002-071-091-بقرة

« Back to Glossary Index
موسی گفت الله میگوید آن گاویست که برای شخم زدن زمین و یا آب دادن به کشتزار رام نباشد و بی عیب باشد و لکه ای نیز از رنگ دیگر در آن نباشد، آنان گفتند حالا دستوری کامل آوردی پس آنرا سر بریدند و این ایرادها برای آن بود که از ابتدا نمی خواستند چنین دستوری را عمل کنند (اصطلاح ایراد بنی اسرائیلی از این داستان است) (۷۱)
  1. قالَ إِنَّهُ يَقولُ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: گفت: همانا او می‌گوید
  • صرف و نحو و ریشه‌ها:
    • قالَ: فعل ماضی، غایب مفرد مذکر؛ ریشه: ق-و-ل.
    • إِنَّهُ: إنَّ (حرف تأکید و نصب) + هُ (ضمیر شأن/غایب مفرد مذکر)؛ إنَّ اسمش ضمیر منصوب، خبرش جملهٔ «يقولُ».
    • يَقولُ: فعل مضارع مرفوع، غایب مفرد مذکر؛ ریشه: ق-و-ل. فاعل مستتر تقدیره «هو» (بازگشت به موسی یا خدا بسته به سیاق؛ در آیه‌های سوره بقره 67–71، «إنه يقول» یعنی خدا می‌گوید).
  • نوع جمله و معنا: جملهٔ خبری گزارشی؛ موسی گزارش می‌دهد: «او (خدا) می‌گوید».

  1. إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلولٌ تُثيرُ الأَرضَ وَلا تَسقِي الحَرثَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بی‌گمان آن (گاو) گاوی است [که] نه رام/رام‌شده‌ای است که زمین را شخم زند و نه کشت را آب دهد.
  • صرف و نحو و ریشه‌ها:
    • إِنَّها: إنَّ (تأکید/نصب) + ها (ضمیر مؤنث مفرد: به گاو برمی‌گردد). اسم إنَّ: «ها». خبر إنَّ: «بقرةٌ».
    • بَقَرَةٌ: اسم مؤنث، نکره، خبر إنَّ مرفوع با تنوین؛ ریشه: ب-ق-ر (شکافتن؛ اسم جنس: گاو ماده).
    • لا ذَلولٌ: «لا» در اینجا «لا»ی نافیهٔ جنس نیست؛ چون اسم بعدش تنوین دارد و مرفوع است. این «لا»ی عاطفه/نافیِ جمله است و «ذلولٌ» خبر محذوف به تقدیر «هي» نیست، بلکه بدل یا صفتِ «بقرةٌ» به تقدیر «لا هي ذلولٌ»؛ اغلب نحویان: «لا ذلولٌ» یعنی «لیست بذلولٍ». «ذَلولٌ»: اسم صفت، مؤنثه به معنای رام‌شده، مرفوع از جهت عطف تفسیری؛ ریشه: ذ-ل-ل (خاضع/رام).
    • تُثيرُ الأَرضَ: تُثيرُ فعل مضارع مرفوع، فاعل: ضمیر مستتر تقدیره «هي» (بقره). ریشه: ث-و-ر (برانگیختن/به‌هم زدن). «الأرضَ»: مفعول‌به منصوب؛ ریشه: أ-ر-ض.
    • وَلا تَسقِي الحَرثَ: «و» عاطف. «لا» نافی. «تسقي» مضارع مرفوع، فاعل مستتر «هي» (بقره). ریشه: س-ق-ي (آب دادن). «الحَرثَ» مفعول‌به منصوب؛ ریشه: ح-ر-ث (کشت).
  • نکته نحوی/تفسیری: «لا ذلولٌ تُثير الأرض» یعنی از نوع گاو کار (رام‌شده برای شخم/آبکش) نیست؛ پس نه برای شخم‌زدن و نه برای آبیاری به کار گرفته شده است.
  • نوع جمله و معنا: خبریِ توصیفی؛ مشخصات گاو را بیان می‌کند: گاوی است که رامِ کار نیست، نه شخم می‌زند و نه آب می‌دهد.

