011-006-055-هود

« Back to Glossary Index
و هیچ جنبندهای در زمین نیست، مگر آنکه روزی آن بر الله است (الله هر جنبنده ای را قانونی در خلقتش گذاشته که روزی خود را بشناسد و در محیطی او را جا داده که روزی او نیز در آنجا باشد و اگر روزیِ محیطی کم شد، خورنده آن نیز کم میشود و اگر زیاد باشد، خورنده آن نیز زیاد) و الله میداند هر جنبنده، کجا را محل قرار خود میکند و به کجا میرود و برمیگردد و تمام اینها در کتاب واضحی میباشد (تمام جهان كتاب الله است که امواج هر حرکتی در آن ثبت میگردد و بر اساس زنجيره علت و معلولها همه چیز در نزد الله که از مجموعه خلقت جدا نیست، میباشد و آنچه مورد مصلحت الله است از طرف الله انجام میشود ) (6)

وَما مِن دابَّةٍ فِي الأَرضِ إِلّا عَلَى اللَّهِ رِزقُها وَيَعلَمُ مُستَقَرَّها وَمُستَودَعَها ۚ كُلٌّ في كِتابٍ مُبينٍ

ترجمه کامل:
و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر آن‌که روزیِ او بر عهده‌ی خداست، و او جای ماندن و جای سپرده شدنِ آن را می‌داند؛ همه (این‌ها) در کتابی روشن ثبت است.


جمله‌ی اول:
«وَما مِن دابَّةٍ فِي الأَرضِ إِلّا عَلَى اللَّهِ رِزقُها»

ترجمه:
و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر این‌که روزیِ او بر عهده‌ی خداست.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • حرف عطف (واوِ وصل)
    • جمله را به جمله‌های قبل یا بعد پیوند می‌دهد.
    • در فارسی معمولاً به «و» ترجمه می‌شود، و نقش معنایی‌اش ایجاد پیوستگی سخن است.
  • ما
    • در این‌جا «ما» نافیه است؛ یعنی «هیچ، نه».
    • مفهوم جمله را به نفیِ کلی می‌برد: «هیچ جنبنده‌ای نیست…».
  • مِن
    • در این‌جا «مِن» زائده‌ی تأکید است که بعد از «ما» نافیه می‌آید.
    • کارش تأکید بر استغراق و شمول است؛ یعنی تأکید بر این‌که «حتی یک مورد هم خارج نیست».
    • در فارسی ترجمه‌ی مستقیمی ندارد، بیشتر نقش تأکیدی دارد.
  • دابَّةٍ
    • از ریشه‌ی «دَبَّ – یَدِبُّ» به معنی «آهسته راه رفتن، حرکت کردن بر روی زمین».
    • «دابّه» به هر جنبنده‌ای روی زمین گفته می‌شود؛ هر موجود زنده‌ای که روی زمین حرکت می‌کند؛ شامل انسان، حیوان و حتی حشرات.
    • به صورت نکره (دابَّةٍ) آمده که همراه با «ما مِن» دلالت بر عموم و شمول می‌کند: «هیچ جنبنده‌ای، از هیچ نوع».
  • فِي الأَرضِ
    • فِي: حرف جر، به معنی «در».
    • الأَرض: زمین؛ یعنی سراسر خشکی‌ها و سرزمین‌ها.
    • ترکیب «دابّةٍ في الأرض» یعنی هر جنبنده‌ای که روی این کره‌ی خاکی زندگی و حرکت می‌کند؛ یعنی گستره‌ی عموم همه‌ی موجودات زمینی.
  • إِلّا
    • ادات استثناست، بعد از «ما»ی نفی می‌آید.
    • ترکیب «ما … إلا …» معنای «نیست مگر این‌که …» می‌دهد.
    • ساختار «ما مِن دابّةٍ … إِلّا …» یعنی: هیچ جنبنده‌ای نیست مگر این‌که … (همه شامل حکم بعدی می‌شوند).
  • عَلَى اللَّهِ
    • عَلَى: حرف جر، در این‌جا بیانِ «بر عهده بودن، واجب بودن، ضمانت» می‌کند.
    • اللَّهِ: نام مقدس خداوند.
    • «عَلَى اللَّهِ» یعنی: بر عهده‌ی خداست، متکفّل و ضامن آن است.
    • بیانگر این است که تأمین روزی، مسئولیت اصلی خداست، نه مخلوقات.
  • رِزقُها
    • رِزق: روزی، آن‌چه مایه‌ی بقا و بهره‌مندی موجود زنده است؛ شامل خوراک، نیازهای مادی و هر آن‌چه وسیله‌ی ادامه‌ی حیات است.
    • ها: ضمیر متصل، به «دابّة» برمی‌گردد؛ یعنی «روزیِ او / روزیِ آن جنبنده».
    • «رِزقُها» یعنی روزیِ هر جنبنده، آنچه برای زندگی‌اش مقدّر و فراهم می‌شود.
    • مجموع عبارت «عَلَى اللَّهِ رِزقُها» یعنی: تأمین روزیِ هر جنبنده، بر عهده‌ی خداست، اوست که آن را تضمین و مقدّر می‌کند.

جمله‌ی دوم:
«وَيَعلَمُ مُستَقَرَّها وَمُستَودَعَها»

ترجمه:
و (خدا) جای ماندن و جای سپرده شدنِ آن (جنبنده) را می‌داند.

