069-019-081-حاقة

« Back to Glossary Index
پس هر کس، کتاب اعمالش به دست راستش داده شود، با افتخار به دیگران میگوید، کتاب مرا بگیرید و بخوانید (۱۹)
آیه: فَأَمّا مَن أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقولُ هاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتابِيَهْ

— ترجمهٔ لفظ‌به‌لفظ (زیر هر بخش جمله آمده است):

  1. فَأَمّا مَن أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ
  • پس امّا کسی که نامه‌اش به دست راستش داده شد
  1. فَيَقولُ هاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتابِيَهْ
  • پس می‌گوید: بگیرید! نامه‌ام را بخوانید

تحلیل و دستور زبانِ هر بخش:

  1. فَأَمّا مَن أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ
  • فَ: حرف عطف/تفریع؛ «پس/بنابراین».
  • أَمّا: حرف شرط/تقسیم برای آوردن قسم اول؛ «اما/اما این‌که».
  • مَن: اسم موصول عام (برای عاقل)، «کسی که».
    • ریشه: — (اسم موصول است، ریشه صرفی ندارد).
  • أُوتِيَ: فعل ماضی مجهول، ثلاثی مزید از باب إیتاء (أَتى/آتَى به معنای «دادن/عطا کردن» در ساخت مزید إيتاء). صیغه: غایب مفرد مذکر. معنا: «داده شد/به او داده شد».
    • ریشه: أ ت ي (در باب «آتَى يُؤتي إيتاءً» = عطا کرد/عطا می‌کند).
    • ساخت: أُوتِيَ = أُ (علامت مجهول) + وتي (صُلب فعل در معلوم يُؤتي → در ماضی مجهول أُوتِيَ).
  • كِتابَهُ: مفعولٌ‌به در ظاهر جمله مجهول نیست، بلکه در ساخت مجهول، نائب‌فاعل می‌تواند بیاید؛ اما در اینجا «كِتابَهُ» مفعولِ فعل «أُوتِيَ» به اعتبار «أُوتِيَ (إيّاهُ) كِتابَهُ» تحلیل می‌شود. تحلیل نحوی مشهور: نائب فاعل محذوف (ضمیر راجع به «مَن») و «كِتابَهُ» مفعول به دوم برای فعل إيتاء (فعل متعدّی به دو مفعول). ضمیر «ـهُ» به «مَن» برمی‌گردد: «نامه‌اش».
    • ریشه: ك ت ب (نوشتن).
    • اعراب: كِتابَ (منصوب به‌عنوان مفعول)، هُ (ضمیر متصل مبنی در محل مضاف‌الیه).
  • بِيَمِينِهِ: جار و مجرور + مضاف‌الیه؛ بیان وسیله/جهت: «به دست راستش».
    • بِ: حرف جر.
    • يَمِينِ: اسم مجرور به باء، مضاف؛ «دست راست».
      • ریشه: ي م ن (یمن/برکت، سمت راست).
    • هِ: ضمیر متصل مجرور، مضاف‌الیه؛ برمی‌گردد به «مَن».

نکته نحوی: ساخت «أَمّا … فَـ …» برای تفصیل و تقسیم است: «اما کسی که … پس …». جمله اول شرط/تقسیم، جمله دوم نتیجه/خبر آن است.

  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: جمله خبری توصیفی (بخش شرط/تقسیم).
    • معنا: بیان وضعیت گروهی در قیامت که نامه اعمال‌شان به دست راست‌شان داده می‌شود.
  1. فَيَقولُ هاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتابِيَهْ
  • فَ: حرف عطف/تفریع؛ نتیجه بر جمله قبل: «پس».
  • يَقولُ: فعل مضارع مرفوع، غایب مفرد مذکر؛ «می‌گوید».
    • ریشه: ق و ل (گفتن).
  • هاؤُمُ: اسم فعل/لفظِ ندا برای تحریض به گرفتن چیزی، به معنای «بگیرید» (خطاب به جمع). این واژه در عربی کهن برای دادن چیزی به حاضران به‌کار می‌رود. «هاؤمُ» = «ها» (حرف تنبيه/إعطاء) + «أُم» بنابر برخی تحلیل‌ها. کارکرد: دعوت به گرفتن.
    • ریشه: به‌عنوان اسم فعل، ریشه صرفی مستقل ندارد.
  • اقْرَؤُوا: فعل امر مخاطب جمع مذکر از «قرأ يقرأ»؛ «بخوانید».
    • ریشه: ق ر أ (خواندن).
    • ساخت: اِفْعَلوا → «اقرؤوا» با همزه وصل و واو جمع.
  • كِتابِيَهْ: «نامه‌ام» همراه با هاءِ سَكْت (هاء وقف) در پایان. «كتاب» + یاءِ متکلم مفرد + هاءِ سَكْت. در وقف «هْ» ساکن تلفظ می‌شود و در وصل می‌تواند ساقط گردد.
    • ریشه: ك ت ب.
    • اعراب: مفعول بهِ «اقرؤوا».
    • یاءِ متکلم: مضاف‌الیه.
    • هاء سكت: برای تثقيل/وقف در قرائت.
  • نوع جمله و معنا:
    • نوع: جمله خبری-قولی با گفتار مستقیم؛ درون آن جمله امری («اقرؤوا») و اسم فعل «هاؤمُ» هست.
    • معنا: شخصِ سعادتمند با شادمانی به دیگران می‌گوید: «بگیرید! نامه‌ام را بخوانید.»

جمع‌بندی معنایی آیه به فارسی روان (در عین حفظ لفظ‌گرایی):

  • پس امّا کسی که نامه‌اش به دست راستش داده شود، پس می‌گوید: بگیرید، نامه‌ام را بخوانید.

نکات صرفی و بلاغی تکمیلی:

  • تقابل «بيمينه» با «شِماله/وراءِ ظهره» در آیات دیگر، نشانهٔ سعادتمندی/قبولی است.
  • آوردن مضارع «فيقول» بعد از ماضی مجهول «أُوتِيَ» حالتی زنده و تجسّمی می‌سازد (استحضار صحنه).
  • «هاؤمُ» از الفاظ نادر در قرآن است که جنبش و دعوتِ علنی به نشان دادن شادمانی را می‌رساند.
  • «هاءُ السَّكت» در «كتابِيَهْ» از ویژگی‌های رسم و قرائت است و معنای لغوی را تغییر نمی‌دهد، فقط در وقف حفظ می‌شود.
Nach oben scrollen