002-080-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و یهودیان گفتند آتش دوزخ جز چند روزی با ما تماس نخواهد یافت، بگو آیا نزد الله در این باره پیمانی گرفته اید و یقین دارید که الله خُلف وعده نخواهد کرد و چرا بر الله چیزی را که نمی دانید میگوئید؟ (80)
آیه: «وَقالوا لَن تَمَسَّنَا النّارُ إِلّا أَيّامًا مَعدودَةً ۚ قُل أَتَّخَذتُم عِندَ اللَّهِ عَهدًا فَلَن يُخلِفَ اللَّهُ عَهدَهُ ۖ أَم تَقولونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعلَمونَ»

  1. «وَقالوا»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و گفتند.
  • صرف و ریشه:
    • «وَ»: حرف عطف.
    • «قالوا»: فعل ماضی، سوم شخص جمع (آنها گفتند). ریشه: ق-و-ل (قول).
  • نحو: جمله فعلیه (فعل ماضی + فاعل مستتر تقدیرًا هم/واو جمع به‌عنوان فاعل متصل).
  • نوع جمله: خبری.
  • معنا: خبر از گفتار گروهی (اهل کتاب) می‌دهد.
  1. «لَن تَمَسَّنَا النّارُ إِلّا أَيّامًا مَعدودَةً»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: هرگز آتش به ما نخواهد رسید مگر [برای] روزهایی شمارش‌شده.
  • صرف و ریشه:
    • «لَن»: حرف نفیِ استقبال (نفی آینده با تأکید).
    • «تَمَسَّنَا»: فعل مضارع منصوب به «لن»، صیغه: سوم شخص مؤنث مفرد با نون وقایه و «نا» مفعولٌ‌به (ما را لمس کند/برسد). اصل فعل «تَمَسُّ» از باب تفعّل؟ این صورت از فعل «مَسَّ» (سه‌حرفی مضاعف) با تاء مضارعه است: «تَمَسُّ»؛ با دخول «لن» منصوب می‌شود: «تَمَسَّنا» (فتح بر عین الفعل؛ نون وقایه برای حفظ فتحه قبل از ضمیر «نا» آمده است). ریشه: م-س-س.
    • «النّارُ»: اسم معرفه با «ال»، مرفوع، فاعلِ «تَمَسَّنا».
    • «إِلّا»: أداة استثناء.
    • «أَيّامًا»: جمع «يوم»، منصوب به‌عنوان مستثنی (یا ظرف زمان منصوب)، تنوین نصب.
    • «مَعدودَةً»: صفت برای «أيامًا»، مؤنث جمع سالم، منصوب. ریشه: ع-د-د (عدد)، اسم مفعول از باب تفعیل/عدّ.
  • نحو: جمله فعلیه منفی (لن + فعل) با فاعل «النار»، سپس استثناء «إلا أيامًا معدودة».
  • نوع جمله: خبری (نقل قول از ادعا).
  • معنا: ادعای آنان: آتش دوزخ هرگز به ما نمی‌رسد جز چند روزی اندک.
  1. «قُل»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بگو.
  • صرف و ریشه:
    • «قُل»: فعل امر مفرد مخاطب (ای پیامبر، بگو). ریشه: ق-و-ل.
  • نحو: جمله إنشائیه (امر).
  • نوع جمله: امری.
  • معنا: فرمان خدا به پیامبر برای پاسخ دادن به ادعای آنان.
  1. «أَتَّخَذتُم عِندَ اللَّهِ عَهدًا فَلَن يُخلِفَ اللَّهُ عَهدَهُ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آیا نزدِ خدا پیمانی گرفته‌اید؟ پس هرگز خدا پیمانش را تخلّف نمی‌کند.
  • صرف و ریشه (بخش اول تا «عهداً»):
    • «أَ»: همزهٔ استفهام (برای پرسش/انکار).
    • «تَّخَذتُم»: فعل ماضی، دوم شخص جمع (گرفتید). اصل: «اتَّخَذْتُم» از باب افتعال «اتّخذ» (گرفتن، اتخاذ کردن)، ریشه: أ-خ-ذ. ادغام تاء در تاء باب افتعال موجب تشدید شده است.
    • «عِندَ»: ظرف مکان، مضاف.
    • «اللَّهِ»: اسم جلاله، مجرور به‌عنوان مضافٌ‌إلیه.
    • «عَهدًا»: مفعولٌ‌به منصوب برای «اتّخذتم» (یک پیمان).
  • صرف و ریشه (بخش دوم از «فَلَن…»):
    • «فَ»: فاء تفریع/سببیه (نتیجه بر پرسش).
    • «لَن»: حرف نفیِ استقبال (برای تأکید در نفی آینده).
    • «يُخلِفَ»: فعل مضارع منصوب به «لن»، ریشه: خ-ل-ف (خلاف کردن، نقض کردن). باب إفعال: «أخلَفَ يُخلِفُ» به‌معنای خلف وعده کردن. حرکت کسر بر لام‌الفعل در مضارع.
    • «اللَّهُ»: فاعل مرفوع.
    • «عَهدَهُ»: مفعولٌ‌به «يُخلِفَ»، «عهدَ» منصوب + «هُ» ضمیر متصل (پیمانِ او).
  • نحو: جمله اول استفهامی انکاری برای ابطال ادعا؛ جمله دوم خبری با «لن» برای تأکید بر اینکه خدا خلف وعده نمی‌کند.
  • نوع جمله: استفهامی (انکاری) سپس خبری تأکیدی.
  • معنا: اگر واقعاً پیمانی نزد خدا دارید، خدا عهدش را نقض نمی‌کند؛ اما چنین پیمانی ندارید.
  1. «أَم تَقولونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعلَمونَ»
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: یا [بلکه] بر خدا چیزی می‌گویید که نمی‌دانید؟
  • صرف و ریشه:
    • «أَم»: «أم» منقطعه (به‌معنای بلکه/یا آیا)، برای انتقال به احتمال دوم همراه با انکار.
    • «تَقولونَ»: فعل مضارع مرفوع، دوم شخص جمع (می‌گویید). ریشه: ق-و-ل.
    • «عَلَى»: حرف جر.
    • «اللَّهِ»: اسم جلاله مجرور.
    • «ما»: اسم موصول/مصدرية بمعنى «آنچه/چیزی که».
    • «لا»: حرف نفی.
    • «تَعلَمونَ»: فعل مضارع مرفوع، دوم شخص جمع (می‌دانید). ریشه: ع-ل-م.
  • نحو: جمله استفهامی انکاری با «أم» منقطعه؛ «ما لا تعلمون» مفعول «تقولون» (آنچه نمی‌دانید را نسبت می‌دهید).
  • نوع جمله: استفهامی انکاری.
  • معنا: بلکه دارید چیزی ناروا و بی‌دانش به خدا نسبت می‌دهید؟