توضیح واژه‌ها:

  • وَ
    • واو عطف، این جمله را به جمله‌ی قبل وصل می‌کند.
    • یعنی علاوه بر این‌که روزی آن‌ها را بر عهده دارد، علم و آگاهی کامل هم از تمام وضعیتشان دارد.
  • يَعلَمُ
    • فعل مضارع از ریشه‌ی «عَلِمَ – يَعلَمُ»، به معنی «می‌داند، آگاه است».
    • فاعلِ این فعل، خداوند است (مستتر: هو).
    • مضارع بودن، دوام و استمرار علم الهی را نشان می‌دهد؛ یعنی همیشه و در هر لحظه می‌داند.
  • مُستَقَرَّها
    • مُستَقَرّ از ریشه‌ی «قَرَّ – يَقِرُّ» به معنی «قرار گرفتن، آرام گرفتن، ثابت شدن».
    • «مستقر» یعنی «جای قرار، محل استقرار، جایی که موجود در آن مستقر و ساکن می‌شود».
    • ها: ضمیر متصل، باز هم به «دابّة» برمی‌گردد.
    • در تفسیرها برای «مستقرّ» چند معنا گفته‌اند، از جمله:
      • محل زندگی فعلی هر موجود (خانه، لانه، سرزمین، بدن مادر برای جنین، یا جای حضورش در دنیا).
      • جایی که او در آن به طور نسبتاً پایدار زندگی می‌کند.
    • معنای عمومی: هر جایی که آن موجود در آن «قرار» دارد.
  • وَ
    • واو عطف؛ «مستقرّ» و «مستودع» را به هم وصل می‌کند، یعنی دو جنبه‌ی متفاوت از وضعیت آن موجود زنده را بیان می‌کند.
  • مُستَودَعَها
    • مُستَودَع از ریشه‌ی «وَدَعَ / أَودَعَ» به معنی «به امانت نهادن، سپردن، جایِ سپرده شدن».
    • «مستودع» یعنی محلّ امانت، جای سپردن، جایی که موجود به طور موقت در آن گذاشته می‌شود.
    • ها دوباره به «دابّة» برمی‌گردد.
    • در تفسیرها درباره‌ی «مستودع» هم چند احتمال آمده، مثل:
      • جایی که موجود از آن‌جا منتقل می‌شود (مثلاً حالت جنین پیش از استقرار کامل، یا جای موقت).
      • جای نگهداری موقت، در برابر جای استقرار پایدار.
    • حاصل معنا: خدا هم محل استقرار دائمی‌تر را می‌داند، هم محل موقتی و مرحله‌های گذرای وجود آن موجود را.

مجموع جمله «وَيَعلَمُ مُستَقَرَّها وَمُستَودَعَها» یعنی:
خداوند کاملاً آگاه است که هر موجود زنده کجا ساکن می‌شود، از کجا آغاز می‌کند، در چه مرحله و چه مکانی به طور موقت یا دائم قرار می‌گیرد، و هیچ‌یک از رفت‌وآمدها، جابه‌جایی‌ها، تولد، مرگ، یا تغییر وضعیت‌های آن از علم او پنهان نیست.


جمله‌ی سوم:
«كُلٌّ في كِتابٍ مُبينٍ»

ترجمه:
همه (این‌ها) در کتابی روشن ثبت است.

توضیح واژه‌ها:

  • كُلٌّ
    • «کلّ» به معنی «همه، هر چیز».
    • تنوین آن، دلالت بر عمومیت و استقلال لفظ دارد.
    • مرجع «کلّ» در این‌جا، همه‌ی آنچه پیش‌تر ذکر شد است:
      • همه‌ی جنبندگان،
      • روزیِ آن‌ها،
      • محل استقرارشان،
      • محل سپرده شدنشان،
      • و همه‌ی وضعیت‌ها و احوالشان.
    • یعنی: همه‌ی این جزئیات بدون استثنا.
  • في
    • حرف جر، به معنی «در».
    • در این‌جا اشاره به درون چیزی دارد که احاطه و ثبت را می‌رساند.
  • كِتابٍ
    • در لغت به معنی «نوشته، سند مکتوب، ثبت شده».
    • در اصطلاح آیات، معمولاً اشاره به «لوح محفوظ» یا کتابی است که همه‌ی مقدّرات و اطلاعات در آن ثبت است.
    • «کتاب» در این‌جا یعنی نظام ثبت و ضبط الهی؛ جایی که هیچ چیز از آن فروگذار نشده.
    • نکره بودنش با وصف «مبین» همراه شده تا عظمت و صفتش را نشان دهد، نه ناشناخته بودنش.
  • مُبينٍ
    • از ریشه‌ی «بَانَ – يُبين» به معنی «روشن بودن، آشکار کردن».
    • «مبین» یعنی «روشن، آشکار، توضیح‌دهنده، بیانگر».
    • «کتاب مبین» یعنی کتابی که:
      • هم خودش روشن و بدون ابهام است،
      • هم حقایق را آشکارا در خود دارد و بیان می‌کند.

مجموع جمله «كُلٌّ في كِتابٍ مُبينٍ» یعنی:
همه‌ی این امور (همه‌ی جنبندگان، روزی‌هایشان، محل‌های استقرار و سپرده شدنشان، و تمام جزئیات زندگی و مراحل وجودشان) در یک کتابِ بسیار روشن و دقیق نزد خدا ثبت شده است؛ هیچ چیز از دایره‌ی علم و ثبت الهی بیرون نمانده است.


Nach oben scrollen