002-102-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و آنان بجای تبعیت از پیغامهای الله از چیزی تبعیت کردند که آن شيطنت کاران بر حکومت سلیمان خواندند و سلیمان کفران نکرد بلکه آن شیطنت کاران کفران کردند و نیز آنان از چیزهائی تبعیت کردند که در بابل بر دو ملک نازل شد، یکی بنام هاروت و دیگر بنام ماروت (ملک یا فرشته یعنی شخص یا چیزی بی اختیار که مورد تملک الله باشد چه آن مادی باشد و چه روحی و باید دانست که شیطنت کارانی از جنس ضد ماده یعنی جن بودند که خالق عالم آنها را اسير اختيار سلیمان کرده بود بطوری که سلیمان از وجود آنها به نفع ساختمان بیت المقدس استفاده میکرد و او از وجود آنها سوءاستفاده نکرد ولی آنان روی استعدادی که در بعضی یهودیان دیدند با آنان ارتباط حاصل کرده و راه جادو را به ایشان تعلیم دادند، راهی که بتوان مانند بعضی جن گیران و دعانویسان از آن سوءاستفاده ها کرد. چنانکه اکثر رؤسای صوفیه و مرتاضان هند نیز میکنند و ریشه جادوگری یهودیان یکی از شیطانهای جنی زمان سلیمان است و یکی دیگر از راهی است که ابتدا در بابل پیدا شده و دو ملک مامورِ تعلیم آن به بشر شده بودند نه برای سوءاستفاده، ولی سوءاستفاده چیان بابلی از آن برای کارهای بد استفاده کردند و یهودیان نیز در اسیری بابل از آنان تعلیماتی گرفتند، از تذکری که در باب ۱۸ از سفر تثنیه تورات هست پیداست که جادوگری قبل از موسی نیز در مصر و جاهای دیگر بوده و در یهودیت حقیقی حرام بود و سامری گوساله اش را روی قانون جادو بوجود آورد و آن در یهودیان بطور نادر پیدا میشد تا زمان سلیمان و بعد آن که بسیار در یهودیان رواج یافت) و این دو ملک به هر کس تعليم جادو میدادند میگفتند ما برای آزمایشی این تعلیمات را میدهیم شما مبادا راه کفران آنرا بگیرید ولی این دنبال کنندگانِ جادوگری از تعلیمات آن دو، چیزی یاد گرفته اند که باعث جدائی زن و شوهر میشود، بوسیله جادو به هیچ کس ضرری نمیرسانند مگر به اجازه الله و این جادوگرانِ یهودی چیزهائی را یاد میگیرند که به مردم و در نتیجه به خودشان ضرر میرسانند و به ایشان نفع نمی دهد و آنان از متن تورات خود دانسته اند که هر کس خریدار آن باشد در آخرت نصیبی ندارد (اینکه در این آیات گفته شده هر نفع و ضرری از این راه برسد به اجازه الله است معنایش این است که جزو قوانين الله است و لذا این اجازه دلیل بر عدم مسئولیت جادوگران و یا خریداران جادو نیست، تمام کارهای خوب و بد دنیا از قوانین نهاده شده از الله است اگر چه عمل کنندگان مستقیم آن مسئول نتایج خوب و بد آن میباشند و این تذکر اساس حل کلیه آیات مربوط به جبر و اختیار در کتابهای آسمانی مخصوصا قرآن است) و اگر این جادوگران و خریداران جادو دانش خود را بکار میانداختند میدانستند که خود را به بد چیزی فروختند (۱۰۲)
  1. وَاتَّبَعوا ما تَتلُو الشَّياطينُ عَلىٰ مُلكِ سُلَيمانَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و پیروی کردند از آنچه شیطان‌ها بر دورانِ پادشاهیِ سلیمان می‌خوانْدَند.
  • صرف/نحو واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • اتَّبَعوا: فعل ماضی، جمع غایب، باب افتعال، ریشه: ت-ب-ع (اتباع = پیروی کردن).
    • ما: اسم موصول/موصوله، «آنچه».
