002-079-091-بقرة

« Back to Glossary Index
پس وای بر سوءاستفاده چیانی از ایشان که با دستهای خود کتاب های مذهبی می نویسند و انتشار میدهند، اینها از نزد الله است تا آنها را به قیمتی کم بفروشند، وای بر ایشان از آنچه دستهای ایشان نوشته و وای بر آنان از سوءاستفاده هائی که از آن میبرند(متاسفانه امروزه در کلیه فرقه های اسلام نیز چنین سوءاستفاده چیان مذهبی بسیارند که مطالب غیر قرآنی را بنام تفسير قرآن معرفی میکنند و در کتاب هائی خرید و فروش مینمایند و بسیاری از مسلمانان هم هستند که روی جهل و بیسوادی خیالات واهی خود و موهوماتی را که به نفع خودشان درباره واسطه بازی و واسطه شدن پیغمبر و امام و موضوعات دیگر شنیده اند جزء قرآن تصور میکنند) (۷۹)
  • فَوَيلٌ لِلَّذينَ يَكتُبونَ الكِتابَ بِأَيديهِم ثُمَّ يَقولونَ هٰذا مِن عِندِ اللَّهِ لِيَشتَروا بِهِ ثَمَنًا قَليلًا
    • ترجمهٔ لفظ‌به‌لفظ: پس وای بر کسانی که کتاب را به دستان خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: این از نزدِ خداست، تا به وسیلهٔ آن بهای اندکی به دست آورند.
  • فَوَيلٌ لَهُم مِمّا كَتَبَت أَيديهِم
    • ترجمهٔ لفظ‌به‌لفظ: پس وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نوشت.
  • وَوَيلٌ لَهُم مِمّا يَكسِبونَ
    • ترجمهٔ لفظ‌به‌لفظ: و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند (کسب می‌کنند).

بررسی واژگان، صرف و ریشه‌ها:

  • فَوَيلٌ
    • نوع: اسم نکره مرفوع (مبتدا/خبر مقدم)، لفظ تهدید و نفرین.
    • معنا: هلاکت/وای/بدبختی (برخی آن را نام دره‌ای در جهنم دانسته‌اند، اما در اصل تنبیه و تهدید است).
    • ساخت: «فَ» حرف عطف یا فاء تفریع + «وَيلٌ» اسم.
  • لِلَّذينَ
    • «لِـ»: حرف جر (برای، بر).
    • «الذین»: اسم موصول جمع مذکر عاقل.
    • اعراب: مجرور به لام؛ «لِلَّذینَ» (ادغام لام تعریف و لام حرف جر).
  • يَكتُبونَ
    • فعل مضارع مرفوع، علامت رفع: ثبوت نون (به خاطر جمع مذکر سالم).
    • صیغه: غایب جمع مذکر (هم آنان می‌نویسند).
    • ریشه: ک-ت-ب (کتب) = نوشتن.
    • باب: مجرد ثلاثی.
  • الكِتابَ
    • اسم مفرد معرفه با «ال».
    • اعراب: مفعولٌ‌به منصوب (فتحۀ ظاهر).
    • معنا: نوشته/کتاب (عام؛ هر نوشته‌ای که ادعای وحی دارند).
  • بِأَيديهِم
    • «بِـ»: حرف جر (به/با).
    • «أیدی»: جمع «یَد» (دست) به صورت جمع تَکسیر.
    • «هم»: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه (ایشان).
    • اعراب: جار و مجرور؛ قید آلت/وسیله.
  • ثُمَّ
    • حرف عطف با فاصله زمانی/رتبی (بعد از آن/سپس).
  • يَقولونَ
    • فعل مضارع مرفوع، صیغه جمع مذکر غایب.
    • ریشه: ق-و-ل (قول) = گفتن.
  • هٰذا
    • اسم اشاره مفرد مذکر نزدیک (این).
    • اعراب: مبتدا یا مفعول مقول‌القول (در مقام جملهٔ مقول‌القول).
  • مِن عِندِ
    • «مِن»: حرف جر (از).
    • «عِند»: اسم ظرف/جار و مجرور به معنای «کنار/سوی/نزد».
  • اللَّهِ
    • اسم جلاله، مجرور به «من عند» (اضافهٔ ظرفی).
  • لِيَشتَروا
    • «لِـ»: لام تعلیل (برای اینکه).
    • «يَشتَروا»: فعل مضارع منصوب به «لام تعلیل»، علامت نصب حذف نون (به سبب صیغهٔ جمع مذکر سالم).
    • ریشه: ش-ر-ي (شری/شراء) = خریدن.
    • باب: افتعال (اِشْتَرى/يَشتَري؛ اینجا املای بدون یاء آخر به‌سبب اتصال واو جماعت در رسم‌الخط).
  • بِهِ
    • «بِـ»: حرف جر.
    • «ـهِ»: ضمیر متصل مفرد غایب (به‌وسیلهٔ آن؛ مرجع: همان نوشتهٔ جعلی).
  • ثَمَنًا
    • اسم نکره منصوب (مفعول‌به دوم یا تمییز غرض)، معنا: قیمت/بها.
  • قَليلًا
    • صفت برای «ثَمَنًا»، منصوب، معنا: اندک/کم.
  • لَهُم
    • «لِـ» حرف جر + «هم» ضمیر متصل (برای آنان/بر آنان).
  • مِمّا
    • ترکیب «مِن + ما» (از آنچه/به‌سبب آنچه). «ما» موصوله.
  • كَتَبَت
    • فعل ماضی، صیغهٔ مفرد مؤنث غایب.
    • علت مؤنث آمدن: مطابقت با «أَیدی» که جمع غیر عاقل است و در عربی حکم مؤنث مفرد دارد.
    • ریشه: ک-ت-ب.
  • أَيديهِم
    • توضیح شد: جمع «ید» + ضمیر «هم»، مجرور به «مِن».
  • يَكسِبونَ
    • فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب.
    • ریشه: ك-س-ب (کسب) = به دست آوردن/اندوختن.
    • معنا: شامل درآمد و پیامدهای اعمال (مادی و معنوی).

