083-014-090-مطففين

« Back to Glossary Index
این سخن باطل ایشان از آنروست که اعمال بد ایشان سخت بر فهم صحیح روحی ایشان مسلط شده (14)

کَلَّا ۖ بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

ترجمهٔ فارسی روان: هرگز! بلکه آنچه انجام می‌دادند، لکه (گناه) بر دل‌هایشان انداخت.

واژه‌به‌واژه معنا و نقش دستوری (مختصر):

  • کَلَّا
    • معنا: هرگز، بعید است (برای رد قاطع)
    • نقش دستوری: حرف نفی و ردّ (جدا و قاطع)
  • بَلْ
    • معنا: بلکه، بلکه آن‌که
    • نقش دستوری: حرف عطف/تصحیح برای اصلاح یا تقویت جملهٔ قبلی
  • رَانَ
    • معنا: پوشیده شد؛ لکه انداخت (از رَان به معنی زنگار یا لکه)
    • نقش دستوری: فعل ماضٍ (فعل کامل گذشته؛ فعل ثلاثی مجرد با واو به عنوان حرف بیشینه)؛ فاعل پس از آن می‌آید (برای مثال «رانَ عَلىٰ قلوبِهِم»)
  • عَلَىٰ
    • معنا: بر، روی
    • نقش دستوری: حرف جر (حرف اضافه)
  • قُلُوبِهِمْ
    • معنا: دل‌هایشان
    • نقش دستوری: اسم مجرور به حرف جر «عَلىٰ» با ضمیر جمع غایب در حالت اضافه (قُلُوبِ + هُمْ = قُلُوبِهِمْ)؛ مضاف‌الیه یا معطوف به جایگاه قرار گرفتن لکه (مکان مجازی)
  • مَا
    • معنا: آنچه، هر آنچه که
    • نقش دستوری: اسم موصول یا اسم شرط مبهم؛ در این جمله «مَا» موصولی است که محمول فعل بعدی «كَانُوا يَكْسِبُونَ» است (مَصدَر موصولی)
  • كَانُوا
    • معنا: بودند
    • نقش دستوری: فعل ماضٍ ناقص (فعل كان جمع مذکر غایب) که همراه با فعل ناسخ در ترکیب خبری عمل می‌کند؛ «كانوا» در اینجا بخشی از فعل مرکب «كانوا يَكْسِبُونَ» برای بیان استمرار یا حالت گذشته
  • يَكْسِبُونَ
    • معنا: کسب می‌کردند، انجام می‌دادند (در اینجا به معنی مرتکب شدن یا به دست آوردن اعمال و کردار)
    • نقش دستوری: فعل مضارع بانى به ماضى مستمر (مرفوع به دلیل واو گروه)؛ در ترکیب «كانوا يَكْسِبُونَ» بیان‌کنندهٔ عمل مداوم یا عادت در گذشته است؛ «ما» موصول مفعول یا متمم این فعل است (آنچه که کسب می‌کردند).

توضیح مختصر ساختار کلّی جمله:

  • «کَلَّا» جملهٔ قبلی را قاطعانه رد می‌کند. «بَلْ» جملۀ بعد را اصلاح یا تقویت می‌کند. ساختار اصلی خبری «رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» است: فعل «ران» به مفعول (عَلىٰ قلوبهم) و سپس «ما كَانُوا يَكْسِبُونَ» عبارت موصولی است که نشان می‌دهد چه چیزی بر دل‌هایشان نشست — یعنی اعمال و کردارهایی که انجام می‌دادند. لفظ «ران» دلالت تصویری بر لکه یا زنگار دل دارد که مانع از بصیرت و هدایت می‌شود.
Nach oben scrollen