002-076-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و زمانی که اینان به ایمان آورندگان حقیقی میرسند میگویند ما نیز ایمان آوردیم و هنگامی که بعضی از اینان نزد بعضی دیگر میروند به آنان میگویند چرا چیزهائی را که از تورات خالق عالم بر شما روشن کرده به مؤمنان اطلاع میدهید و چرا فکر نمیکنید که ممکن است مؤمنان از همین اطلاعات شما، شما را نزد پروردگارتان در بحث محکوم کنند (یهودیان تصور میکردند که اطلاعات عمیق توراتی که در جملات قرآن هست اقتباس از شنیده های پیغمبر اسلام و مؤمنان از بعضی یهودیان است) (76)
آیه: وَإِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنوا قالوا آمَنّا وَإِذا خَلا بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ قالوا أَتُحَدِّثونَهُم بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيكُم لِيُحاجّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُم ۚ أَفَلا تَعقِلونَ

  • ترجمه تحت‌اللفظی: وقتی کسانی را که ایمان آوردند ملاقات می‌کنند، می‌گویند: «ایمان آوردیم». و چون برخی از آنان با برخی دیگر خلوت می‌کنند، می‌گویند: «آیا با آنان چیزی را که خدا بر شما گشوده است بازگو می‌کنید، تا به آن نزد پروردگارتان با شما محاجّه کنند؟ آیا نمی‌اندیشید؟»
  1. جمله: وَإِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنوا قالوا آمَنّا
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و هنگامی که مؤمنان را دیدار می‌کنند، می‌گویند: «ایمان آوردیم».
  • تجزیه صرفی و ریشه:
    • وَ: حرف عطف.
    • إِذا: ظرف زمان شرطی (وقتی که).
    • لَقُوا: فعل ماضی، جمع غایب، از ریشه ل-ق-ي (لقِيَ: دیدار کرد). اصل: لَقُوا ← لَقُوا المؤمنین (مفعول محذوف مقدّر: الّذین آمنوا آمده است).
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر سالم.
    • آمَنوا: فعل ماضی، جمع غایب، از ریشه أ-م-ن (آمَنَ: ایمان آورد).
    • قالوا: فعل ماضی، جمع غایب، از ریشه ق-و-ل (گفتن).
    • آمَنّا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر، از ریشه أ-م-ن، «ایمان آوردیم».
  • نحو و ساخت:
    • إِذا ظرف شرط غیر جازم؛ جمله فعلیه «لَقُوا…» جمله شرط، و «قالوا آمَنّا» جواب شرط.
    • مفعولِ «لَقُوا»: الموصول «الذين آمنوا» (جمله صله: «آمنوا»).
  • نوع جمله و معنی:
    • جمله خبریه توصیفی از نفاق (اظهار ایمان نزد مؤمنان).
    • دلالت بر نفاق زبانی: اظهار ایمان در مواجهه با مؤمنان.
  1. جمله: وَإِذا خَلا بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ قالوا أَتُحَدِّثونَهُم بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيكُم
  • ترجمه تحت‌اللفظی: و چون برخی‌شان با برخی دیگر خلوت می‌کنند، می‌گویند: «آیا با آنان سخن می‌گویید از آنچه خدا بر شما گشوده است؟»
  • تجزیه صرفی و ریشه:
    • وَ: حرف عطف.
    • إِذا: ظرف زمان شرطی.
    • خَلا: فعل ماضی، مفرد مذکر (اما فاعل بعداً می‌آید)، ریشه خ-ل-و (خلوت شد/بود).
    • بَعضُهُم: «بعضُ» فاعل مرفوع + ضمیر مضافٌ‌إلیه «هم».
    • إِلىٰ: حرف جر.