جمع‌بندی معنایی به فارسی روان:

  • گروهی گفتند: «آتش (دوزخ) هرگز جز چند روزی به ما نمی‌رسد.»
  • خطاب الهی به پیامبر: «بگو: آیا نزد خدا پیمانی گرفته‌اید؟ اگر چنین است، خدا هرگز پیمانش را نمی‌شکند. یا اینکه چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟»

نکات نحوی و دلالی اضافی:

  • ادات «لَن» در دو موضع، نفی آینده را با تأکید می‌رساند: یک‌بار ادعای آنان درباره عدم مساس آتش، و یک‌بار تأکید بر اینکه خدا هرگز خلف وعده نمی‌کند.
  • «إلّا أيامًا معدودة» ساخت استثناء است؛ «أيامًا» منصوبات و «معدودة» صفت آن است و دلالت بر اندک‌بودن دارد.
  • «أم» در پایان آیه «منقطعه» است، نه «متصلة»، و به‌معنای «بل» به‌اضافهٔ همزهٔ استفهام، برای توبیخ/انکار.
  • تقابل معنایی: ادعای بی‌پایه در برابر معیار حق: عهد الهیِ واقعی که تخلف‌بردار نیست. این تقابل، ادعای نخست را باطل می‌کند مگر آنکه مستندِ وحیانی داشته باشد.
Nach oben scrollen