002-085-091-بقرة

« Back to Glossary Index
ليكن شما خود کسانی هستید که خود هاتان را می کشید و گروهی از خود هاتان را از مكانشان اخراج میکنید و بر ضد آنان در گناه و دشمنی کردن با هم همدست میشوید و اگر بصورت اسیر نزد شما آیند آنها را رد و بدل می کنید و حال آنکه اخراج کردن یهودیان بر شما یهودیان حرام بوده آیا به قسمتی از تورات ایمان دارید (قسمت باز گرداندن اسیر) و به قسمتی دیگر کفران میورزید؟ (قسمت کشتن یکدیگر و اخراج یکدیگر و کمک کردن برضد یکدیگر) پس آیا غیر از رسوائی در زندگی دنیا پاداشی برای کسانی که اینکارها را بکنند هست؟ آری در روز قیامت اینگونه اشخاص بسوی آن عذاب بس شدید برگردانده می شوند و الله از اعمال شما غافل نیست (۸۵)

متن آیه (عربی): ثُمَّ أَنتُم هٰؤُلاءِ تَقتُلونَ أَنفُسَكُم وَتُخرِجونَ فَريقًا مِنكُم مِن دِيارِهِم تَظاهَرونَ عَلَيهِم بِالإِثمِ وَالعُدوانِ وَإِن يَأتوكُم أُسارىٰ تُفادوهُم وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُم إِخراجُهُم ۚ أَفَتُؤمِنونَ بِبَعضِ الكِتابِ وَتَكفُرونَ بِبَعضٍ ۚ فَما جَزاءُ مَن يَفعَلُ ذٰلِكَ مِنكُم إِلّا خِزيٌ فِي الحَياةِ الدُّنيا ۖ وَيَومَ القِيامَةِ يُرَدّونَ إِلىٰ أَشَدِّ العَذابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمّا تَعمَلونَ

منبع: سوره بقره، آیه ۸۵.

