002-063-091-بقرة

« Back to Glossary Index
همچنین زمانی ما با شما عهد و پیمان گرفتیم و آن کوه را بالای سر شما بلند کردیم و گفتیم آنچه را از تورات که به شما دادیم محکم بگیرید و آنچه در او نوشته است را بیاد داشته باشید تا پرهیزکار شوید (این مختصر اشاره به تفصیلی است که در باب نوزدهم از سفر خروج است که بنی اسرائیل تقاضا کرده بودند خالق عالم را ببینند و صدای او را مستقیما بشنوند و او برای اثبات اینکه مانع دیده شدن الله، قدرت شدید اوست که چشم خاکی و بدن خاکی و حتی کوه در مقابل چنان قدرتی تحمل ندارد به موسی دستور داد کارهائی کنند که آن کارها برای جلوگیری از تاثیر رادیواکتیویته انفجارات شدید اتمی خوب است و برای ایشان حدی تعیین شد که تا اندازه ای از خطر قدرت الله که شبیه به قدرت انفجارات اتمی امروز بود حفظ شوند و آنان انفجاری شبیه به انفجار اتمی فعلی دیدند و چنان مشاهده کردند که مقداری از کوه دود شد و بالای سر آنان قرار گرفت و تصور کردند بر ایشان میافتد و در آن انفجار صدای گوش خراشی چون کرنا شنیدند که کلماتی در آن بود یعنی کلمات ده فرمان و گروهی از کم ایمانان و بی ایمانانِ آنان از حد تجاوز کردند و مردند و بنی اسرائیل فریاد بر آوردند که نمیخواهیم مستقیما صدای الله را بشنویم زیرا ممکن است بمیریم و فقط موسی بقیه سخنان الله را شنید و از این حادثه تصور کردند خالق عالم از سئوال ایشان بدش آمد که ایشان را معذب کرد ولی بعداً چون این سئوال را موسی بر طبق آیات دیگری از سوره اعراف تکرار نمود فهميد قدرت مرکزی الله که همراه با دیدن الله است خیلی از زمین و حتی خورشید دور است و فقط دست بسیار کوچکی از قدرت الله تمام قوه های موجود در زمین را نشان میدهد و دست بزرگتری از قدرت الله در خورشید است و از آن بزرگتر در کهکشان هاست، در این جملات میبینیم که خالق عالم هرگز نمی گوید الله دیده نمی شود زیرا که در همه جاست، بلکه می گوید الله که در همه جاست همه اش همه جا نیست بلکه مرکزش در مرکز خلقت یعنی عرش است و رشته های کوچکتر و کوچکترش در خلق های کوچک و کوچکتر است و خلاصه تمام ذرات وجود جز قدرت الله و خود الله چیز دیگری نیست و ظاهر و باطن و اول و آخر خلقت یک واحد است به نام الله) (6۳)
آیه: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

ترجمه تحت‌اللفظی (کلمه به کلمه و نزدیک به متن): و زمانی که پیمانِ شما را گرفتیم و بلند کردیم بر فرازِ شما «طور» را؛ بگیرید آنچه را که به شما دادیم با نیرویی (جدیت)، و یاد کنید آنچه را در آن است، باشد که پرهیزگار شوید.

ترجمه روان نزدیک به متن: و آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و کوه «طور» را بالای سر شما برافراشتیم: آنچه را به شما عطا کردیم، با قدرت و جدیت بگیرید و آنچه در آن است به یاد داشته باشید، باشد که پرهیزگار شوید.

تحلیل جمله و نحو:

  • ساختار کلی: جمله مرکب امری-خبری با چند عطف
    1. وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ
      • جمله خبری یادآورنده یک واقعه گذشته.
    2. وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ
      • جمله خبری هماهنگ با قبلی (عطف به واو)، بیان رخداد هم‌زمان/پی‌درپی.
    3. خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ
      • جمله امری (خطاب به جمع).
    4. وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ
      • جمله امری دوم (عطف به قبلی).
    5. لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
      • جمله تعلیلی-غایی با «لعلّ» (ابراز امید/توقع نسبت به حاصلِ اوامر).

