083-025-090-مطففين

« Back to Glossary Index
به ایشان از شرابی ناب و معطر مینوشانند که مهر کرده شده (۲۵)

یُسقَونَ مِن رَحيقٍ مَختومٍ

ترجمهٔ روان: به ایشان از شرابیِ نابِ مُهرشده نوشانیده می‌شود.

تحلیل واژه‌به‌واژه با معنا و نقش دستوری (هر واژه با یک خط جدا شده):

  • يُسقَونَ
    • معنا: نوشانیده می‌شوند؛ به آنان می‌نوشانند
    • ریشه: س ق ي
    • ساخت: فعل مضارع مجهول، صیغه جمع مذکر غایب (همراه با نون جمع)
    • نقش دستوری: فعل جمله (مجهول)
    • نکته صرفی: اصلِ معلوم «يَسقونَ» (می‌نوشانند)، صورت مجهول با کسره بر یاء و فتحه بر قاف «يُسقونَ»

  • مِن
    • معنا: از، از میانِ
    • نوع: حرف جر (حرف اضافه)
    • نقش دستوری: متعلق‌ساز (جر‌دهنده)، حرف اضافه‌ای که اسم بعد را مجرور می‌کند
    • نکته: بیان منشأ یا مبدأِ چیزی (اینجا: منشأ نوشاندن)

  • رَحيقٍ
    • معنا: شرابِ ناب، خالص‌ترین شراب؛ نوشیدنیِ صاف و بی‌غل‌وغش
    • نوع: اسم
    • نقش دستوری: اسم مجرور به «مِن» (علامت جر: تنوین کسر)
    • نکته معنایی: در ادبیات قرآنی به شراب پاکِ بهشتی اشاره دارد

  • مَختومٍ
    • معنا: مُهرشده، سرب‌کرده
    • ریشه: خ ت م
    • نوع: صفت (اسم صفت)
    • نقش دستوری: صفتِ «رحيقٍ» و به تبع آن مجرور (تنوین کسر)
    • نکته صرفی: اسم مفعول از فعل «خَتَمَ» (مُهر کرد) در وزن «مَفعول» (مَختوم)؛ تطابق اعراب با موصوف مجرور

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (واژه‌به‌واژه): يُسقَونَ = نوشانیده می‌شوند مِن = از رَحيقٍ = شرابیِ نابِ مَختومٍ = مُهرشدهٔ

ترکیب نحوی:

  • «يُسقَونَ» فعل مضارع مجهول و نون جمع، فاعلِ نحوی در مجهول ذکر نمی‌شود؛ ضمیر مستتر یا مفهوم جمع مخاطَب/غایب در فعل مستتر است.
  • «مِن رَحيقٍ» جار و مجرور، متعلق به فعل «يُسقَونَ» (بیان منشأ و ماهیت نوشاندنی).
  • «مَختومٍ» صفت برای «رَحيقٍ» و به جهت صفت‌بودن، در اعراب (جر) با موصوف هماهنگ است.

جمع‌بندی معنایی: مضمون آیه: به اهل بهشت نوشاندنیِ ناب و خالصی داده می‌شود که مُهر شده است، یعنی پاک، محفوظ و ممتاز.

Nach oben scrollen