| و ما به تو، آن سوره ی هفت آیه ای را دادیم که جزئی از آن کتابِ پر پیچ و خم که این قرآن بس بزرگ باشد (مقصود سورة الحمد است که با بسم الله، جمعا هفت آیه است و خلاصه ی آسانی از قرآن بزرگ میباشد، قرآنی که مثانی است و مثانی جمع مثنی میباشد و مثنی در حال مفرد در لغت یعنی محل پیچ جاده یا محل پیچ دست یا پا که آنرا آرنج و زانو میگویند و این صفت برای آیات قرآنی از آن روست که قرآن را نباید، بدون توجه به پیچ و خم های آن و بدون رجوع دادنِ هر آیه ای به آیاتِ دیگری که به آن آیه مربوط است، تفسیر کرد، زیرا بعضی از آیات قرآنی تفسیر کننده ی بعضی دیگرند، هر کس این شرایط را در تفسیر قرآن مراعات کند، قرآن را تفسیری قانونی کرده و میتواند تمام اختلافات تفسیری را برطرف سازد و هر کس این شرایط را مراعات نکند و تصور کند فهم آیات قرآنی برای همه کس خیلی آسان میباشد و یا در تفسیرِ قرآن از خيالها و یا روايات تقلید نماید، تفسیر به رای کرده و دچار اختلافات تفسیری میشود و جایش در آتش دوزخ خواهد بود و ضمنا باید بدانیم، آنچه گفتیم با آیه ای که در قرآن تکرار شده که قرآن برای پند گرفتن و تعليم هر کنجکاوی آسان گردیده، منافات ندارد، زیرا قرآن برای محققین کنجکاو و بی غرض آسان شده، نه برای هر نادان و سطحی بینی) (۸۷) |
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَو بهراستی به تو هفت آیه از آیاتِ تکرارشونده و قرآنِ بزرگ را عطا کردیم. وَ ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ حرفِ عطف است و برای پیوند دادن این آیه با مطالب پیشین بهکار رفته است؛ معنا: «و». لَقَدْ «لَـ» حرفِ تأکید و «قَدْ» حرفِ تحقیق است؛ هر دو مبنیاند و نقش اعرابی ندارند؛ برای تأکید قطعیِ وقوعِ فعل آمدهاند؛ معنا: «قطعاً»، «بهراستی»، «یقیناً». آتَيْنَاكَ ریشه: «أ ت ي»؛ فعل ماضی، باب اِفعال، صیغهٔ اول شخص جمع؛ «نا» فاعل، یعنی «ما»، و «کَ» ضمیر پیوسته در محل نصب، مفعولبهِ اول، یعنی «تو» است؛ معنا: «به تو عطا کردیم»، «به تو بخشیدیم». سَبْعًا ریشه: «س ب ع»؛ اسمِ عدد، مفرد، منصوب با فتحه؛ مفعولبهِ دومِ «آتَيْنا» است؛ معنا: «هفت». مقصود، هفت آیهٔ سورهٔ فاتحه است که در نماز و تلاوت بسیار تکرار میشوند. مِنَ ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ حرفِ جرّ است؛ «الْمَثَانِي» را مجرور میکند و در اینجا برای بیان یا تبعیض آمده است؛ معنا: «از». الْمَثَانِي ریشه: «ث ن ي»؛ اسم جمع یا جمعِ «مَثْنَى/مَثْنِيَّة»، مجرور با کسره به سببِ «مِنْ»؛ به چیزهایی گفته میشود که تکرار میشوند یا دو بار و چند بار خوانده میشوند؛ معنا: «آیاتِ تکرارشونده». در این آیه، بهطور ویژه بر سورهٔ فاتحه اطلاق شده است. وَ ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ حرفِ عطف است؛ «الْقُرْآنَ» را به «سَبْعًا» عطف میکند؛ معنا: «و». الْقُرْآنَ ریشه: «ق ر أ»؛ اسم، معرفه با «ال»، منصوب با فتحه؛ معطوف بر «سَبْعًا» و مفعولبهِ دومِ «آتَيْنا» است؛ معنا: «قرآن»، یعنی کتابی که خوانده میشود. الْعَظِيمَ ریشه: «ع ظ م»؛ صفت، مفرد، مذکر، معرفه، منصوب با فتحه؛ صفتِ «الْقُرْآنَ» است و از آن در اعراب پیروی میکند؛ معنا: «بزرگ»، «بسیار والا»، «دارای عظمت». |
015-087-057-حجر
« Back to Glossary Index
