؛ تعمیم پدیده نفی‌گری به «کسانی که نمی‌دانند» (اعم از مشرکان یا جاهلان)، یعنی این روش سخن گفتن، ویژگی ناآگاهی است.
  • جمله 5: جمله اسمیه با خبر فعلی؛ بیان نتیجه و تهدید/وعده عدالت نهایی: داوری قطعی خدا در قیامت درباره موارد اختلاف.

نکات نحوی و معنایی مهم:

  • «ليست … على شيء»: تعبیر عربی برای نفی هرگونه پایه و مبنا؛ «على شيء» یعنی بر هیچ اساس و دینی معتبر نیستند.
  • «وهم يتلون الكتاب»: واو حالیه قابل فهم است؛ یعنی «در حالی که».
  • «كذلك قال الذين لا يعلمون»: «الذين لا يعلمون» غالباً بر جاهلانِ موحّد یا مشرکان غیر اهل کتاب حمل می‌شود؛ مفاد: جهل، منجر به نفی مطلق دیگران می‌شود.
  • «فالله يحكم»: تفریع بر بطلان نفی‌های متقابل؛ مرجع نهایی اختلافات، حکم خداست نه داوری‌های تعصّبی بشر.
  • ریشه‌ها:
    • قال/يقول: ق-و-ل (گفتن).
    • ليس: فعل ناقص جامدِ نفی وجودی.
    • نصرى/نصارى: از ن-ص-ر (یاری)؛ «نصارى» جمع «نصرانی».
    • يهود: نسبت به «يهوذا/هود»، اسم قوم.
    • تلا/يتلو: ت-ل-و (پی‌گرفتن/خواندن).
    • علم/يعلم: ع-ل-م (دانستن).
    • حكم/يحكم: ح-ك-م (داوری/حکمت/حکم).
    • كان/يكون: ك-و-ن (بودن).
    • اختلف/يختلف: خ-ل-ف (پشت/خلاف/اختلاف).

جمع‌بندی معنایی: آیه گزارش می‌کند که هر یک از دو گروهِ یهود و نصارى، حقانیت دیگری را کاملاً نفی کردند، با آن‌که خودشان اهل کتاب‌اند. این شیوه نفی‌گری، از سوی دیگر جاهلان نیز تکرار شده است. نهایتاً، داوری نهایی در روز قیامت به دست خداست و او در آنچه اختلاف می‌کردند حکم خواهد کرد. این آیه هم انتقاد از تعصّب و نفی مطلق است، هم ارجاع اختلافات به داوری الهی.

Nach oben scrollen