    • تَتلُو: فعل مضارع مرفوع، مؤنث مفرد (به اعتبار «الشیاطین» جمع غیرعاقل حکم مفرد مؤنث می‌گیرد در بعض قرائت‌ها؛ در قرائت مشهور فعل مضارع مفرد مؤنث برای جمع غیرعاقل رواست)، ریشه: ت-ل-و (تلاوت/خواندن).
    • الشَّياطينُ: اسم جمع، مرفوع به عنوان فاعل «تتلو»، ریشه: ش-ي-ط-ن.
    • عَلىٰ: حرف جر.
    • مُلكِ: اسم مجرور (مضاف)، ریشه: م-ل-ك (حکومت/پادشاهی).
    • سُلَيمانَ: علم، مضافٌ‌إلیه مجرور لفظاً (در رسم‌الخط با فتحه تنوین‌مانند می‌آید چون ممنوع‌من‌الصرف است)، ریشه سامی خاص.
  • نوع جمله: خبری.
  • توضیح معنا: بیان می‌کند گروهی (اهل کتاب/برخی بنی‌اسرائیل) دنبال افسانه‌ها/سحرهایی رفتند که شیاطین در نسبت با دوران حکومت سلیمان نقل می‌کردند.
  1. وَما كَفَرَ سُلَيمانُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و سلیمان کفر نورزید.
  • صرف/نحو:
    • وَ: عطف.
    • ما: حرف نفی.
    • كَفَرَ: فعل ماضی، ریشه: ك-ف-ر.
    • سُلَيمانُ: فاعل مرفوع.
  • نوع جمله: خبریِ منفی (تبرئه).
  • توضیح معنا: نفی نسبت کفر از سلیمان.
  1. وَلٰكِنَّ الشَّياطينَ كَفَروا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ولی شیطان‌ها کفر ورزیدند.
  • صرف/نحو:
    • وَلٰكِنَّ: حرف استدراک و تأکید («اما واقع این است که»).
    • الشَّياطينَ: اسم منصوب به علت دخول «إنّ» و اخوات، اسم «لكنَّ».
    • كَفَروا: خبر «لكنَّ»، فعل ماضی جمع؛ ریشه: ك-ف-ر.
  • نوع جمله: خبریِ استدراکی.
  • توضیح معنا: تقابل با جملهٔ قبل؛ نسبت کفر به شیاطین داده می‌شود.
  1. يُعَلِّمونَ النّاسَ السِّحرَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: به مردم سِحر می‌آموزند.
  • صرف/نحو:
    • يُعَلِّمونَ: مضارع مرفوع جمع مذکر، باب تفعیل (تعلیم)، ریشه: ع-ل-م.
    • النّاسَ: مفعولٌ‌به منصوب؛ ریشه: ن-و-س/أُنس (لفظ سماعی).
    • السِّحرَ: مفعولٌ‌به دوم منصوب؛ ریشه: س-ح-ر.
  • نوع جمله: خبری، در مقام بیان عمل شیاطین (حال/عادت ایشان).
  • توضیح معنا: کار شیاطین آموزش سحر به مردم است.
  1. وَما أُنزِلَ عَلَى المَلَكَينِ بِبابِلَ هاروتَ وَماروتَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و [پیروی کردند از] آنچه نازل شد بر آن دو فرشته در بابل: هاروت و ماروت.
  • صرف/نحو:
    • وَما: عطف به «ما تتلو»، «ما» موصوله؛ مفعول «اتبعوا» مقدّر در ساخت آیه.
    • أُنزِلَ: فعل ماضی مجهول؛ ریشه: ن-ز-ل.
    • عَلَى: حرف جر.
    • المَلَكَينِ: مثنّیِ «مَلَك»، مجرور به «على»، ریشه: م-ل-ك (ملک/فرشته).
    • بِبابِلَ: جار و مجرور؛ «بابل» علم غیرمنصرف، ریشهٔ خاص.
    • هاروتَ، ماروتَ: عَلم، بدل یا عطف بیان برای «الملکین»، منصوب به اعتبار بدل/عطف‌بیان از مجرورِ غیرمنصرف (در رسم قُرآنی با فتحه می‌آیند).