  • جمله ۱: ثُمَّ أَنتُم هٰؤُلاءِ تَقتُلونَ أَنفُسَكُم ترجمه تحت‌اللفظی: سپس شما اینانید که خودتان را می‌کشید.
  • بررسی نحوی و صرفی:
    • ثُمَّ: حرف عطف ترتیبی، برای ترتیب زمانی/ذهنی «سپس».
    • أَنتُم: ضمیر منفصل، مبتدا (ضمیر خطاب جمع).
    • هٰؤُلاءِ: اسم اشاره برای جمع عاقل، بدل یا عطف بیان از مبتدا برای تأکید.
    • تَقتُلونَ: فعل مضارع مرفوع با نون ثبوت، فاعل مستتر «أنتم»، ریشه: ق-ت-ل، باب: فعل (ثلاثی مجرد)، معنی: می‌کشید.
    • أَنفُسَكُم: مفعول‌به منصوب، مضاف‌الیه «کم»، دلالت بر «یکدیگر/خودتان» (انعکاسی در سیاق).
  • نوع جمله و معنا: جمله خبریِ انکاری/سرزنشی؛ بیان نکوهش اینکه شما به جان هم می‌افتید (یا همدیگر را می‌کشید).
  • جمله ۲: وَتُخرِجونَ فَريقًا مِنكُم مِن دِيارِهِم ترجمه تحت‌اللفظی: و گروهی از خودتان را از خانه‌هایشان بیرون می‌رانید.
  • بررسی:
    • وَ: عطف.
    • تُخرِجونَ: مضارع مرفوع، فاعل مستتر «أنتم»، ریشه: خ-ر-ج، باب إفعال (أخرجَ یُخرجُ: «بیرون می‌برید/می‌رانید»).
    • فَريقًا: مفعول‌به منصوب، معنی: گروهی.
    • مِنكُم: جار و مجرور، بیان تبعیض/انتساب: «از میان خودتان».
    • مِن دِيارِهِم: جار و مجرور دوم، «از خانه‌ها/سرزمین‌هایشان»، دیار: جمع «دار».
  • نوع جمله و معنا: خبریِ نکوهشی؛ توصیف ظلمِ تبعید برخی هم‌کیشان/هم‌قوم.
  • جمله ۳: تَظاهَرونَ عَلَيهِم بِالإِثمِ وَالعُدوانِ ترجمه تحت‌اللفظی: بر ضدّ آنان به گناه و ستم، پشتیبانی/همدستی می‌کنید.
  • بررسی:
    • تَظاهَرونَ: مضارع، ریشه: ظ-ه-ر، باب تفاعُل (تَظاهَرَ: هم‌پشتیبانی کردن/یکدیگر را یاری دادن)، نون جمع.
    • عَلَيهِم: جار و مجرور: بر ضدّ آنان.
    • بِالإِثمِ: جار و مجرور: با گناه/در گناه.
    • وَالعُدوانِ: عطف بر الإثم، «تعدّی/ستم».
  • نوع جمله و معنا: خبری سرزنشی؛ بیان هم‌دستی در ظلم.
  • جمله ۴: وَإِن يَأتوكُم أُسارىٰ تُفادوهُم ترجمه تحت‌اللفظی: و اگر نزد شما در حال اسارت آیند، آنان را فدیه می‌دهید (آزاد می‌خرید).
  • بررسی:
    • وَإِن: واو عطف + إنْ شرطیّه (اگر).
    • يَأتوكُم: مضارع مجزوم در جواب شرط؟ این فعل در صدر شرط است (مجزوم به سکون مقدر)، ریشه: أ-ت-ي (أتى)، فاعل مستتر «هم»، کاف خطاب: مفعولٌ‌به/متعلَّق «یأتواكم»: نزد شما آیند.
    • أُسارىٰ: حال منصوب/خبر در مقام حال، جمع «أسیر»، وزن فُعالى.
    • تُفادوهُم: جواب شرط (مجزوم)، ریشه: ف-د-ي (فادى یُفادی)، باب مفاعلة، ضمیر «هم» مفعول: آنان را فدیه می‌دهید/فدیه می‌پردازید برای آزادی‌شان.
  • نوع جمله و معنا: شرطیه؛ توصیف رفتار متناقض: اسیرانشان را آزاد می‌خرند.
  • جمله ۵: وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُم إِخراجُهُم ترجمه تحت‌اللفظی: در حالی که بیرون راندنشان بر شما حرام شده است.
  • بررسی:
    • وَهُوَ: واو حالیه + ضمیر فصل/مبتدا «هو».
    • مُحَرَّمٌ: خبر مرفوع، اسم مفعول، ریشه: ح-ر-م، باب تفعیل (حرّم).
    • عَلَيكُم: جار و مجرور: بر شما.
    • إِخراجُهُم: مبتدا مؤخر/بدل از ضمیر الشأن؟ در اعراب مشهور: «إخراجُهم» فاعلِ «محرم» به اعتبار اسم مفعول عامل در رفع نائب فاعل؛ یا مبتدا مؤخر مرفوع. ریشه: خ-ر-ج، باب إفعال. ضمیر «هم»: مضاف‌الیه.
  • نوع جمله و معنا: حالیه توضیحی؛ بیان تناقض: تبعید حرام است، با این حال شما فدیه می‌دهید.
  • جمله ۶: أَفَتُؤمِنونَ بِبَعضِ الكِتابِ وَتَكفُرونَ بِبَعضٍ ترجمه تحت‌اللفظی: آیا به بخشی از کتاب ایمان می‌آورید و به بخشی دیگر کفر می‌ورزید؟
  • بررسی:
    • أَفَ: همزه استفهام انکاری + فاء تفریع.
    • تُؤمِنونَ: مضارع مرفوع، ریشه: أ-م-ن (آمَنَ یؤمِنُ).
    • بِبَعضِ: جار و مجرور، «به برخی».
    • الكِتابِ: مضاف‌الیه مجرور.
    • وَتَكفُرونَ: مضارع مرفوع، ریشه: ك-ف-ر.
    • بِبَعضٍ: جار و مجرور، «به بعضی [دیگر]».
  • نوع جمله و معنا: استفهام انکاری؛ نکوهش گزینشی‌عمل‌کردن نسبت به احکام.
  • جمله ۷: فَما جَزاءُ مَن يَفعَلُ ذٰلِكَ مِنكُم إِلّا خِزيٌ فِي الحَياةِ الدُّنيا ترجمه تحت‌اللفظی: پس جزای کسی از شما که این را انجام دهد جز خواری در زندگی دنیا [نیست].
  • بررسی:
    • فَما: فاء تفریع + ما استفهامیه در مقام نفی و تهدید (یا موصوله تفسیریه؛ سیاق نفی با إلا).
    • جَزاءُ: مبتدا مرفوع، «جزا/کیفر».
    • مَن: اسم موصول عام، «کسی که».
    • يَفعَلُ: مضارع مرفوع، ریشه: ف-ع-ل.
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره به مجموعه رفتارهای نکوهیده.
    • مِنكُم: جار و مجرور: «از شما».
    • إِلّا خِزيٌ: ادات حصر (إلا) + خبر محذوف؟ تقدیر: «ما جزاؤه إلا خزيٌ»؛ «خِزيٌ» خبر مرفوع.
    • فِي الحَياةِ الدُّنيا: ظرف مکان/زمان، قید برای «خزي».
  • نوع جمله و معنا: خبری در قالب حصر؛ تهدید به خواری دنیوی به‌عنوان کیفر حتمی.
  • جمله ۸: وَيَومَ القِيامَةِ يُرَدّونَ إِلىٰ أَشَدِّ العَذابِ ترجمه تحت‌اللفظی: و در روز قیامت به سخت‌ترین عذاب بازگردانده می‌شوند.
  • بررسی:
    • وَيَومَ: واو عطف + ظرف زمان منصوب «یومَ»، متعلق به محذوف: «یكونُ ذلك یومَ…» یا متعلق به «یُرَدّونَ».
    • القِيامَةِ: مضاف‌الیه مجرور.
    • يُرَدّونَ: مضارع مجهول، ریشه: ر-د-د (رَدّ)، باب تفعیل؟ نه، ثلاثی مزید نیست؛ مجهولِ «یَرُدّ» (تشديد دال)، نون جمع.
    • إِلىٰ: حرف جر.
    • أَشَدِّ: اسم تفضیل مجرور به اضافه.
    • العَذابِ: مضاف‌الیه «أشدّ»، «عذاب».
  • نوع جمله و معنا: خبری وعده‌وعید؛ تهدید به عذاب آخرت، شدیدترین نوع آن.
  • جمله ۹: وَمَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمّا تَعمَلونَ ترجمه تحت‌اللفظی: و خدا از آنچه انجام می‌دهید هرگز بی‌خبر نیست.
  • بررسی:
    • وَمَا: واو عطف + «ما» نافیه.
    • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا.
    • بِغافِلٍ: خبر با باء زائده برای تأکید در نفی، «بیکار/بی‌خبر» در نفیِ مؤکد.
    • عَمّا: «عن» + «ما» موصوله: از آنچه.
    • تَعمَلونَ: مضارع مرفوع، ریشه: ع-م-ل، فاعل: واو جمع.
  • نوع جمله و معنا: خبریِ نفیِ مؤکد؛ تاکید بر علمِ الهی به اعمال آنان.

