002-012-091-بقرة

« Back to Glossary Index
بدانید که آنان با این روش خود حتما فساد کارند ولی نمی خواهند درک کنند ( آنان که ظاهرا مؤمن و باطنا با مخالفانِ مؤمنان میسازند به مؤمنان حقیقی می گویند میخواهیم مخالفین را با دوستی و سازش کم کم بسوی ایمان بکشانیم و حال آنکه نمیدانند روش ایشان به اکثریت مخالف در مقابل اقلیت مؤمن کمک میکند و باعث می شود که مؤمنان دیرتر قوی شوند) (۱۲)
متن عربی: أَلا إِنَّهُم هُمُ المُفسِدونَ وَلٰكِن لا يَشعُرونَ

ترجمهٔ فارسی (تا حد امکان تحت‌اللفظی): هان! به‌راستی ایشان خودْ تبه‌کاران/فسادکنندگان‌اند، ولی نمی‌فهمند/احساس نمی‌کنند.

بررسی واژگان، ریشه و نقش‌های دستوری:

  • أَلا
    • نوع: حرف تنبیه و استفتاح (برای جلب توجه و تاکید آغاز سخن).
    • معنا: آگاه باشید! هان!
    • ریشه: حرفی؛ ریشه فعلی ندارد.
  • إِنَّ
    • نوع: حرف توکید و نصب (حرف مشبه بالفعل).
    • کارکرد: تاکید بر مضمون جملهٔ اسمیه و نصب اسم خود.
    • ریشه: حرفی.
  • هُم
    • نوع: ضمیر منفصل غایب جمع مذکر.
    • نقش: اسم «إِنَّ» (منصوب به‌محل، ولی صورتش مبنی است).
    • معنا: آنان/ایشان.
  • هُمُ
    • نوع: ضمیر منفصل مؤکِّد.
    • نقش: ضمیر فصل یا ضمیر تأکیدی برای حصر و تاکید اینکه خبر برای همین‌هاست.
    • نکته: آوردن «هُم» دوم برای تاکید و افادهٔ حصر: «ایشان خودشان…».
  • المُفسِدونَ
    • نوع: اسم فاعل، جمع مذکر سالم با «ال» تعریف.
    • نقش: خبر «إِنَّ» مرفوع (علامت رفع: واوِ جمع سالم، و نونِ جمع).
    • معنا: فسادکنندگان، تباه‌کنندگان.
    • ریشه: ف س د.
    • وزن: مُفعِل (مُفسِد: اسم فاعل باب افعال).
    • ساخت: أَفسَدَ (باب افعال) → مُفسِد → مُفسِدونَ.
  • وَلٰكِن
    • نوع: «و» حرف عطف + «لٰكِن» حرف استدراک (اما/ولی).
    • کارکرد: مقابله و استدراک نسبت به جملهٔ قبل.
    • ریشه: حرفی.
  • لا
    • نوع: حرف نفی جازم نیست؛ «لا» نفی حالیه برای فعل مضارع.
    • معنا: نمی‌…
  • يَشعُرونَ
    • نوع: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب.
    • معنا: احساس می‌کنند/می‌فهمند.
    • ریشه: ش ع ر.
    • باب: ثلاثی مجرد، شَعَرَ—يَشعُرُ.
    • اعراب: مرفوع به ثبوت نون (به‌اعتبار اتصال واو جماعت). ساخت: يَـ (علامت مضارع) + شعر (ماده) + ون (واو جمع + نون اعراب).

ساختار جمله و نوع آن:

  • جملهٔ اول: «أَلا إِنَّهُم هُمُ المُفسِدونَ»
    • نوع: جملهٔ اسمیه با ادات تاکید (إِنَّ) و ضمیر فصل برای حصر.
    • کارکرد بلاغی: تاکید قوی بر این معنا که «این گروه، خودِ فسادکنندگان‌اند» و نفی هر نسبتِ دیگری.
  • جملهٔ دوم: «وَلٰكِن لا يَشعُرونَ»
    • نوع: جملهٔ فعلیه منفی در مقام استدراک/مقابله.
    • پیوند: با «وَ لٰكِن» در برابر ادعای احتمالی یا ظاهر فریبندهٔ ایشان.

معنا و مقصود کلی (به فارسی روان):

  • توجه کنید: حقیقت این است که همین‌ها عامل فسادند، اما خودشان درک نمی‌کنند و به آن آگاه نیستند.
Nach oben scrollen