ساختار و نوع جملات:

  • جمله اول: خبری تهدیدی با فاء تفریع
    • «فَوَيلٌ لِلَّذينَ يَكتُبونَ الكِتابَ بِأَيديهِم ثُمَّ يَقولونَ … لِيَشتَروا …»
    • نوع: جمله اسمیه (مبتدا محذوف تقدیری یا «وَیلٌ» خبر مقدم) که معنای دعایی/تهدیدی می‌دهد.
    • کارکرد: نکوهش جعل متن و نسبت دادن آن به خدا برای منفعت مادی اندک.
  • جمله دوم: خبری تهدیدی
    • «فَوَيلٌ لَهُم مِمّا كَتَبَت أَيديهِم»
    • نوع: جمله اسمیه با «وَیلٌ» خبر مقدم و «لهم» جار و مجرور به‌منزلهٔ مبتدأ مؤخر.
    • تاکید بر مسئولیت مباشرت در نوشتن جعلی.
  • جمله سوم: خبری تهدیدی
    • «وَوَيلٌ لَهُم مِمّا يَكسِبونَ»
    • نوع: جمله اسمیه عاطفه بر جملهٔ پیشین، تهدید نسبت به تبعات و منافع نامشروع حاصل از جعل.

نکات نحوی/بلاغی:

  • تکرار «فَوَيلٌ» و «وَويلٌ» برای تأکید تهدید و شدت نکوهش.
  • تقابل «يَكتُبونَ» (فعل) با «بِأَيديهِم» (آلت) برای برجسته‌سازی تعمد و ساختگی بودن.
  • «ثُمَّ» نشان‌دهنده ترتب و فاصله: نخست جعل، سپس ادعای الهی بودن.
  • «لِيَشتَروا بِهِ ثَمَنًا قَليلًا»: بیان علت روان‌شناختی و اجتماعی جعل (منفعت ناچیز).
  • موافقت فعل مؤنث «كَتَبَت» با «أیدی» به‌عنوان جمع غیر عاقل.

معنای کلی در فارسی (نزدیک به لفظ):

  • بنابراین، وای بر کسانی که نوشته را با دستان خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: این از جانبِ خداست، تا به وسیلهٔ آن بهای اندکی به دست آورند. پس وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نوشت، و وای بر آنان از آنچه کسب می‌کنند.

سزاوارگی و پیام:

  • محکومیت جعل و تحریف متن‌های دینی و نسبت دادن آن به خدا برای منافع دنیوی.
  • تهدید دوگانه: هم اصل عمل جعل و هم نتایج و منافع ناشی از آن.
Nach oben scrollen