| و به طریق اخیر است که ما بسوی تو وحی کردیم، کلماتی را بصورت روح (روح در اصطلاح قرآن بمعنای انرژیست و انرژی و قوّه انواعی دارد که نوعی از آن قابل تبدیل به کلمات است و بصورت کلمات قرآن در گوش روح پیغمبر اسلام شنیده میشد، از چیزی که شبیه به یک ستاره بود و چشم روح پیغمبر اسلام آنرا در هنگام وحی میدید که از افق بسیار بالا، به سرعت، به پائین می افتاد و به فاصله کمتر از دو کمان جلوی پیغمبر اسلام قرار می گرفت و قرآن را به گوش روح پیغمبر میخواند و پیغمبر اسلام وقتی از فشار آن قوه راحت میشد، مطالب وحی شده را در حافظه خود درک میکرد و آنرا برای مردم میگفت و اسم آن مامور جبرئیل است، یعنی قوه الله) و آن از فرمان ما بوده و تو نه کتاب آسمانی می دانستی که چیست و نه ایمان را می شناختی (یعنی پیغمبر اسلام قبل از اینکه در چهل سالگی مامور پیغام رسانی شود از مطالب هیچ یک از کتابهای آسمانی خبر نداشت و نمی دانست چه مطالبی از آنها تحریف شده اند و نیز ایمان صحیح را نمی شناخت که چگونه است. چنانکه می دانیم پیغمبر اسلام مردی بیسواد بود و در محیط دور از کتاب و سواد مکه زندگی میکرد، او مردی بود که جز زندگی و تجارتش برای زنش خدیجه هیچ فکر و کاری نداشت و به عقاید بت پرستان و یا یهودیان و مسیحیان نیز توجهی نمیکرد، مانند اکثر مردمی که کاری به دین و مذهب ندارند، ولی روحاً آدم نیکوکاری هستند و اینها همه در متن قرآن شرح داده شده است) بلکه مطالب قرآن را ما نوری کردیم که بوسیله آن بتوانیم هر یک از بندگان خود را که بخواهیم راهنمائی نمائیم و به یقین، تو بسوی راهی مستقیم مردم را هدایت میکنی (۵۲) |
042-052-064-شورى
« Back to Glossary Index
