037-011-059-صافات

« Back to Glossary Index
پس تو ای محمد، از مردم مکه بپرس، آیا آفرینشِ ایشان محکم تر است یا آن مردم بالاتر که آفریده ایم؟ به يقين، ما آنها را از گلی بهم چسبیده آفریده ایم (یعنی بشرهای کراتِ نفوس دارِ دیگر که بر طبق آیات دیگری در سوره های مختلف قرآن، کراتی هستند که مانند زمین دارای ماه میباشند و جزء منظومه شمسی هستند و عددشان شش میباشد، سلولها و خمیره ایشان، فشرده تر و سنگین تر از خميره مردم روی زمین است) (11)
آیه: 11. فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا ۚ إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ

  1. جملهٔ عربی: فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا

ترجمهٔ لفظ‌به‌لفظ به فارسی: پس از ایشان فتوا/داوری بطلب: آیا آنان سخت‌تر در آفرینش‌اند یا آن‌که ما آفریدیم؟

تحلیل و دستور و ریشه‌ها:

  • فَ: حرف عطف/تفریع «پس».
  • اسْتَفْتِهِمْ: فعل امر، باب استفعال از ریشهٔ ف-ت-ی (فتوی/استفتاء)، مخاطب مفرد مذکر، «بپرس/درخواست فتوا کن» + «هم» ضمیر مفعولی «از ایشان/ایشان را».
    • ساخت: اسْتَفْتَى يَسْتَفْتِي، امر: اسْتَفْتِ. ضمیر «هم» متصل.
  • أَ: همزهٔ استفهام، برای پرسش تأکیدی.
  • هُمْ: ضمیر منفصل رفعی، مبتدا.
  • أَشَدُّ: خبر مبتدا، اسم تفضیل از «شَدِيد»، ریشهٔ ش-د-د. به معنای «سخت‌تر/نیرومندتر».
  • خَلْقًا: تمییز منصوب، از مصدر «خَلَقَ»، ریشهٔ خ-ل-ق؛ تمییز برای بیان درجهٔ شدت در حوزهٔ آفرینش.
  • أَمْ: حرف عطفِ استفهامیهٔ «یا».
  • مَّنْ: اسم موصول (با ادغام میم برای تشدید آوایی)، «کسی که/آنچه».
  • خَلَقْنَا: فعل ماضی، «آفریدیم»، فاعل: «نا» (ما). ریشهٔ خ-ل-ق. ساختار نحوی: جملهٔ امری («فاستفتهم») + جملهٔ استفهامی تفضیلی مقایسه‌ای («أهم أشد خلقاً أم من خلقنا»). نوع جمله: امر و پرسشی (استفهام انکاری/تقریری برای توبیخ و جاانداختن حقیقت). معنا: خدا به پیامبر می‌فرماید با پرسش رو در رو، آنان را وادار به اقرار کن که آیا خودشان از نظر آفرینش سخت‌تر و نیرومندترند یا موجوداتی که ما آفریده‌ایم (مانند آسمان‌ها، فرشتگان، جنیان، اقوام نیرومند). نکتهٔ بلاغی: استفهام برای اقرارگیری و شکستن پندار برتری انسان متکبر؛ تمییز «خلقاً» برای مشخص‌کردن حوزهٔ شدت.
  1. جملهٔ عربی: إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ

ترجمهٔ لفظ‌به‌لفظ به فارسی: همانا ما آنان را از گِلی چسبنده آفریدیم.

تحلیل و دستور و ریشه‌ها:

  • إِنَّ: حرف توکید و نصب.
  • نا: ضمیر «ما»، اسم إنّ (إِنَّنا ← إِنَّا).
  • خَلَقْنَا: فعل ماضی «آفریدیم»، فاعل «نا» (ما). ریشهٔ خ-ل-ق.
  • هُمْ: ضمیر مفعولی «آنان را».
  • مِنْ: حرف جر «از».
  • طِينٍ: اسم مجرور، «گِل». ریشهٔ ط-ي-ن.
  • لَّازِبٍ: صفت برای «طين»، مجرور به تبع، به معنی «چسبنده/سفت و چسبناک». ریشهٔ ل-ز-ب (لزوب/لزابة: چسبیدن و ملازمت). ساختار نحوی: جملهٔ اسمیهٔ مؤکد با «إنَّ» و خبر آن جملهٔ فعلیه («خلقناهم…»). نوع جمله: خبریِ مؤکد. معنا: تبیین منشأ مادّی و ضعف‌پذیر انسان برای ردّ ادعای سخت‌بودن آفرینش او؛ یادآوری اینکه انسان از ماده‌ای پست‌پایه و چسبنده خلق شده است، پس ادعای برتری در قیاس با مخلوقات عظیم‌تر بی‌وجه است. نکتهٔ لغوی: «لازب» نزدیک به «لازِم/لازِب» در معنای «ملتصق و چسبنده»؛ تفاوت با «صلصال» (گِل خشکِ صدا‌دار) و «حَمَإٍ مَسْنُون» (گِل سیاهِ بدبو) که در آیات دیگر آمده، نشان از مراحل گوناگون مادهٔ آفرینش انسان دارد.

جمع‌بندی معنایی: بخش نخست با امر به پرسش، مخاطبانِ منکر را به مقایسه‌ای روشن می‌کشاند: قدرت و سختیِ آفرینش ایشان در برابر مخلوقات نیرومندتر خدا هیچ است. بخش دوم دلیل می‌آورد: انسان‌ها از گِلی چسبنده آفریده شده‌اند، پس ادعای برتری و استبعادِ معاد بی‌اساس است. جملهٔ اول کارکرد تنبیهی/توبیخی و اقناعی دارد، جملهٔ دوم کارکرد تعلیلی/توضیحی و تأکیدی.

Nach oben scrollen