بررسی واژگان، اعراب، ریشه‌ها و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • إِذْ: ظرف زمان ماضی، مضاف‌الیه جمله بعد می‌شود؛ تقدیر: اُذْكُروا إذْ…
  • أَخَذْنَا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر (ما). ریشه: أ-خ-ذ (أخذ) = گرفتن.
  • مِيثَاقَكُمْ: مفعول به منصوب. میثاق: مصدر میمی/اسم، ریشه: وَثَقَ (و-ث-ق) = استوار/پیمان. ضمیر «کم» مضاف‌الیه (خطاب جمع).
  • وَرَفَعْنَا: واو عطف + رَفَعْنَا: فعل ماضی، ریشه: ر-ف-ع = بلند کردن/برداشتن.
  • فَوْقَكُمُ: ظرف مکان «فوقَ» منصوب + «کم» ضمیر متصل (مضاف‌الیه). «کمُ» با ضمه به سبب اتصال بعد از «فوق» برای پیوستگی آوایی.
  • الطُّورَ: مفعولٌ به منصوب برای «رفعنا». «الطور»: نام خاص کوه (ظاهراً طور سینا). ریشه احتمالی سامی مشترک (ط-و-ر)، در عربی به معنای کوه.
  • خُذُوا: فعل امر خطاب جمع (أنتم). از ریشه: أ-خ-ذ (أخذ). صیغه امر جمع مذکر: خُذُوا.
  • مَا: اسم موصول/موصوله، «آنچه».
  • آتَيْنَاكُمْ: فعل ماضی + ضمایر. «آتَى» (باب إفعال از أتى؟ در حقیقت فعل رباعی «آتَى يُؤْتِي» به معنای «داد»). «نا»: فاعلِ «آتينا» (ما دادیم). «كم»: مفعولٌ به دوم (به شما).
  • بِقُوَّةٍ: جار و مجرور حال/مفعول فیه معنوی. «بقوة»: با نیرو، با جدیت. ریشه: ق-و-ي (قوّ).
  • وَاذْكُرُوا: واو عطف + فعل امر جمع از ریشه: ذ-ك-ر = یاد کردن.
  • مَا: اسم موصول = آنچه.
  • فِيهِ: جار و مجرور متعلق به «اذكروا» یا خبر محذوف برای «ما» به معنای «آنچه که در آن است»؛ «هِ» ضمیر به «ما آتيناكم» (کتاب/تورات) برمی‌گردد.
  • لَعَلَّكُمْ: «لعلّ» حرف ترجّی/طمع (ابراز امید نسبت به آینده، نه تضمین). «كم» اسم «لعلّ».
  • تَتَّقُونَ: خبر «لعلّ» جمله فعلیه مضارع مرفوع. ریشه: و-ق-ي (وقاية) = پرهیز کردن/محافظت. باب افتعال: اتّقى يَتَّقي → «تتقون» مخاطب جمع.

نقش‌های نحوی مهم:

  • «إذ» ظرف زمان برای جمله‌های «أخذنا…» و «رفعنا…»، غالباً متعلق به فعل محذوف مانند «اذكروا».
  • «ميثاقَكم» مفعول اول «أخذنا».
  • «الطورَ» مفعول «رفعنا»، «فوقكم» ظرف مکان.
  • «ما آتيناكم» مفعول «خذوا». «ما» موصول و «آتيناكم» صلت آن.
  • «بقوة» حال از ضمیر مستتر در «خذوا» (بگیرید در حالی که با قوت/به‌طور قاطع).
  • «واذكروا ما فيه» امر دوم؛ «ما» موصول، «فيه» صلت/متعلق به محذوف «مستقرّ فيه».
  • «لعلّكم تتقون» جمله غایی-تعلیلی برای دو امر قبلی (نتیجه مورد امید).

نوع جمله:

  • ترکیب از خبر گذشته (روایت واقعه تاریخی) + دو امر (دستور) + جمله ترجّی/غایت.
  • خطاب جمع به بنی‌اسرائیل.

معنای کلی (به فارسی):

  • خداوند یادآوری می‌کند که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفت و کوه طور را بر فراز آنان برافراشت، سپس به آنان دستور می‌دهد که آنچه را به ایشان داده شده (کتاب/تورات) با جدیت و التزام کامل بگیرند و محتوای آن را به یاد داشته باشند، تا شاید به تقوا برسند.

نکات بلاغی و تفسیری کوتاه:

  • «رفعنا فوقكم الطور»: تصویر قویِ تهدید/الزام به پذیرش پیمان. در سیاق آیات، دلالت بر اجبارِ موقعیت و تاکید بر جدیت عهد.
  • «خذوا … بقوة»: «قوة» کنایه از جدیت در عمل و پایبندی، نه صرفاً توان جسمی.
  • «اذكروا ما فيه»: یاد کردن = مطالعه، حفظ، توجه به احکام و پندها.
  • «لعلّكم تتقون»: هدف نهایی از التزام به کتاب، رسیدن به تقوا.

صرف افعال (برای دقت بیشتر):

  • أخذَ يَأخُذُ أخْذًا؛ نحن: أخذْنا.
  • رفعَ يرفَعُ رفعًا؛ نحن: رفعْنا.
  • آتى يؤتي إيتاءً؛ نحن: آتينا؛ آتيناكم.
  • أخذ (امر): خُذْ، خُذا، خُذوا.
  • ذكرَ يذكُرُ ذكرًا؛ امر: اذْكُرْ، اذْكُرا، اذْكُروا.
  • اتّقى يتّقي اتّقاءً؛ مضارع مخاطب جمع: تتّقون.

اشارات نحوی اضافی:

  • «ما فيه» مرجعش در تقدیر «الكتاب» است. «ما» موصوله و جمله «فيه» صلت آن است.
  • «لعلّ» نسبت به خداوند در زبان عربی قرآن، به معنای ایجاد امید برای مخاطب است، نه تردید از سوی گوینده؛ یعنی راهنمایی به نتیجه مطلوب.
Nach oben scrollen