002-022-091-بقرة

« Back to Glossary Index
بندگی کسی را نمائید که زمین را برای شما چون فرشی برای زندگی قرار داد و آسمان را ساختمانی برای حفظ آن فرش و از آسمان و ابر آبی فرو فرستاد و بوسیله آن آب، آن میوه ها را از زمین بیرون آورد تا روزی ای برای شما باشد پس برای چنین خدائی شریکهائی که خود پستی آنها را میدانید قرار ندهید (۲۲)
آیه: «الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الأَرضَ فِراشًا وَالسَّماءَ بِناءً وَأَنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزقًا لَكُم ۖ فَلا تَجعَلوا لِلَّهِ أَندادًا وَأَنتُم تَعلَمونَ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ فارسی (زیر هر بخش):
  1. «الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الأَرضَ فِراشًا»
  • ترجمه: «آن‌که برای شما زمین را فرشی قرار داد»
  • تجزیه صرفی/نحوی و ریشه:
    • الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر؛ نقش: آغاز صلهٔ موصول که به فاعل محذوف (الله) برمی‌گردد.
    • جَعَلَ: فعل ماضی، غایب مفرد؛ باب: ثلاثی مجرد؛ ریشه: ج-ع-ل؛ معنی: قرار داد.
    • لَكُمُ: جار و مجرور؛ لِ (حرف جر) + کم (ضمیر متصل جمع مخاطب)؛ نقش: جار و مجرور متعلق به جعل.
    • الأَرضَ: اسم منصوب به‌عنوان مفعولٌ‌به اوّلِ «جعل»؛ ریشه: أ-ر-ض.
    • فِراشًا: تمییز/مفعولٌ‌به دوم برای «جعل» (حالتی که زمین را به صورت «فرش/بستر» قرار داد)؛ نکره منصوب؛ ریشه: ف-ر-ش.
  • نوع جمله و معنی اجمالی:
    • جمله خبریه توصیفی (صلهٔ موصول)؛ بیان نعمت الهی: خدا زمین را چون فرش برای آسایش شما قرار داده است.
  1. «وَالسَّماءَ بِناءً»
  • ترجمه: «و آسمان را بنایی [سقف‌وار]»
  • تجزیه صرفی/نحوی و ریشه:
    • الواو: حرف عطف.
    • السَّماءَ: اسم منصوب، مفعولٌ‌بهِ محذوفِ «جعل» مقدّر (عطف بر الأَرضَ)؛ ریشه: س-م-و/س-م-اء.
    • بِناءً: تمییز/مفعولٌ‌به دوم برای «جعل» مقدّر؛ نکره منصوب؛ ریشه: ب-ن-ي؛ معنای ساختمانی/سقف مستحکم.
  • نوع جمله و معنی اجمالی:
    • جمله عطفی بر جمله قبل، ادامهٔ توصیف نعمت: آسمان را همچون بنایی محفوظ و برافراشته قرار داد.
  1. «وَأَنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً»
  • ترجمه: «و [او] از آسمان آبی فرو فرستاد»
  • تجزیه صرفی/نحوی و ریشه:
    • الواو: حرف عطف.
    • أَنزَلَ: فعل ماضی، غایب مفرد؛ باب إفعال؛ ریشه: ن-ز-ل؛ معنی: نازل کرد/فرو فرستاد.
    • مِنَ: حرف جر.
    • السَّماءِ: اسم مجرور به «من»؛ ریشه: س-م-و/س-م-اء.
    • ماءً: اسم نکره منصوب (مفعولٌ‌بهِ «أنزل»)، ریشه: م-و-ه/م-اء.
  • نوع جمله و معنی اجمالی:
    • خبریه؛ بیان فعل الهی در ارسال باران.
  1. «فَأَخرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزقًا لَكُم»
  • ترجمه: «پس به‌وسیلهٔ آن، از میوه‌ها روزی‌ای برای شما بیرون آورد»