    • بَعضٍ: اسم مجرور (مضافٌ‌إلیه بعد از «إلى»)، تنوین برای نکره.
    • قالوا: فعل ماضی، جمع غایب.
    • أَتُحَدِّثونَهُم: همزه استفهام انکاری/تعجّبی + تُحَدِّثونَ: مضارع مرفوع جمع مخاطب از ریشه ح-د-ث (حدّث: حدیث کردن/بازگفتن) + هُم: ضمیر مفعولی (آنان = مؤمنان).
    • بِما: «بِـ» حرف جر + «ما» موصوله (آنچه).
    • فَتَحَ: فعل ماضی، مفرد مذکر، ریشه ف-ت-ح (گشودن/آشکار ساختن/نصرت دادن).
    • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
    • عَلَيكُم: حرف جر «على» + ضمیر مخاطب جمع (بر شما).
  • نحو و ساخت:
    • «إذا خلا بعضهم إلى بعض» جمله شرطیه؛ «قالوا …» جواب شرط.
    • «أتحدّثونهم» استفهام انکاری در کلامِ منافقان به یکدیگر.
    • «بما فتح الله عليكم» جار و مجرور متعلق به «تحدثونهم»، «ما» موصوله با صله «فتح الله عليكم».
  • نوع جمله و معنی:
    • خبری همراه با نقل قولِ استفهامی/انکاری؛ نشان‌دهنده تدبیر پنهانی منافقان و نهی ضمنی از افشای اطلاعات وحی/بشارات/دلایل.
    • «فتح الله عليكم» می‌تواند به «بیان‌های توراتی/انجیلی یا دلایل الهی که به سود حق است» اشاره داشته باشد.
  1. جمله: لِيُحاجّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُم
  • ترجمه تحت‌اللفظی: تا با آن نزد پروردگارتان با شما محاجّه کنند.
  • تجزیه صرفی و ریشه:
    • لِـ: لام تعلیل (برای اینکه).
    • يُحاجّوكُم: مضارع منصوب به «لام» (علامت نصب ظاهر نیست چون از افعال مُضعّف است). ریشه ح-ج-ج (حاجّ: مجادله کردن با حجّت). صیغه: جمع غایب + کُم ضمیر مفعولی (با شما استدلال/محاجّه کنند).
    • بِهِ: «بِـ» + ضمیر «ه» (به وسیله همان چیزی که گفت‌وگو می‌کنید/گشوده شد).
    • عِندَ: ظرف مکان (نزد).
    • رَبِّكُم: «ربّ» مضاف + «کم» ضمیر مضاف‌الیه.
  • نحو و ساخت:
    • جمله تعلیلی مرتبط با گفتارِ پیشین (علتِ نهی از گفتن: تا شما را به همان مطالب علیه‌تان استدلال کنند).
  • نوع جمله و معنی:
    • جمله غرض/تعلیل؛ بیان مقصود احتمالی طرف مقابل در مجادله روز جزا یا در حضور خدا.
  1. جمله: أَفَلا تَعقِلونَ
  • ترجمه تحت‌اللفظی: آیا پس نمی‌اندیشید؟
  • تجزیه صرفی و ریشه:
    • أَ: همزه استفهام انکاری/توبیخی.
    • فَ: فاء تفریع (بنابراین/پس).
    • لا: نافیۀ غیر عامله.
    • تَعقِلونَ: مضارع مرفوع جمع مخاطب، ریشه ع-ق-ل (عقل به کار بستن/درک کردن).
  • نحو و ساخت:
    • استفهام توبیخی برای سرزنشِ کوتاهی در فهم پیامد کار.
  • نوع جمله و معنی:
    • جمله انکاری-توبیخی؛ دعوت به به‌کارگیری عقل و نهی از نفاق و حیله‌گری.

نکات معنایی و تفسیری فشرده:

  • تصویر دوگانه‌گویی: اظهار ایمان در حضور مؤمنان، ولی در خلوت، تلاش برای کنترل اطلاعات.
  • «فتح الله عليكم»: «گشودن» می‌تواند به معارف الهی، نشانه‌ها، یا پیروزی‌های استدلالی اشاره کند که اگر مؤمنان از آن آگاه شوند، در مناظره بر منافقان حجّت می‌آورند.
  • ساختار آیه متوالی از جملات شرطی با جواب، سپس تعلیل، و پایان با استفهام توبیخی است؛ این پیوستگی شدت نکوهش نفاق را می‌نمایاند.
Nach oben scrollen