  1. مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فيها
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بی‌عیب [و] سالم/تسلیم‌شده‌ای است؛ هیچ لکه/خال‌رنگی در آن نیست.
  • صرف و نحو و ریشه‌ها:
    • مُسَلَّمَةٌ: اسم مفعول مؤنث مفرد مرفوع؛ ریشه: س-ل-م. نقش: خبر دوم برای «إنها» یا صفت برای «بقرةٌ». معنای تفسیری: سالم از عیب‌ها؛ نیز می‌تواند به معنای «تمام‌عیار، محفوظ از نقص».
    • لا شِيَةَ: «لا»ی نافیۀ جنس، «شِيَةَ» اسم «لا» مبنی بر فتح (منصوب)، نکره. ریشه: و-ش-ي (نقش/خال/لکه‌رنگ). «لا شيَةَ» یعنی هیچ نشانه/خال‌رنگی نیست.
    • فيها: جار و مجرور، خبر «لا» یا متعلق به محذوف خبر؛ ضمیر «ها» به «بقره» برمی‌گردد.
  • نوع جمله و معنا: خبریِ توصیفی مؤکد؛ شرط دیگر گاو: کاملاً یکدست، بی‌خال و بی‌نقش.

  1. قالوا الآنَ جِئتَ بِالحَقِّ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: گفتند: اکنون حق را آوردی.
  • صرف و نحو و ریشه‌ها:
    • قالوا: فعل ماضی، فاعل واو جمع؛ ریشه: ق-و-ل.
    • الآنَ: ظرف زمان مبنی بر فتح؛ «اکنون».
    • جِئتَ: فعل ماضی + تاء مخاطب مفرد؛ ریشه: ج-ي-ء (آمدن/آوردن). در این ساخت «جئت بالحق» = «حق را آوردی».
    • بِالحَقِّ: جار و مجرور؛ «حق» اسم مجرور با باء؛ ریشه: ح-ق-ق (ثبوت/درستی).
  • نوع جمله و معنا: خبری/اظهاری؛ اعتراف به اینکه توصیف نهایی، بیان درست و قطعی است.

  1. فَذَبَحُوها وَما كادوا يَفعَلونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس آن را سر بریدند، و حال آنکه نزدیک نبودند [که] انجامش دهند.
  • صرف و نحو و ریشه‌ها:
    • فَذَبَحُوها: فَ حرف تفریع/تعقیب. «ذبحوا» فعل ماضی، واو: فاعل جمع. ریشه: ذ-ب-ح (سر بریدن). «ها»: مفعول‌به (به گاو برمی‌گردد).
    • وَما كادوا يَفعَلونَ: «و» حالیه/عاطفه. «ما» نافیه. «كادوا» فعل ماضی ناقص (کادَ) + واو جمع به‌عنوان اسم «کاد». ریشه: ك-و-د (نزدیک بودن). «يفعلون» فعل مضارع مرفوع، فاعل: واو جمع مستتر مطابق اسم کاد، خبر «كاد». ترکیب نفی با «کاد» افادهٔ تأخیر و اکراه می‌کند: «نزدیک نبودند انجام دهند» یعنی به‌سختی و با تعلّل انجام دادند.
  • نوع جمله و معنا: خبری با دلالت بر اکراه/تعلل؛ نشان می‌دهد با وجود همهٔ نشانه‌ها، سرانجام انجام دادند اما با سختی و دیرکرد.

جمع‌بندی معنایی فارسی (به زبان روان، نزدیک به تحت‌اللفظ):

  • موسی گفت: خدا می‌فرماید آن باید گاوی باشد که رامِ کار نباشد؛ نه زمین را شخم می‌زند و نه کِشت را آب می‌دهد؛ کاملاً سالم و بی‌هیچ لکه‌ای. گفتند: حالا حقیقت را آوردی. پس آن گاو را سر بریدند، هرچند نزدیک نبودند که این کار را بکنند (با اکراه و تعلل انجام دادند).

نکات تکمیلی نحوی/تفسیری:

  • توالی خبرها برای «إنّها»: «بقرةٌ» (خبر اول) + «لا ذلولٌ…» (بیان نفیِ صفت گاو کار) + «مسلمةٌ» (خبر/صفت بعدی) + «لا شيَةَ فيها» (جملهٔ نفتی به‌مثابه خبر یا حال). این توالی، تشخیص گاو را بسیار محدود و دقیق می‌کند.
  • «لا ذلولٌ تُثيرُ الأرضَ ولا تسقي الحرثَ» از نظر معنا: یا نفیِ حالت معمول گاو کار است (نه اهلیِ شخم/آبکشی)، یا نفیِ استعمال در این امور؛ در هر دو صورت، مقصود گاوی است که برای کار نگرفته شده است.
  • «ما كادوا يفعلون»: با «ما»ی نافیه، شدتِ دوریِ تحققِ فعل را می‌رساند؛ یعنی اگرچه انجام دادند، اما با کمترین میل و پس از کش‌وقوس.
Nach oben scrollen