002-074-091-بقرة

« Back to Glossary Index
بعد از حادثه مذکور مدتی که گذشت دلهای شما یهودیان سخت شد چون سنگ یا سختتر از سنگ، زیرا بعضی سنگها را جویبارها از آن جاری میگردند (در اثر عوامل طبیعی سنگ خورده میشود) و بعضی شکافدار میشوند و از آنها آب چشمه بیرون میاید و بعضی از ترس قوانین الله کوچک میشوند (در اثر سائیده شدن و یا در اثر سرما و گرمای خورد کننده) و الله از کارهائی که شما یهودیان میکنید غافل نیست (معلوم میشود کم کم بیشتر بنی اسرائیل از باور کردن معجزه مذکور برکنار شدند و طوری سنگ دل شدند که اگر آدمی را هم میکشتند نمی گذاشتند وسوسه روحی در آنان اثر بدی کند که مجبور به اقرار شوند) (74)
آیه: سوره بقره، آیه 74

  1. ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: سپس دل‌های شما پس از آن سخت شد.
  • نوع جمله: خبری (گزارش حالت/رخداد).
  • معنا: بعد از آن رویدادها، دل‌های شما بی‌انعطاف و بی‌تأثر شد.
  • بررسی واژگان و ریشه:
    • ثُمَّ: حرف عطف، دلالت بر تراخی (بعدتر).
    • قَسَتْ: فعل ماضی مؤنث مفرد؛ ریشه ق-س-و/ق-س-ي (قساوت/سخت شدن).
    • قُلُوبُكُم: جمع قلب، مرفوع به‌عنوان فاعل؛ قلب + ضمیر جمع مخاطب (شما).
    • مِن بَعْدِ: جار و مجرور؛ «پس از».
    • ذَٰلِكَ: اسم اشاره دور (آن).
  1. فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس آن [دل‌ها] مانند سنگ‌هاست یا سخت‌تر [از آن‌ها] در سختی.
  • نوع جمله: اسمیه خبری (مبتدا و خبر با تشبیه و تفضیل).
  • معنا: دل‌ها به سختی سنگ یا حتی سخت‌تر از سنگ شده‌اند.
  • بررسی:
    • فَ: فاء تفریع/نتیجه.
    • هِيَ: ضمیر مبتدا، به «قلوب» برمی‌گردد.
    • كَالْحِجَارَةِ: کاف تشبیه + «الحجارة» (جمع حجر: سنگ‌ها)، مجرور.
    • أَوْ: حرف عطف به معنای «یا».
    • أَشَدُّ: اسم تفضیل (شدیدتر)، مرفوع خبر دوم/معطوف خبری.
    • قَسْوَةً: تمییز/بیانِ نوعِ شدت، منصوب؛ مصدر از ریشه ق-س-و (سختی/دل‌سختی).
  1. وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بی‌گمان از [میان] سنگ‌ها قطعاً چیزی هست که از آن رودها می‌جوشد.
  • نوع جمله: اسمیه مؤکد (إنّ و لامِ ابتداء) با خبر جار و مجرور و جمله فعلیه صلهٔ «ما».
  • معنا: برخی سنگ‌ها چنان‌اند که رودها از آن‌ها فوران می‌کند.
  • بررسی:
    • وَ: عطف.
    • إِنَّ: حرف توکید و نصب.
    • مِنَ الْحِجَارَةِ: جار و مجرور، خبر مقدم برای «ما».
    • لَما: «لَـ» لامِ ابتداء/توكید + «ما» موصوله (چیزی که).
    • يَتَفَجَّرُ: مضارع باب تفعّل، ریشه ف-ج-ر (شکافتن/جوشیدن)، فاعلِ آن «ما».
    • مِنْهُ: جار و مجرور؛ مرجع ضمیر به «ما/شیء» یا به «الحجارة» در تفسیر.
