002-026-091-بقرة

« Back to Glossary Index
الله هرگز خودداری نمی کند که به پشه ها یا بالاتر از پشه مثل بزند، هر مثلی بزند آنان که به این گونه راهنمائی ها ایمان آورده اند میدانند، آن مثل نیز حق است و از پروردگارِ ایشان میباشد ولی آنان که کفران کردند می گویند، الله از این مثلها چه چیز خواسته به همین مثلهاست که او بسیاری را گمراه می کند و بسیاری را هدایت مینماید (اشاره این آیات به مثلی است که در سوره عنکبوت به عنکبوت زده شده و از آن ایراد گیران لج میکنند و گمراه تر می شوند) و آنان که گمراه میشوند جز تجاوز کنندگان نمی باشند (26)
در ادامه، متن عربی به جمله‌های مستقل تقسیم شده، زیر هر جمله: ترجمهٔ تحت‌اللفظی فارسی، سپس بررسی واژه‌به‌واژه (صرف و نقش، ریشه)، و در پایان نوع جمله و معنای کلی آمده است.


  1. إِنَّ اللَّهَ لا يَستَحيي أَن يَضرِبَ مَثَلًا ما بَعوضَةً فَما فَوقَها
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: همانا خداوند شرم نمی‌کند که بزند/بیاورد مَثَلی، [خواه] پشه‌ای، و [یا] آنچه بالاتر از آن است.
  • بررسی واژه‌ها:
    • إِنَّ: حرف مشبه بالفعل برای تأکید و نصبِ اسم و رفعِ خبر؛ معنی: همانا.
    • اللَّهَ: اسم «إِنَّ»، منصرف، منصوب با فتحه؛ ریشه: ل-ه-ه (اسم جلاله).
    • لا: حرف نافی.
    • يَستَحيي: فعل مضارع مرفوع؛ باب استفعال (استحیا – یستحیی)، صیغه: غایب مفرد مذکر؛ معنی: شرم می‌کند/حیا می‌کند؛ ریشه: ح-ي-ي.
    • أَن: مصدرساز (حرف نصب) که فعل بعد را منصوب می‌کند.
    • يَضرِبَ: فعل مضارع منصوب به «أَن»؛ باب ضرب (فعل مجرد ثلاثی)، صیغه: غایب مفرد مذکر؛ معنی: می‌زند/می‌آورد؛ در عربی «ضرب المثل» یعنی «مثل آوردن»؛ ریشه: ض-ر-ب.
    • مَثَلًا: مفعولٌ‌به منصوب؛ معنی: مثَل/نمونه/تمثیل؛ ریشه: م-ث-ل.
    • ما: در اینجا اکثر مفسران آن را «زائده‌ی تفسیری/تأکیدیه» یا «بیانیه» دانسته‌اند که برای تنویع/توسعه در بیان می‌آید؛ برخی آن را موصوله هم گرفته‌اند. کارکرد: گسترده‌سازی مصداق.
    • بَعوضَةً: بدل یا بیان برای «مَثَلًا»، منصوب؛ معنی: پشه؛ ریشه: ب-ع-ض (واژهٔ «بَعُوض»).
    • فَما: فاء عطف/تفریع + «ما» (در اینجا نیز برای تعمیم/زیادتی)؛ معنی: و [نیز] آنچه.
    • فَوقَها: ظرف مکان «فوق» مضاف + ضمیر «ها» (مرجع: بعوضة)؛ جار و مجرور متعلق به محذوف تقدیرش: «وما هو فوقها» یعنی «و هر چه بالاتر/بزرگ‌تر از آن باشد». معنی: بالای آن/فرا‌تر از آن؛ ریشه: ف-و-ق.
  • نوع جمله و معنای کلی:
    • نوع: خبریه تأکیدی (با «إِنَّ»).
    • معنا: خداوند در آوردن مثالی به کوچکی پشه و حتی فراتر از آن، شرم ندارد؛ یعنی خدا در بیان حقایق از مثال‌های خرد یا بزرگ استفاده می‌کند.

  1. فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا فَيَعلَمونَ أَنَّهُ الحَقُّ مِن رَبِّهِم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس اما کسانی که ایمان آوردند، می‌دانند که آن [=این مثل/بیان] حقّ است از سوی پروردگارشان.
  • بررسی واژه‌ها:
    • فَ: حرف تفریع/عطف.
    • أَمَّا: ادات تفصیل/تقسیم؛ معنی: اما/در خصوص.
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر عاقل، منصوب/مجرور/مرفوع بسته به محل؛ اینجا مبتدای مؤخرِ ترکیب تفصیلی؛ نقش: اسم «أمّا».
    • آمَنوا: فعل ماضی، باب إفعال (آمَنَ)، جمع مذکر غایب؛ معنی: ایمان آوردند؛ ریشه: أ-م-ن.
    • فَ: فای تفریع.
    • يَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب؛ معنی: می‌دانند؛ ریشه: ع-ل-م.
    • أَنَّهُ: «أَنَّ» حرف مشبه بالفعل + ضمیر «هُ» (اشاره به المثل/القول)؛ این ترکیب در محل مفعولٌ‌به برای «يعلمون».
    • الحَقُّ: خبر «أَنَّ» مرفوع با ضمه؛ معنی: حق/حقیقت؛ ریشه: ح-ق-ق.
    • مِن: حرف جر؛ معنی: از/از جانب.
    • رَبِّهِم: اسم مجرور «رَبِّ» + ضمیر جمع «هم»؛ معنی: پروردگارشان؛ ریشه: ر-ب-ب.
  • نوع جمله و معنای کلی:
    • نوع: خبریه تفصیلیه (شقّ اول بعد از «أمّا»).
    • معنا: مؤمنان این مثال‌ها را حقِّ نازل از سوی پروردگارشان می‌دانند.