  • نکته قرائت/ترکیب: «ما» می‌تواند موصوله باشد: «و آنچه بر دو فرشته نازل شد». برخی تفسیری‌ها «ما» را نافیه گرفته‌اند، اما در ترکیب مشهور اینجا موصوله است.
  • نوع جمله: خبری (ادامهٔ مفعول‌های «اتّبعوا»).
  • توضیح معنا: اشاره به آموزشی که بر دو فرشته در بابل نازل شد (برای آزمون).
  1. وَما يُعَلِّمانِ مِن أَحَدٍ حَتّىٰ يَقولا إِنَّما نَحنُ فِتنَةٌ فَلا تَكفُر
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و آن دو به هیچ کسی چیزی نمی‌آموزَند مگر اینکه [اول] می‌گویند: ما فقط آزمونیم، پس کافر مشو.
  • صرف/نحو:
    • وَما: حرف نفی (در این موضع نفیِ عادت).
    • يُعَلِّمانِ: مضارع مرفوع، مثنّی (علامت نون حذف اضطراری در وقف؛ در وصل، «يُعَلِّمانِ» با نون تثنیه یاءوقایه/علامت)، باب تفعیل، ریشه: ع-ل-م.
    • مِن أَحَدٍ: «مِن» زائده برای استغراق در سیاق نفی، «أحد» مجرور لفظاً، ریشه: أ-ح-د.
    • حَتّىٰ: حرف غایت/ابتدائیه.
    • يَقولا: مضارع منصوب به «حتى»، مثنّى؛ ریشه: ق-و-ل.
    • إِنَّما: ادات حصر («جز این نیست که»).
    • نَحنُ: ضمیر منفصل، مبتدا.
    • فِتنَةٌ: خبر مرفوع، ریشه: ف-ت-ن (آزمون/ابتلا).
    • فَلا تَكفُر: «ف» فصیحه/سببیه، «لا» نهی، «تَكفُر» مضارع مجزوم، ریشه: ك-ف-ر.
  • نوع جمله: خبری + قولی (نقل‌قول مستقیم) با نهی.
  • توضیح معنا: هاروت و ماروت پیش از هر تعلیمی هشدار می‌دهند که این یک آزمون است و نباید مرتکب کفر شوی.
  1. فَيَتَعَلَّمونَ مِنهُما ما يُفَرِّقونَ بِهِ بَينَ المَرءِ وَزَوجِهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس می‌آموزند از آن دو آنچه بدان میانِ مرد و همسرش جدایی می‌افکنند.
  • صرف/نحو:
    • فَ: حرف تفریع/نتیجه.
    • يَتَعَلَّمونَ: مضارع جمع، باب تفعّل، ریشه: ع-ل-م (یاد گرفتن).
    • مِنهُما: جار و مجرور، ضمیر تثنیه (از آن دو).
    • ما: موصوله، مفعول «يتعلّمون».
    • يُفَرِّقونَ: مضارع جمع، باب تفعیل (تفریق)، ریشه: ف-ر-ق.
    • بِهِ: جار و مجرور (وسیله).
    • بَينَ: ظرف/حرف، ریشه: ب-ي-ن.
    • المَرءِ: مضافٌ‌إلیه مجرور، ریشه: م-ر-ء (مرد/انسان مذکر).
    • وَزَوجِهِ: «و» عطف، «زوج» معطوف مجرور + ضمیر مضاف‌إلیه (همسر او)، ریشه: ز-و-ج.
  • نوع جمله: خبری با بیان نتیجهٔ رفتار.
  • توضیح معنا: نتیجهٔ سوءاستفاده شاگردان از آن دانش: ایجاد جدایی میان زوجین.
  1. وَما هُم بِضارّينَ بِهِ مِن أَحَدٍ إِلّا بِإِذنِ اللَّهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و آنان به‌سبب آن [سحر] به هیچ‌کس زیان‌رسان نیستند مگر به اجازهٔ خدا.
