| آیه: وَاتَّقوا يَوْمًا لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ترجمه تحتاللفظی به فارسی: و بترسید از روزی که هیچ نفسی از (سویِ) نفسی [دیگر] چیزی را کفایت/جبران نمیکند، و نه از او شفاعتی پذیرفته میشود، و نه از او بدل/فدیهای گرفته میشود، و نه ایشان یاری میشوند. بررسی واژهبهواژه (صرف، نحو، ریشه، معنا): - وَ: حرف عطف، «و».
- اتَّقوا: فعل امر، صیغه جمع مخاطب (دوم شخص جمع)، از باب افتعال (اتّقى)، ریشه: و-ق-ي. معنا: پرهیز کنید/تقوا پیشه کنید/بترسید.
- يَوْمًا: اسم زمان، نکره، منصرف، منصوب بهسبب مفعولٌبه یا ظرف زمان. معنا: روزی.
- لا: حرف نفی (هنا: لا النافية للجنس/أو لا النافية مطلقاً بسته به تحلیل جمله).
- تَجْزِي: فعل مضارع مرفوع، صیغه مفرد مؤنث غایب (برای «نفس» که مؤنث است)، ریشه: ج-ز-ي. معنا: کفایت میکند، جبران میکند، بینیاز میسازد.
- نَفْسٌ: اسم، مفرد مؤنث، نکره، مرفوع بهعنوان فاعل برای «تجزي». معنا: نفسی/جان/شخصی.
- عَنْ: حرف جر. معنا: از/از جانبِ.
- نَفْسٍ: اسم، مفرد مؤنث، نکره، مجرور به «عن». معنا: نفسی/جانِ [دیگر].
- شَيْئًا: اسم، نکره، منصوب (مفعول مطلق یا مفعولٌبه برای «تجزي» به معنای «هیچ چیز»). معنا: چیزی/هیچ چیز.
- وَ: حرف عطف.
- لَا: حرف نفی.
- يُقْبَلُ: فعل مضارع مجهول (مرفوع)، ریشه: ق-ب-ل. معنا: پذیرفته میشود.
- مِنْهَا: جار و مجرور + ضمیر مؤنث مفرد (به «نفس» برمیگردد). معنا: از او/از آن.
- شَفَاعَةٌ: اسم، مفرد مؤنث، نکره، مرفوع بهعنوان نائب فاعل برای «يُقْبَلُ». معنا: شفاعتی (میانجیگری).
- وَ: حرف عطف.
- لَا: حرف نفی.
- يُؤْخَذُ: فعل مضارع مجهول (مرفوع)، ریشه: أ-خ-ذ. معنا: گرفته میشود.
- مِنْهَا: جار و مجرور، ضمیر به «نفس». معنا: از او.
- عَدْلٌ: اسم، نکره، مرفوع بهعنوان نائب فاعل برای «يُؤْخَذُ». در اینجا «عدل» به معنای «فدیه/بدل/عوض» است نه «عدالت». ریشه: ع-د-ل.
- وَ: حرف عطف.
- لَا: حرف نفی.
- هُمْ: ضمیر منفصل، جمع مذکر غایب (عموم مردم/آنان). معنا: ایشان.
- يُنصَرُونَ: فعل مضارع مجهول (مرفوع)، صیغه جمع مذکر غایب، ریشه: ن-ص-ر. معنا: یاری میشوند/نصرت داده میشوند.
ساختار نحوی و نوع جمله: - جمله امری + چند جمله منفی خبری در ادامه:
- «وَاتَّقوا يَوْمًا …»: جمله امری (خطاب به مؤمنان/شنوندگان) با مفعول یا ظرف زمان «يوماً».
- «لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا»: جمله خبری منفی، بیانکننده عدم کفایت/جبران یک نفس از نفس دیگر در آن روز.
- «وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ»: جمله خبری منفی، مجهول، نفی پذیرش شفاعت.
- «وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ»: جمله خبری منفی، مجهول، نفی اخذ فدیه/بدل.
- «وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ»: جمله خبری منفی، مجهول، نفی یاریشدن آنان.
- پیوستگی معنایی با «لام» عطفها نشان میدهد که در آن روز نه کفایت، نه شفاعت، نه فدیه، و نه نصرت سودی دارد. «نفس» در عربی مؤنث است، لذا افعال مربوط به آن با صیغه مؤنث آمدهاند.
ریشهها و اشتقاق: - اتّقوا ← اتّقى/يتّقي ← و-ق-ي (وقایه، تقوى).
- تجزي ← جزى/يجزي ← ج-ز-ي (جزاء، مجزي، كفاية).
- يُقبل ← قبل/يقبل ← ق-ب-ل (قبول، مقبول).
- يُؤخذ ← أخذ/يأخذ (معلوم)؛ در مجهول: يُؤخذ ← أ-خ-ذ (أخذ، مأخوذ).
- يُنصرون ← نصر/ينصر ← ن-ص-ر (نصرت، ناصر، منصور).
نوع و معنای کلی جمله به فارسی: - نوع: فرمان اخلاقی/الهی همراه با توصیف اخباری از حالِ قیامت (روز حساب)، با تأکید بر نفی هرگونه واسطهگری، معاوضه و یاری انسانی.
- معنا: مخاطبان مأمور به تقوا و پرهیز از نافرمانیاند، بهسبب روزی که در آن هیچکس نمیتواند بارِ دیگری را بر دوش گیرد یا چیزی از او برطرف کند؛ نه شفاعت پذیرفته میشود مگر به اذن الهی که اینجا مطلق نفی آمده برای تهدید و تعمیم؛ نه عوض و فدیهای سود میدهد؛ و نه کسی یاریشان میکند. تأکید بر فردیت مسئولیت و بیاثر بودن روابط و معاملات دنیاوی در آن روز.
نکتههای تفسیری-زبانی کوتاه: - «لا تجزي نفس عن نفس شيئًا»: «عن» نشان میدهد جبران از جانب کسی برای دیگری منتفی است؛ «شيئًا» نکره در سیاق نفی، افاده عموم و شدت میکند: مطلقاً هیچ چیز.
- «شفاعة» و «عدل»: در سیاق قیامت، «شفاعت» بدون اذن الهی مردود است؛ «عدل» اینجا به معنای «فدیه/بدل» است نه عدالت.
- تکرار «لا» و افعال مجهول، فضای قاطعانه و بیپناهی بشر در قیامت را میسازد و علتِ فرمان «اتقوا» را تقویت میکند.
|