002-013-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و هنگامی که برای ایشان گفته شود به مانند آن مردم دیگر که درست ایمان آورده اند ایمان آورید گویند آیا ما به مانند ایمان آوردن آن کم عقلان، ایمان آوریم و بدانید که آنان خودشان کم عقلند، لیکن نمی خواهند بدانند (همیشه سوء استفاده چیان جامعه مردم فهیم و با ایمان را که فقط برای رضای الله از منافع ظاهری دنیائی خود دست میکشند کم عقل میدانند و توجه ندارند که الله پشتیبان اینان است و نمیگذارد دورویان موفق شوند و باید دانست که ناس در این آیه مردم عامی نیست بلکه مردم معینی است که روی فکر صحیح و بی غرضی ایمان به قرآن آورده بودند و مکتب اسلام و سایر پیغمبران راست هرگز طوری عوامانه نبوده که عوام الناس ایمان آورند) (۱۳)
آیهٔ عربی: وَإِذا قيلَ لَهُم آمِنوا كَما آمَنَ النّاسُ قالوا أَنُؤمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ ۗ أَلا إِنَّهُم هُمُ السُّفَهاءُ وَلٰكِن لا يَعلَمونَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی فارسی (جمله‌به‌جمله، زیر هر جمله):

  1. وَإِذا قيلَ لَهُم آمِنوا كَما آمَنَ النّاسُ
  • و هرگاه به ایشان گفته شود: ایمان بیاورید همان‌گونه که مردم ایمان آوردند
  1. قالوا أَنُؤمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ
  • می‌گویند: آیا ایمان بیاوریم همان‌گونه که نادانان ایمان آورده‌اند؟
  1. أَلا إِنَّهُم هُمُ السُّفَهاءُ
  • آگاه باشید که بی‌تردید خود آنان همان نادانان‌اند
  1. وَلٰكِن لا يَعلَمونَ
  • اما نمی‌دانند

تحلیل صرفی، نحوی، ریشه و معنا (به‌ترتیب کلمات در آیه):

  1. وَ: حرف عطف، معنی: «و».
  2. إِذا: ظرف زمان شرط غیرجازم، معنی: «هنگامی که / هرگاه».
  3. قيلَ: فعل ماضی مجهول، ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ، ریشه: ق-و-ل، معنی: «گفته شد».
  4. لَهُم: جار و مجرور + ضمیر متصل جمع غایب (هم)، متعلق به «قيل» برای جهت‌گیری گفتار، معنی: «به ایشان».
  5. آمِنوا: فعل امر جمع مخاطب، باب أَفْعَلَ (أمَنَ/آمَنَ)، ریشه: أ-م-ن، معنی: «ایمان بیاورید».
  6. كَما: حرف تشبیه + ما (مصدرية یا موصوله تفسیریه)، معنی: «همان‌گونه که».
  7. آمَنَ: فعل ماضی، باب إفعال (آمَنَ)، ریشه: أ-م-ن، معنی: «ایمان آورد».
  8. النّاسُ: اسم معرفه با «ال»، فاعلِ «آمَنَ»، مرفوع با ضمه، معنی: «مردم».
  9. قالوا: فعل ماضی + واو جمع، فاعل مستتر تقدیره «هم»، ریشه: ق-و-ل، معنی: «گفتند/می‌گویند» (در نقل حکایت حال می‌تواند مضارع ترجمه شود).
  10. أَنُؤمِنُ: همزهٔ استفهام انکاری + فعل مضارع مرفوع «نؤمن» (نحن)، ریشه: أ-م-ن، معنی: «آیا ایمان بیاوریم؟».
  11. كَما: حرف تشبیه «همان‌گونه که».
  12. آمَنَ: فعل ماضی، ریشه: أ-م-ن، معنی: «ایمان آوردند/آورد».
  13. السُّفَهاءُ: جمع «سَفِیه»، اسم معرفه با «ال»، فاعل «آمَنَ» در قرائت معنایی تقدیری (یعنی «آن نادانان ایمان آوردند»)، مرفوع با ضمه، معنی: «نادانان».
  14. أَلا: حرف تنبیه و استفتاح، معنی: «آگاه باشید».
  15. إِنَّهُم: إنَّ (حرف تأکید و نصب اسم) + ضمیر جمع «هم»، اسم إنَّ منصوب محلاً، معنی: «همانا ایشان».
  16. هُمُ: ضمیر فصل/توكيد منفصل، برای حصر و تأکید، معنی: «خودِ ایشان».
  17. السُّفَهاءُ: خبر إنَّ مرفوع، معنی: «نادانان».
  18. وَلٰكِن: حرف استدراک (اما)، اصل: «لكن».
  19. لا: حرف نفی.
  20. يَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون، فاعل واو جمع، ریشه: ع-ل-م، معنی: «می‌دانند».

ساختار و نوع جملات، و توضیح معنایی:

  • جمله 1: «وَإِذا قيلَ لَهُم آمِنوا كَما آمَنَ النّاسُ»
    • نوع: جملهٔ شرطیهٔ غیرجازمه با «إذا»، جملهٔ مجهول («قيل») + مقول قولِ امر («آمنوا…»).
    • کارکرد: بیان موقعیتی که به منافقان/گروهی گفته می‌شود ایمان بیاورید مثل مردم.
  • جمله 2: «قالوا أَنُؤمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ»
    • نوع: جملهٔ خبری نقل قول همراه با استفهام انکاری (همزهٔ استفهام برای انکار).
    • کارکرد: پاسخ تمسخرآمیز؛ آنان مؤمنان را «سفیه» می‌خوانند و ایمان را رد می‌کنند.
  • جمله 3: «أَلا إِنَّهُم هُمُ السُّفَهاءُ»
    • نوع: جملهٔ اسمیه مؤکد با «ألا» و «إنَّ» و «ضمیر فصل» برای حصر.
    • کارکرد: ردّ قاطع نسبتِ سفاهت؛ تأکید بر این‌که خودِ آنان حقیقتاً سفیه‌اند.
  • جمله 4: «وَلٰكِن لا يَعلَمونَ»
    • نوع: جملهٔ استدراکیه خبریه.
    • کارکرد: بیان علتِ رفتار و داوری نادرست‌شان: ناآگاهی.

نکات نحوی و بلاغی کلّی:

  • تقابل «قالوا» با «قيلَ» نشان‌دهندهٔ واکنش در برابر دعوت به ایمان است.
  • «كما» دو بار برای تشبیه و نشان دادن معیار ایمان صحیح آمده است؛ بار دوم در گفتارِ آنان، با تحقیر.
  • استفاده از «ألا» + «إنَّ» + «هم» (ضمیر فصل) + «السفهاء» ساختار تأکیدی قوی برای حصر: فقط و فقط ایشان سفیه‌اند.
  • «لا يعلمون» نفیِ علم، علتِ قضاوت وارونه‌شان را نشان می‌دهد.

ریشه‌ها و معانی لغوی:

  • ق-و-ل: گفتن، گفتار.
  • أ-م-ن: امن/ایمان، اطمینان قلبی، تصدیق.
  • س-ف-ه: سبک‌مغزی، کم‌خِرَدی؛ سفیه: نادان/سبک‌سر.
  • ع-ل-م: دانستن، آگاهی.

جمع‌بندی معنایی:

  • وقتی به آن‌ها گفته می‌شود مانند عموم مردم مؤمن شوند، با لحن انکاری می‌گویند: آیا مثل «نادانان» ایمان بیاوریم؟ قرآن با تأکید می‌گوید: خودِ آنان نادان‌اند، ولی این را نمی‌دانند.
Nach oben scrollen