  • صرف/نحو:
    • وَما: نفی.
    • هُم: ضمیر فصل/مبتدا.
    • بِضارّينَ: خبر با «باء» زائده برای تأکید، اسم فاعل جمع از «ضرّ»، ریشه: ض-ر-ر.
    • بِهِ: جار و مجرور (وسیلهٔ زیان).
    • مِن أَحَدٍ: «مِن» زائده در سیاق نفی برای عموم، «أحد» مجرور لفظاً.
    • إِلّا: ادات استثناء.
    • بِإِذنِ: جار و مجرور، ریشه: أ-ذ-ن (اجازه).
    • اللَّهِ: مضافٌ‌إلیه مجرور.
  • نوع جمله: خبری همراه با حصر (نفی و استثناء).
  • توضیح معنا: کارایی سحر مستقل نیست؛ اثرگذاری فقط در چارچوب اراده/اذن الهی است.
  1. وَيَتَعَلَّمونَ ما يَضُرُّهُم وَلا يَنفَعُهُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و می‌آموزند چیزی را که زیانشان می‌دهد و سودشان نمی‌دهد.
  • صرف/نحو:
    • وَ: عطف.
    • يَتَعَلَّمونَ: مضارع جمع، باب تفعّل، ریشه: ع-ل-م.
    • ما: مفعول «يتعلّمون»، موصوله.
    • يَضُرُّهُم: مضارع مفرد، ریشه: ض-ر-ر + ضمیر مفعولی «هم».
    • وَلا: عطف همراه با نفی.
    • يَنفَعُهُم: مضارع مفرد، ریشه: ن-ف-ع + ضمیر مفعولی.
  • نوع جمله: خبری، تقبیحی.
  • توضیح معنا: تأکید بر بی‌فایدگی و زیان‌بار بودن آنچه می‌آموزند.
  1. وَلَقَد عَلِموا لَمَنِ اشتَراهُ ما لَهُ فِي الآخِرَةِ مِن خَلاقٍ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و به‌راستی دانستند که هرآینه برای کسی که آن را خرید [برگزید] هیچ بهره‌ای در آخرت نیست.
  • صرف/نحو:
    • وَلَقَد: «و» عطف + «لَـ» موکّد + «قد» تحقیق.
    • عَلِموا: فعل ماضی جمع، ریشه: ع-ل-م.
    • لَمَنِ: لام موکِّده/ابتداء + «مَنِ» موصوله (یا موصول اسمی).
    • اشتَراهُ: فعل ماضی، باب افتعال از «شَرَى/شراء»؟ اینجا «اشترى» به صورت «اشتراهُ» با ضمیر مفعولی «هُ» (آن [سحر/دانش])؛ ریشه: ش-ر-ي (خریدن/گزیدن).
    • ما: اسم موصول یا مصدریه، اینجا مصدریه نافیه/موصوله برای «عدم» به‌عنوان اسم «ما»ی نافیه در جملهٔ بعد.
    • لَهُ: جار و مجرور، خبر مقدّم.
    • فِي الآخِرَةِ: جار و مجرور.
    • مِن خَلاقٍ: «مِن» زائده برای نفی جنسِ بهره، «خلاق» = نصیب/بهره، ریشه: خ-ل-ق.
  • ترکیب: «لَمَنِ اشتراهُ ما له في الآخرة من خلاق» = جملهٔ مصدریه مفعول «علموا»؛ «لام» برای تأکید و قسم، «ما له…» نفی بهره.
  • نوع جمله: خبری تأکیدی.
  • توضیح معنا: آگاه بودند که خریدار/گزینندهٔ سحر در آخرت نصیبی ندارد.
  1. وَلَبِئسَ ما شَرَوا بِهِ أَنفُسَهُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و چه بد چیزی است آنچه به‌وسیلهٔ آن خودشان را فروختند.
  • صرف/نحو:
    • وَلَبِئسَ: «و» عطف + «لبئس» فعل ذمّ (برای نکوهش شدید).
    • ما: اسم موصول/نکره موصوفه در مقام «تمييز/فاعل لبئس».
