037-006-059-صافات

« Back to Glossary Index
ما این آسمانِ پست تر را به آرایشِ ستارگانِ درخشان آراسته ایم (آسمان نیلگون ما، پست ترین آسمان نسبت به آسمانهائی است که در جهان است و مقصود از آسمان، محیط اطراف کره ایست که در آن کره موجودات زنده عاقل، مانند بشر باشد، زیرا اصولا به جای زندگی بشر، زمین میگویند و به فضای بالا سرِ بشر، آسمان میگویند) (6)
۶. إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی به فارسی: همانا ما آسمانِ نزدیک/پایین (دنیا) را به زیور/آراستگی‌ای، [یعنی] ستارگان، آراستیم.

تحلیل و کالبدشکافی واژگانی و نحوی (صرف و نحو) به فارسی:

  • إِنَّ: حرف مشبه بالفعل برای تأکید و نصب، معنی: «به‌راستی/همانا». عمل نحوی: اسم بعد از خود را منصوب می‌کند و خبر را مرفوع (یا به صورت جمله فعلیه می‌آورد).
  • نا (در إِنَّا): ضمیر متصل «نا» به عنوان اسم «إنّ» در محل نصب؛ معنی: «ما».
  • زَيَّنَّا: فعل ماضی مزید (باب تفعیل) از ریشه «ز ي ن» به صورت «زَيَّنَ»، صیغهٔ ۱ جمع (ما) با ضمیر فاعلی «نا». معنی: «آراستیم/زیور دادیم». ساخت: ماضی، باب تفعیل، تشدید یاء علامت تفعیل است. فاعل: «نا».
  • السَّماءَ: اسم مفرد مؤنث، منصرف/غیرمنصرف؟ «السَّماء» غالباً غیرمنصرف شمرده می‌شود، اما با الف و لام می‌تواند تنوین نگیرد؛ در اینجا با «ال» و در حالت نصب به عنوان مفعولٌ‌بهِ اولِ فعل «زَيَّنَّا» آمده است. اعراب: منصوب (فتحۀ ظاهری). معنی: «آسمان».
  • الدُّنْيا: صفت برای «السَّماء»، مضاف‌الیه نیست بلکه نعتِ تابعِ «السَّماء» در اعراب و تعریف. واژه «الدنيا» مؤنث «الأدنى» به معنی «نزدیک‌تر/پایین‌تر» و اصطلاحاً «دنیا» یعنی «پایین‌ترین آسمان»؛ اعراب: مجرور لفظاً؟ در مقام نعتِ «السَّماء» باید منصوب باشد چون «السَّماءَ» منصوب است؛ صورت «الدنيا» مبنی‌المقاصد است و علامت ظاهر تغییر نمی‌کند، اما از نظر نحوی تابع در نصب است (نعت منصوب). معنی: «نزدیک/دنیا».
  • بِزِينَةٍ: جار و مجرور؛ «بِـ» حرف جر به معنی «به/با»، «زِينَةٍ» اسم مجرور نکره با تنوین کسر، از ریشه «ز ي ن» به معنی «زیور/آرایش/آراستگی». نقش: جار و مجرور متعلق به فعل «زَيَّنَّا»، برخی آن را «ب» برای تعدیه و بیان وسیله/حالت می‌گیرند: «با زیور». از نظر معنایی می‌تواند مصدری باشد که کیفیت تزیین را می‌نمایاند.
  • الْكَوَاكِبِ: جمع «كوكب» به معنی «ستاره/سیاره/جرم درخشان». اعراب: بسته به قرائت و توجیه نحوی دو احتمال مشهور دارد:
    1. بدل یا عطف بیان برای «زِينَةٍ» در محل جرّ: «بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ» یعنی «به زیوری که همان ستارگان است». در این صورت «الكواكبِ» مجرور است (و در رسم متنی اغلب با کسره آمده).
    2. یا مفعولٌ‌بهِ دومِ مقدری (در توجیهات نحوی کمتر رایج)؛ اما قرائت رایج آن را مجرور به عنوان بدل از «زينة» می‌گیرد. معنی: «ستارگان».

ریشه‌ها و ابواب:

  • زَيَّنَ: ریشه «ز-ي-ن»، باب تفعیل (تکثیر/نسبت دادن صفت)، معنی: آراستن.
  • زِينَة: مصدر/اسم مصدر از همان ریشه «ز-ي-ن»، معنی: زیور/آرایش.
  • سَماء: ریشه «س-م-و» (بلندی/رفعت)، «سَماء» یعنی «آنچه بالا است».
  • دُنْيا: از ریشه «د-ن-و» (نزدیکی/پستی)، مؤنث «أدنى» به معنی نزدیک‌تر/پایین‌تر.
  • كوكب/كواكب: ریشه «ك-و-ك-ب»، اسم جامد به معنی جرم درخشان آسمانی.

ساختار و نقش‌های جمله:

  • نوع جمله: جملهٔ اسمیه آغازشده با «إنّ» که خبر آن جملهٔ فعلیه است. ساخت: إنّ + اسم (نا) + خبر (جمله فعلیه: «زَيَّنَّا السَّماءَ …»).
  • ارکان کلیدی: مؤکِّد «إنّ»، فاعل ضمنی در فعل (نا)، مفعول اول «السّماءَ الدّنیا»، جار و مجرور «بزینةٍ»، بدل «الكواكبِ».
  • نکتهٔ سبکی: آوردن «بزینةٍ الكواكبِ» هم کیفیت تزیین (زیور) و هم مصداق آن (ستارگان) را روشن می‌کند.

معنی و مقصود در فارسی: بیان می‌کند که خداوند آسمان نزدیک به ما را با زیوری به نام ستارگان آراسته است؛ تأکید بر تزیین و زیبایی آسمان پایین با چراغ‌های آسمانی. از نظر دلالت، هم بر زیبایی و هم بر حکمت در چینش اجرام نورانی تأکید دارد.

Nach oben scrollen