    • الْأَنْهَارُ: فاعل مرفوع برای «يتفجر» در قرائت مشهوره به معنای «رودها از آن می‌جوشد». نکته نحوی: در ساخت «يتفجر منه الأنهار»، «يتفجر» به معنای «فرو می‌جوشد/فوران می‌کند» آمده و «الأنهار» فاعل مؤخرِ فعل است؛ «منه» مبدأِ فوران را نشان می‌دهد.
  1. وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بی‌گمان از آن [سنگ‌ها] قطعاً چیزی هست که می‌شکافد، پس آب از آن بیرون می‌آید.
  • نوع جمله: اسمیه مؤکد با عطف و سپس دو جمله فعلیه پی‌درپی (فعل مضارع + فاء تعقیب).
  • معنا: برخی سنگ‌ها می‌ترکند و آب از آن‌ها خارج می‌شود.
  • بررسی:
    • وَإِنَّ: عطف + توکید.
    • مِنْهَا: جار و مجرور؛ «از آن [سنگ‌ها]».
    • لَمَا: لامِ توکید + «ما» موصوله.
    • يَشَّقَّقُ: مضارع باب تفعّل، ادغام: يَتَشَقَّقُ → يَشَّقَّقُ؛ ریشه ش-ق-ق (شکافتن).
    • فَيَخْرُجُ: فاء تفریع/تعقیب + مضارع؛ ریشه خ-ر-ج.
    • مِنْهُ: جار و مجرور؛ «از آن».
    • الْمَاءُ: فاعل مرفوعِ «يخرج».
  1. وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بی‌گمان از آن [سنگ‌ها] قطعاً چیزی هست که از بیمِ خدا فرو می‌افتد.
  • نوع جمله: اسمیه مؤکد با جمله فعلیه صلهٔ «ما».
  • معنا: برخی سنگ‌ها تحت تأثیر هیبت خدا سقوط می‌کنند.
  • بررسی:
    • وَإِنَّ: عطف + توکید.
    • مِنْهَا: جار و مجرور؛ «از آن [سنگ‌ها]».
    • لَمَا: لامِ توکید + «ما» موصوله.
    • يَهْبِطُ: مضارع، ریشه ه-ب-ط (فرود آمدن).
    • مِنْ خَشْيَةِ: جار و مجرورِ بیان علت؛ «از بیمِ/به‌سببِ خشیتِ».
    • اللَّهِ: مضافٌ‌الیه مجرورِ «خشية».
  1. وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا از آنچه انجام می‌دهید هرگز غافل نیست.
  • نوع جمله: اسمیه خبری مؤکد به «ما»ی نافیه و باءِ زائده برای تأکید.
  • معنا: خداوند کاملاً آگاه است و از کردار شما بی‌خبر نیست.
  • بررسی:
    • وَ: عطف.
    • مَا: «ما»ی نافیهٔ حجازیه (برای نفیِ جنس/تأکید).
    • اللَّهُ: اسم «ما» مرفوع.
    • بِغَافِلٍ: خبر «ما»، مجرور لفظاً به سبب باءِ زائده، منصوب/محلّاً خبر.
    • عَمَّا: «عن» + «ما» (از آنچه)، ادغام نون و میم.
    • تَعْمَلُونَ: مضارع مرفوع، ریشه ع-م-ل؛ فاعل: واو جمع (شما).

جمع‌بندی معنایی

  • ساختار کلی آیه از گزارش قساوت دل‌ها آغاز می‌شود، سپس با سه مثال از سنگ‌ها که:
    1. منبع جوشش رودها هستند،
    2. می‌شکافند و آب از آن‌ها بیرون می‌آید،
    3. از خشیت خدا فرو می‌افتند، نشان می‌دهد که حتی برخی سنگ‌ها واکنش و اثرپذیری دارند، در حالی که دل‌های برخی انسان‌ها از آن نیز سخت‌تر شده است. پایان آیه با نفی غفلت از سوی خدا، هشدار و مراقبت الهی را تأکید می‌کند.
Nach oben scrollen