    • شَرَوا: فعل ماضی جمع، ریشه: ش-ر-ي (در لسان عرب، «شَرَى» هم به‌معنای فروختن و هم خریدن می‌آید؛ اینجا معنای «فروختنِ خویش به بهایی اندک»).
    • بِهِ: جار و مجرور (بهایی/وسیلهٔ معامله).
    • أَنفُسَهُم: مفعولٌ‌به، ریشه: ن-ف-س.
  • نوع جمله: انشاییِ ذمّ.
  • توضیح معنا: نکوهش معاملهٔ زیان‌بار آنان که خود را در برابر سحر فروختند.
  1. لَو كانوا يَعلَمونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: کاش می‌دانستند / اگر می‌دانستند.
  • صرف/نحو:
    • لَو: حرف امتناع لامتناع/تمنّی در سیاق، شرط غیرواقع.
    • كانوا: فعل ناقص ماضی جمع، ریشه: ك-و-ن.
    • يَعلَمونَ: مضارع جمع، ریشه: ع-ل-م.
  • نوع جمله: شرطی (حسرت/توبیخی).
  • توضیح معنا: افسوس بر نادانی‌شان؛ اگر آگاهی داشتند چنین نمی‌کردند.

جمع‌بندی معنایی فارسی:

  • برخی از مردم بجای پیروی از وحی، دنبال داستان‌ها و سحرهایی رفتند که شیاطین به دوران سلطنت سلیمان نسبت می‌دادند. سلیمان از کفر بری است؛ این شیاطین بودند که با آموزش سحر، کفر ورزیدند. دو فرشته در بابل (هاروت و ماروت) دانشی در چارچوب آزمون الهی داشتند و پیش از هر آموزشی هشدار می‌دادند که این آزمون است و نباید به کفر بیفتید. با این حال، مردم از آن‌ها چیزهایی می‌آموختند که وسیلهٔ جدایی میان مرد و همسرش می‌شد. با این همه، هیچ زیانی جز به اذن خدا رخ نمی‌دهد. آنان دانشی را می‌آموختند که زیان داشت و سودی نداشت. و می‌دانستند که کسی که این [سحر] را برمی‌گزیند در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد. چه بد معامله‌ای بود که خودشان را با آن کردند؛ ای کاش می‌دانستند.

نکات نحوی کلی آیه:

  • «واتّبعوا ما تتلوا… وما أُنزِل…» دو مفعول برای «اتّبعوا» هستند که با «واو» عطف شده‌اند.
  • جملات «وما كفر سليمان ولكنّ الشياطين كفروا» معترضهٔ تبرئه/استدراک.
  • «وما يعلّمان… حتى يقولا…» نفی به‌همراه غایت، سپس نقل‌قول و نهی.
  • چند ساخت حصر: «إنّما نحن فتنة»، «وما هم بضارّين… إلا بإذن الله»، «ما له في الآخرة من خلاق».
  • افعال در باب‌های تفعیل/تفعّل برای دلالت بر تکثیر/اکتساب (يعلّمون/يتعلّمون/يفرّقون).

ریشه‌ها و ابواب پرکاربرد در آیه:

  • ت-ب-ع (اتّبع، افتعال)
  • ت-ل-و (تلا، يفعل)
  • ك-ف-ر (كفر)
  • ع-ل-م (يعلّم، يتعلّم، تفعيل/تفعّل)
  • س-ح-ر (سحر)
  • م-ل-ك (مُلك، مَلَك)
  • ف-ت-ن (فتنة)
  • ف-ر-ق (يفرّقون، تفعيل)
  • ض-ر-ر (ضارّين، يضرّهم)
  • ن-ف-ع (ينفعهم)
  • ش-ر-ي (اشترى/شروا)
  • أ-ذ-ن (إذن)
  • خ-ل-ق (خلاق = نصیب)
  • ب-ي-ن (بين)
  • ز-و-ج (زوج)
  • م-ر-ء (المرء)
  • ك-و-ن (كانوا)
  • ق-و-ل (يقولا)
Nach oben scrollen