037-005-059-صافات

« Back to Glossary Index
و پروردگار آسمانها و زمین و چیزهائیست که میان آسمانها و زمین اند و غیر از اینها، پروردگار تمام مکانهائی میباشد که نور افشانها آنها را روشن میسازند (این عبارت اشاره به تمام ستاره های ثوابت موجود در جهان است که هر یک مانند خورشید منظومه و سیاراتی دارند، چه چون زمین و آسمانها، زندگی در آنها باشد و چه نباشد) (۵)
۱) رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ

ترجمه به فارسی: پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، و پروردگار خاورگاه‌ها.

تحلیل و بررسی دستور زبان و ریشه‌ها:

  • نوع جمله: خبری اسمی (جملهٔ اسمیه) بدون فعلِ صریح؛ مبتدا محذوف یا مقدر است (مانند «هو»)، و خبر «رَبُّ …» است. معنی جمله بر بیان مالکیت/ربوبیت مطلق خدا دلالت می‌کند.
  • ساختار کلی: «رَبُّ» به عنوان خبر مبتدا (محذوف) آمده و مضاف است به چندین مضافٌ‌الیه که با حرف عطف «واو» به هم پیوند خورده‌اند: «السماوات»، «الأرض»، «ما بینَهُما»، و دوباره «رَبُّ المشارق» که به دلیل تکرار «رَبُّ» عطف بر خبر نخست است.
  • واژگان و اعراب:
    • رَبُّ: اسم، مفرد، مرفوع با ضمه (خبرِ مبتدای محذوف). معنی: پروردگار، صاحب اختیار، مدبّر. ریشه: ر-ب-ب (رَبَبَ) با معنای تربیت، پرورش، مالکیت و تدبیر.
    • السَّمَاوَاتِ: اسم جمع مؤنث سالم، مجرور به کسرة به‌سبب مضاف‌الیه بودن. مفرد: سَماء. ریشه: س-م-و (سَما) به معنی بلندی و ارتفاع.
    • وَ: حرف عطف.
    • الأَرْضِ: اسم، مفرد، مؤنث سماعی، مجرور به‌عنوان مضاف‌الیه. ریشه: ارض (سه‌حرفی اصلی: ا-ر-ض)، به معنی زمین.
    • وَ: حرف عطف.
    • مَا: اسم موصول غیرعاقل. معنی: آنچه.
    • بَيْنَ: ظرف مکان (اسم ظرف)، مجرور لفظاً پس از «ما» در ترکیب «ما بينَهما»، ولی در عمل مضاف است. ریشه: ب-ي-ن (بون/بین) به معنی فاصله.
    • هُمَا: ضمیر متصل، مثنّى، مجرور به‌عنوان مضافٌ‌الیهِ «بینَ»، مرجع: آسمان‌ها و زمین.
    • وَ: حرف عطف.
    • رَبُّ: تکرار خبر برای تاکید و نیز آغاز معطوف دوم؛ مرفوع.
    • الْمَشَارِقِ: اسم جمع (جمع مکسرِ «مشرق»)، مجرور به‌عنوان مضافٌ‌الیه. ریشهٔ «مشرق»: ش-ر-ق از باب «شَرَقَ» به معنی برآمدن/طلوع (خورشید از شرق). «مشارق» اشاره به تعدد نقاط طلوع خورشید در طول سال (اختلاف افق‌ها و فصول).
  • نکات نحوی:
    • حذف مبتدا: تقدیر «هو» یا «هو اللهُ» فهمیده می‌شود؛ پس: «(هو) ربُّ السماوات … وربُّ المشارق».
    • عطف: «وربُّ المشارق» بر «ربُّ السماوات …» عطف شده و هر دو خبر برای مبتدای محذوف‌اند.
    • «ما بینهما»: ترکیب موصولی؛ «ما» موصول، صلهٔ موصول جملهٔ جار و مجرور «بینهما» است و عایدش همان «ما» است.
    • تعریف و تخصیص: «الـ» در «السماوات»، «الأرض»، «المشارق» عهد ذهني/استغراق جنسی می‌دهد؛ شمول کلی را می‌رساند.
  • نکات معنایی:
    • گسترهٔ ربوبیت: شامل کل ساختار کیهانی (آسمان‌ها، زمین، و هر آنچه میان آن‌هاست).
    • «المشارق» به صورت جمع: اشاره به تعدد جایگاه‌های طلوع (روزنه‌های طلوع خورشید/ماه/ستارگان در افق‌های مختلف و فصول)، تأکید بر نظم کیهانی و ربوبیت بر زمان‌ها و جهات.
    • نتیجهٔ مفهومی: بیان حاکمیت، مالکیت، و تدبیر مطلق خدا بر همهٔ هستی.
  • صرف و وزن‌ها:
    • رَبّ: ثلاثی‌مزید نیست؛ اسم ذات/معنوی از ریشهٔ ر-ب-ب.
    • سَماء: بر وزن «فَعاء»، جمع آن «سماوات» با پسوند جمع مؤنث سالم.
    • أرض: اسم جامد، جمع آن «أراضٍ/أراضي».
    • مَشْرِق: اسم مکان/زمان بر وزن «مَفْعِل» از فعل «شَرَقَ»؛ جمع مکسر «مشارِق» بر وزن «مَفاعِل».

نوع جمله و مقصود:

  • نوع: خبری، تاکید بر توحید ربوبی.
  • مقصود: معرفی خدا به‌عنوان تنها پروردگار همهٔ مراتب هستی و همهٔ جهات طلوع، که دلالت بر یگانگی در تدبیر و مالکیت دارد.
Nach oben scrollen