جمع‌بندی معنایی (پارسی روان):

  • آیه در مقام سرزنش بنی‌اسرائیلِ مدینه است که با وجود پیمان الهی، دست به کشتن و تبعید هم‌کیشان خود می‌زدند و در عین حال وقتی آنان اسیر می‌شدند، برای آزادسازی‌شان فدیه می‌پرداختند؛ این رفتار دوگانه به معنای «ایمان به بخشی از کتاب و کفر به بخشی دیگر» است. پیامد آن، خواری در دنیا و بازگردانده‌شدن به سخت‌ترین عذاب در قیامت است؛ و خدا از اعمالشان غافل نیست.

ریشه‌ها و ابواب مهم:

  • قَتَلَ (ق-ت-ل): ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ – یَقتُلُ.
  • أَخرَجَ (خ-ر-ج): باب إفعال – «بیرون راند».
  • تَظاهَرَ (ظ-ه-ر): باب تفاعُل – «هم‌پشتیبانی کردن/همدستی».
  • أَمَنَ/آمَنَ (أ-م-ن): إفعال مهموز – «ایمان آوردن».
  • كَفَرَ (ك-ف-ر): ثلاثی مجرد – «کفر ورزیدن/پوشاندن حقیقت».
  • فادَى (ف-د-ي): باب مفاعلة – «فدیه دادن/معاوضه برای آزادی».
  • حَرَّمَ (ح-ر-م): باب تفعیل – «حرام کردن».
  • أَخرَجَ/إخراج: مصدر باب إفعال.
  • رَدَّ (ر-د-د): ثلاثی مجرد تشدیدی – «بازگرداندن».
  • عَمِلَ (ع-م-ل): ثلاثی مجرد – «عمل کردن».

نکات دستوری و بلاغی:

  • «أَنتُم هٰؤُلاءِ»: ساختار تاکید و توبیخ؛ اشاره نزدیک برای ملموس‌کردن مخاطب.
  • «تَقتُلونَ أَنفُسَكُم»: اضافه «أنفسكم» در سیاقِ قوم واحد، دلالت بر اینکه کشتنِ هم‌کیشان، همچون کشتنِ خود است.
  • واوهای عطف پی‌درپی، فهرست تخلفات و تناقض‌ها را می‌سازد.
  • «وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيكُم إِخراجُهُم»: واو حالیه برای نشان‌دادن تضاد میان «فدیه دادن» و «تبعید کردنِ حرام».
  • «أَفَتُؤمِنونَ…»: استفهام انکاری برای نکوهش گزینش‌گری در دینداری.
  • ساختار حصر «ما… إلا…» برای قطعیت کیفر دنیوی.
  • «بِغافِلٍ»: باء زائده در خبر منفی برای تاکید بر نفی غفلت از سوی خدا.

کاربرد تفسیری کوتاه:

  • سیاق مدنی و اشاره به پیمان‌های یهود مدینه (قریظه، نضیر) که هم‌پیمان با قبایل عرب بودند؛ در جنگ‌ها هم‌کیشان خود را می‌راندند، اما پس از اسارت، به حکم تورات، فدیه می‌پرداختند. آیه تناقض این رفتار را نکوهش می‌کند و معیار کلی ارائه می‌دهد: دینداریِ گزینشی مردود است.
Nach oben scrollen