  • تجزیه صرفی/نحوی و ریشه:
    • فَ: فاء تفریع/سببیت؛ نتیجهٔ «أنزل».
    • أَخرَجَ: فعل ماضی، غایب مفرد؛ باب إفعال؛ ریشه: خ-ر-ج؛ معنی: بیرون آورد/رویانید.
    • بِهِ: جار و مجرور؛ باء سببیت + ضمیر «ه» (بازگشت به «ماء»)؛ متعلق به «أخرج».
    • مِنَ: حرف جر.
    • الثَّمَراتِ: اسم مجرور جمع مؤنث سالم؛ ریشه: ث-م-ر؛ معنی: میوه‌ها.
    • رِزقًا: مفعولٌ‌به منصوب برای «أخرج» یا مفعول مطلق نوعی/تمییز معنوی از جنس آنچه بیرون آمد؛ نکره برای تعظیم و بیان نوع؛ ریشه: ر-ز-ق.
    • لَكُم: جار و مجرور (لام اختصاص/نفع)؛ متعلق به «أخرج»؛ ضمیر کم: شما.
  • نوع جمله و معنی اجمالی:
    • خبریه سببی/نتیجه‌ای؛ توضیح می‌دهد که باران سبب روییدن میوه‌ها و فراهم شدن روزی برای انسان‌هاست.
  1. «فَلا تَجعَلوا لِلَّهِ أَندادًا»
  • ترجمه: «پس برای خدا همتایانی قرار ندهید»
  • تجزیه صرفی/نحوی و ریشه:
    • فَ: فاء تفریع نتیجه‌گیر از نعم پیش‌گفته؛ سپس نتیجهٔ عملی: نهی از شرک.
    • لا: لای ناهیّه (جزم‌دهنده).
    • تَجعَلوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»؛ صیغه: مخاطب جمع؛ باب ثلاثی مجرد؛ ریشه: ج-ع-ل؛ معنی: قرار ندهید.
    • لِلَّهِ: جار و مجرور؛ لام اختصاص/تعلق؛ اسم جلاله مجرور بعد از لام.
    • أَندادًا: مفعولٌ‌به منصوب؛ جمع «ندّ»؛ ریشه: ن-د-د؛ معنی: همتا، شریک، مانند.
  • نوع جمله و معنی اجمالی:
    • انشائیه نهی؛ دستور صریح به ترک شرک و نفی هرگونه همتا برای خدا.
  1. «وَأَنتُم تَعلَمونَ»
  • ترجمه: «و در حالی که شما می‌دانید»
  • تجزیه صرفی/نحوی و ریشه:
    • الواو: واو حالیه (حالیه/استئنافیّه؛ در اینجا قرینهٔ حالیّه قوی است: نهی در حال دانستن).
    • أَنتُم: ضمیر منفصل، مبتدا (یا اسم برای جمله اسمیه حالیه)؛ مخاطب جمع.
    • تَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع؛ صیغه: مخاطب جمع؛ ریشه: ع-ل-م؛ معنی: می‌دانید؛ خبر در جمله فعلیه که می‌تواند خبر مبتدا محذوف/جمله حالیه را تشکیل دهد.
  • نوع جمله و معنی اجمالی:
    • جمله حالیه؛ بیان می‌کند که نهی از شرک در حالی است که شما حقیقت را می‌دانید (با دلایل و نعمت‌ها آگاهید).

خلاصهٔ ساختار کلی آیه:

  • «الذي» موصول است و صلهٔ آن مجموعهٔ افعال «جعل… وأنزل… فأخرج…» می‌باشد که همگی به فاعل مقدّر (الله) برمی‌گردند. سپس نتیجهٔ منطقی این یادکرد نعمت‌ها، نهی «فلا تجعلوا…» است، با قید حال «وأنتم تعلمون».
  • نوع کلی: آغاز با خبر توصیفی از نعمت‌های الهی، سپس انتقال به امر/نهی (انشائی) برای نتیجهٔ اعتقادی و عملی.
  • معنای کلی: خدا همان کسی است که زمین را برای آسایش شما هموار و آسمان را همچون سقفی استوار قرار داد و باران را فرستاد و با آن از انواع میوه‌ها روزی شما را پدید آورد؛ پس برای خدا شریک و همتا قرار ندهید در حالی که خود می‌دانید [که نعمت‌ها همه از اوست].
Nach oben scrollen