  1. وَأَمَّا الَّذينَ كَفَروا فَيَقولونَ ماذا أَرادَ اللَّهُ بِهٰذا مَثَلًا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اما کسانی که کفر ورزیدند، می‌گویند: چه [چیزی را] خواست خدا به وسیلهٔ این مثل؟ / خدا با این مثل چه اراده‌ای داشت؟
  • بررسی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • أَمَّا: ادات تفصیل.
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر عاقل؛ نقش در ساخت تفصیلی.
    • كَفَروا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ معنی: کافر شدند/کفر ورزیدند؛ ریشه: ك-ف-ر.
    • فَ: فای تفریع.
    • يَقولونَ: مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب؛ معنی: می‌گویند؛ ریشه: ق-و-ل.
    • ماذا: ترکیب استفهامی؛ یا «ما» (چه) + «ذا» (اسم اشاره) در حکم موصول؛ اینجا مفعول مقدّم برای «أراد»؛ معنی: چه چیز را؟
    • أَرادَ: فعل ماضی، غایب مفرد؛ باب إفعال؛ معنی: اراده کرد/خواست؛ ریشه: ر-و-د.
    • اللَّهُ: فاعل «أرادَ»، مرفوع.
    • بِهٰذا: حرف جر «بِـ» + اسم اشاره «هذا»؛ جار و مجرور: با/به‌وسیلهٔ این.
    • مَثَلًا: تمییز/منصوب برای تبیین، یا مفعول‌به دومِ مقدّر؛ در تقدیر: «بهذا الكلام مثلاً» یا «أراد بهذا أن يَجعَله مثلاً»؛ معنی: مثَلی/تمثیلی.
  • نوع جمله و معنای کلی:
    • نوع: خبریه دربارهٔ قول کافران، با نقل پرسش استفهامی.
    • معنا: کافران با لحن انکاری/ابهام‌افکن می‌پرسند: خدا از آوردن چنین مثَلی چه منظوری دارد؟

  1. يُضِلُّ بِهِ كَثيرًا وَيَهدي بِهِ كَثيرًا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: [خدا] گمراه می‌کند به‌وسیلهٔ آن [مثل] بسیاری را، و هدایت می‌کند به‌وسیلهٔ آن بسیاری را.
  • بررسی واژه‌ها:
    • يُضِلُّ: مضارع مرفوع، غایب مفرد؛ باب إفعال (أضلَّ – یضلّ)، معنی: گمراه می‌کند؛ ریشه: ض-ل-ل.
    • بِهِ: حرف جر «بِـ» + ضمیر «هِ» (مرجع: المثل/القرآن)؛ با آن/به‌وسیلهٔ آن.
    • كَثيرًا: مفعولٌ‌به یا مفعول مطلق در معنای مفعول‌به، منصوب؛ معنی: بسیاری را.
    • وَ: عطف.
    • يَهدي: مضارع مرفوع؛ فعل ثلاثی مجرد؛ معنی: هدایت می‌کند؛ ریشه: ه-د-ي.
    • بِهِ: همان توضیح بالا.
    • كَثيرًا: همان نقش بالا.
  • نوع جمله و معنای کلی:
    • نوع: خبریه بیان نتیجهٔ امتحانی/تمحیصی مثل‌ها.
    • معنا: همین مثال‌ها برای گروهی سبب گمراهی (به سبب فسق و انکار خودشان) و برای گروهی مایهٔ هدایت می‌شود.

  1. وَما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الفاسِقينَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و گمراه نمی‌کند به‌وسیلهٔ آن مگر فاسقان را.
  • بررسی واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف.
    • ما: حرف نفی.
    • يُضِلُّ: مضارع مرفوع، غایب مفرد؛ باب إفعال؛ معنی: گمراه می‌کند؛ ریشه: ض-ل-ل.
    • بِهِ: جار و مجرور؛ به‌وسیلهٔ آن [مثل/قرآن].
    • إِلَّا: أداة استثناء.
    • الفاسِقينَ: مستثنی منصوب؛ جمع مذکر سالم؛ معنی: فاسقان/از حد بیرون‌رفتگان؛ ریشه: ف-س-ق.
  • نوع جمله و معنای کلی:
    • نوع: خبریه حاصره (حصر با «ما… إِلّا»).
    • معنا: اثر گمراه‌سازِ مثل‌ها فقط دامن فاسقان را می‌گیرد؛ یعنی گمراهی نسبت داده‌شده، در حق کسانی محقق می‌شود که خودشان از اطاعت بیرون رفته‌اند.

نکته‌های نحوی و معنایی کلیدی:

  • ساخت «إِنَّ اللَّهَ لا يَستَحيي أَن يَضرِبَ مَثَلًا…»: «أَن يَضرِبَ» مصدر مؤول در مقام مفعولِ «يستحيي» است؛ مفهوم: خدا از این کار شرم ندارد.
  • «ما بعوضةً فما فوقها»: «ما» برای توسعهٔ مصداق؛ «بعوضةً» بیان/بدل از «مثلاً»؛ «فما فوقها» یعنی حتی بزرگ‌تر از پشه. برخی «فوق» را «کمّاً أو قدراً» می‌گیرند.
  • تقابل تفصیلی با «أمّا»: دو شقّ مؤمنان/کافران و واکنش آنان به مثل‌های الهی.
  • حصر در جملهٔ پایانی: هدایت/ضلالت به وسیلهٔ آیات تابع حالت درونی مخاطب است؛ ضلالت اختصاص به فاسقان دارد.
Nach oben scrollen